|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ سوره 81: التكوير وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ و اين (قرآن) گفتار شيطانى رانده شده (از درگاه خدا) نيست «ضَنين» از «ضَنّ» به معناى بخل ورزيدن است. اين كلمه يك بار بيشتر در قرآن به كار نرفته است. مخالفان پيامبر، به او نسبتِ مجنون مىدادند و مراد آنان، ارتباط پيامبر با جنّيان بود و در واقع، قرآن را از القائات جنّ بر پيامبر مىدانستند. لذا اين آيات، در مقام رفع اين تهمت مىفرمايد: پيامبر، فرشته وحى را به روشنى ديده و قرآن را از او دريافت كرده ا ، نه آنكه شيطان بر قلب پيامبر چيزى را القا كرده باشد و او گمان نموده كه وحى الهى است. 1- گاهى بايد تهمتها را بىجواب نگذاشت و پاسخ داد. <<و ما صاحبكم بمجنون>> 2- پيامبر، همراه با مردم و در كنار آنان زندگى مىكرد. <<صاحبكم>> 3- پيامبر، جبرئيل را مىديد. <<و لقد رأه>> (چنانكه در سوه نجم آيه 13 مىفرمايد: <<لقد رأه نزلةً اخرى>>) 4- در برابر تحقيرها، تكريم تحقير شدهها لازم است. <<لقد راه بالافق المبين>> 5 - شكر علم، بازگويى آن است و بخل علمى، امرى ناپسند است. <<و ما هو على الغيب بضنين>> 6- پيامبر اكرم علم غيب مىدانست. <<و ما هو على الغيب بضنين>> 7- رسول خدا، نه از درون گرفتار جنون است: <<ما صاحبكم بمجنون>> و نه از بيرون تحت تأثير القائات شيطانى است. <<و ما هو بقول شيطان رجيم>> 8 - قرآن، در مرحله نزول از هرگونه تحريفى محفوظ است و جبرئيل هيچ گونه دخل و تصرفى در آن نمىكند، <<رسول كريم... امين>> همان گونه كه در مرحله دريافت دچار هيچ كم و كاست نمىشود. <<و ما هو على الغيب بضنين>> 9- قرآن، سخن فرشته وحى است، نه شيطان مطرود. <<لقول رسول كريم... ما هو بقول شيطان رجيم>> 10- بهترين نشانه سالم بودن عقل پيامبر، آن است كه شما عمرى با او مصاحبت و معاشرت داشته و هيچ فكر و كردار ناروايى از او نديدهايد. <<و ما صاحبكم بمجنون>> 11- در جايگاه ملاقات پيامبر با جبرئيل، جاى هيچ ابهامى نيست. <<الافق المبين>>
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 0:36  توسط محمد ضیغم تبار
|
|