بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 50: ق


قَالَ قَرِينُهُ رَبَّنَا مَا أَطْغَيْتُهُ وَلَكِن كَانَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ ﴿27﴾


[شيطان] همدمش مى‏گويد پروردگار ما من او را به عصيان 


وانداشتم ليكن [خودش] در گمراهى دور و درازى بود (27)


قَالَ لَا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُم بِالْوَعِيدِ ﴿28﴾


[خدا] مى‏فرمايد در پيشگاه من با همديگر مستيزيد [كه] 


از پيش به شما هشدار داده بودم (28)


تفسیر نور
امام صادق‏عليه السلام فرمودند: منظور از قرين در اين آيه، شيطان است.


<355> آرى، در جاى ديگر نيز مى‏خوانيم: شيطان، قرين بعضى


از خلافكاران مى‏گردد.<356> «فهو له قرين»<357>


يكى از عوامل دوزخى شدن انسان، دوست و هم‏نشين بد


است، چنانكه قرآن در اين آيات، از شيطان به عنوان هم‏نشينى 


كه انسان را به دوزخ مى‏افكند نام برده است. يكى از ناله‏ هاى


دوزخيان در قيامت، اظهار ندامت از گرفتن دوستان بد در دنياست،


چنانكه قرآن سخن آنان را چنبيان مى‏فرمايد: 


«يا ويلتى‏ ليتنى لم اتّخذ فلاناً خليلاً»<358> 


اى كاش! فلانى را به دوستى نمى‏گرفتم.


در قيامت، ميان مجرمان با يكديگر، و مجرمان با رهبران فاسد، 


و مجرمان با شيطان، گفتگوهايى است و هر كدام تلاش مى‏كنند 


كه گناه خود را به گردن ديگرى بياندازند. در قرآن، صحنه‏ هايى از


اين مشاجرات نقل شده است:


گاهى به يكديگر مى‏گويند: «لولا انتم لكنّا مؤمنين»<359> 


اگر شما نبوديد، قطعاً ما مؤمن بوديم، ولى پاسخ مى‏شنوند: 


«بل لم تكونوا مؤمنين»<360> هرگز چنين نيست، بلكه شما 


خودتان ايمان‏آور نبوديد.


در صحنه ديگر به رهبران فاسد مى‏گويند: «كنّا لكم تبعاً فهل


انتم مغنون عنّا»<361> ما تابع شما بوديم و بدبخت شديم،


آيا مى‏توانيد امروز گره ى از كار ما باز كنيد.


و در صحنه‏اى، شيطان را ملامت مى‏كنند و او مى‏گويد: 


«لا تلومونى و لوموا انفسكم...»<362> خودتان را سرزنش


كنيد، من كارى جز دعوت نداشتم، شما خودتان دعوت مرا پذيرفتيد.


اين آيه نيز سخنى از ابليس است كه مى‏گويد: پروردگارا من


آنان را به طغيان وانداشتم.


جهنّم همواره مى‏گويد: «هل من مزيد»، چنانكه جهنّميان 


نيز در دنياپرستى و مال و مقام و خوردن اموال مردم، 


«هل من مزيد» مى‏گفتند.


1- دوست و رفيق بد، انسان را به كجا مى‏كشاند؛


انسانى كه مى‏توانست با ابرار هم‏نشين باشد، همراه و هم‏نشين


شيطان گرديده است. «قرينه»


2- ابليس، به ربوبيّت خدا معترف است. «قال قرينه ربّنا»


3- به هوش باشيم كه ابليس در قيامت از خود سلب مسئوليّت


مى‏كند و از منحرفان تبرّى مى‏جويد. «ما اطغيته»


4- ابليس كار خود را تنها در محدوده دعوت و وسوسه مى‏داند،


نه اجبار مردم. «ما اطغيته»


5 - كار انسان به جايى مى‏رسد كه شيطان او را گمراه مى‏شمرد.



«قال قرينه... فى ضلال بعيد»


6- دوزخيان در قيامت با ابليس جدال و تخاصم دارند. «لا تختصموا لدىّ»


7- به جاى جدال و مخاصمه با شيطان در قيامت كه سودى ندارد، 


در دنيا به ستيز با او برخيزيم. «لا تختصموا لدىّ»


8 - قهر خدا، بعد از اتمام حجت است.

«القيا فى جهنّم... قد قَدّمتُ اليكم بالوعيد»


9- گفتگوها و جرّ و بحث‏ها در قيامت، حكم الهى را تغيير نمى‏دهد


و سبب بازنگرى و تجديد نظر در حكم نمى‏شود. «ما يبدّل القول لدىّ»


10- تغيير حكم و تخفيف كيفر ظالم، سبب ظلم به مظلومان است.


«ما يبدّل القول لدىّ و ما انا بظلاّم للعبيد»


11- به دوزخ افتادن مجرمان، ظلمى است كه آنان در حق خود 



مرتكب شده‏اند، نه ظلم خدا در حق آنان.


«القيا فى جهنّم... و ما انا بظلام للعبيد»


12- دوزخ، داراى نوعى شعور است و مخاطب خداوند 


قرار مى‏گيرد و سؤال‏الهى را پاسخ مى‏دهد. 


«هل امتلأت فتقول هل من مزيد»


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۲ساعت 1:30  توسط محمد ضیغم تبار  |