بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره 46: الأحقاف


: وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَرًا مِّنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا


حَضَرُوهُ قَالُوا أَنصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِم مُّنذِرِينَ



و چون تنى چند از جنّ را به سوى تو روانه كرديم كه قرآن


را بشنوند. پس چون بر آن حاضر شدند [به يكديگر] گفتند:


«گوش فرادهيد.» و چون به انجام رسيد، هشداردهنده به


تفسیر نور


آشنايى با قرآن، افق ديد انسان را باز و وسيع مى‏كند.

قرآن مى‏گويد: موجود صاحب شعور و اراده تنها انسان نيست،

بلكه موجودات ديگر به نام جنّ، با داشتن همان شرايط، توان بيشترى دارند.

شايد در اين آيه تعريضى به انسان‏هاى مشرك و منحرف باشد كه خود را

عقل كل مى‏دانند كه اگر شما با شنيدن اين همه آيات ايمان نياورديد،

امّا جنّيان با شنيدن چند آيه، هم ايمان آوردند و هم مبلّغ آن شدند.

1- اداره هستى به دست خداوند است. (آنجا كه خداوند اراده كند،

مسير حركت‏ها عوض مى‏شود.) «صرفنا»

2- جن همانند انسان داراى عقل و تكليف و مسئوليّت و قدرت انتخاب

و ارشاد همنوع خود است. «يستمعون القرآن...»

3- جن نيز مى‏فهمد كه به هنگام استماع قرآن، بايد سكوت كرد.

«يستمعون القرآن... قالوا انصتوا»

4- پس از شناخت حق، حركت لازم است. «يستمعون القرآن... ولّوا الى قومهم»


5 - در تبليغ بايد از آشنايان و نزديكان شروع كرد. «الى قومهم»


6- هر جا استعداد و آمادگى باشد، چند آيه و چند تذكر كارساز است.

«يستمعون القرآن... ولّوا الى قومهم منذرين»

7- جن نيز داراى زندگى اجتماعى است.

«نفراً من الجنّ... ولّوا الى قومهم منذرين»

سوى قوم خود بازگشتند.

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور ۱۳۹۲ساعت 17:28  توسط محمد ضیغم تبار  |