|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ سوره 50: ق قَالَ قَرِينُهُ رَبَّنَا مَا أَطْغَيْتُهُ وَلَكِن كَانَ فِي ضَلَالٍ
بَعِيدٍ [شيطان] همدمش مىگويد پروردگار ما من او را به عصيان وانداشتم ليكن
[خودش] در گمراهى دور و درازى بود قَالَ لَا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُم
بِالْوَعِيدِ [خدا] مىفرمايد در پيشگاه من با همديگر مستيزيد [كه] از پيش به شما
هشدار داده بودم تفسیر نور <355> آرى، در جاى ديگر نيز مىخوانيم: شيطان، قرين بعضى از خلافكاران مىگردد.<356> «فهو له قرين»<357> يكى از عوامل دوزخى شدن انسان، دوست و همنشين بد است، چنانكه قرآن در اين آيات، از شيطان به عنوان همنشينى كه انسان را به دوزخ مىافكند نام برده است. يكى از ناله هاى دوزخيان در قيامت، اظهار ندامت از گرفتن دوستان بد در دنياست، چنانكه قرآن سخن آنان را چنبيان مىفرمايد: «يا ويلتى ليتنى لم اتّخذ فلاناً خليلاً»<358> اى كاش! فلانى را به دوستى نمىگرفتم. در قيامت، ميان مجرمان با يكديگر، و مجرمان با رهبران فاسد، و مجرمان با شيطان، گفتگوهايى است و هر كدام تلاش مىكنند كه گناه خود را به گردن ديگرى بياندازند. در قرآن، صحنه هايى از اين مشاجرات نقل شده است: گاهى به يكديگر مىگويند: «لولا انتم لكنّا مؤمنين»<359> اگر شما نبوديد، قطعاً ما مؤمن بوديم، ولى پاسخ مىشنوند: «بل لم تكونوا مؤمنين»<360> هرگز چنين نيست، بلكه شما خودتان ايمانآور نبوديد. در صحنه ديگر به رهبران فاسد مىگويند: «كنّا لكم تبعاً فهل انتم مغنون عنّا»<361> ما تابع شما بوديم و بدبخت شديم، آيا مىتوانيد امروز گره ى از كار ما باز كنيد. و در صحنهاى، شيطان را ملامت مىكنند و او مىگويد: «لا تلومونى و لوموا انفسكم...»<362> خودتان را سرزنش كنيد، من كارى جز دعوت نداشتم، شما خودتان دعوت مرا پذيرفتيد. اين آيه نيز سخنى از ابليس است كه مىگويد: پروردگارا من آنان را به طغيان وانداشتم. جهنّم همواره مىگويد: «هل من مزيد»، چنانكه جهنّميان نيز در دنياپرستى و مال و مقام و خوردن اموال مردم، «هل من مزيد» مىگفتند. 1- دوست و رفيق بد، انسان را به كجا مىكشاند؛ انسانى كه مىتوانست با ابرار همنشين باشد، همراه و همنشين شيطان گرديده است. «قرينه» 2- ابليس، به ربوبيّت خدا معترف است. «قال قرينه ربّنا» 3- به هوش باشيم كه ابليس در قيامت از خود سلب مسئوليّت مىكند و از منحرفان تبرّى مىجويد. «ما اطغيته» 4- ابليس كار خود را تنها در محدوده دعوت و وسوسه مىداند، نه اجبار مردم. «ما اطغيته» 5 - كار انسان به جايى مىرسد كه شيطان او را گمراه مىشمرد. «قال قرينه... فى ضلال بعيد» 6- دوزخيان در قيامت با ابليس جدال و تخاصم دارند. «لا تختصموا لدىّ» 7- به جاى جدال و مخاصمه با شيطان در قيامت كه سودى ندارد، در دنيا به ستيز با او برخيزيم. «لا تختصموا لدىّ» 8 - قهر خدا، بعد از اتمام حجت است. «القيا فى جهنّم... قد قَدّمتُ اليكم بالوعيد» 9- گفتگوها و جرّ و بحثها در قيامت، حكم الهى را تغيير نمىدهد و سبب بازنگرى و تجديد نظر در حكم نمىشود. «ما يبدّل القول لدىّ» 10- تغيير حكم و تخفيف كيفر ظالم، سبب ظلم به مظلومان است. «ما يبدّل القول لدىّ و ما انا بظلاّم للعبيد» 11- به دوزخ افتادن مجرمان، ظلمى است كه آنان در حق خود مرتكب شدهاند، نه ظلم خدا در حق آنان. «القيا فى جهنّم... و ما انا بظلام للعبيد» 12- دوزخ، داراى نوعى شعور است و مخاطب خداوند قرار مىگيرد و سؤالالهى را پاسخ مىدهد. «هل امتلأت فتقول هل من مزيد»
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۲ساعت 1:30  توسط محمد ضیغم تبار
|
|