بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 50: ق


وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ


أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ﴿16﴾



و ما انسان را آفريده ‏ايم و مى‏دانيم كه نفس او چه وسوسه‏ اى 


به او مى‏كند و ما از شاهرگ [او] به او نزديكتريم (16)



تفسیر نور
«وسوسه» در لغت به معناى صداى آهسته است و در اصطلاح، 


كنايه از افكار ناپسندى است كه بر دل انسان مى‏گذرد.


كلمه «وريد» از ريشه‏ ى «ورود» به معناى رفتن به سراغ آب


است. از آنجا كه اين رگ، شاهراه گردش خون ميان قلب و 


ديگر اعضاى بدن است، آن را «وريد» گفته‏ اند.


براى ارشاد منحرفان از هر شيوه صحيحى بايد استفاده كرد. 


در آيات قبل نمونه‏ هايى از قدرت خداوند در هستى و نمونه‏ هايى


از سرنوشت شوم كسانى كه تكذيب مى‏كردند، بيان شد. اين


آيات، وجدان و عقل مردم را مخاطب قرار داده كه مگر ما در 


آفرينش اول عاجز شديم تا از آفرش دوم بازمانيم.


مشابه جمله‏ى «نحن أقرب اليه من حبل الوريد»، اين آيه


است: «انّ اللّه يحول بين المرء و قلبه»<346> خداوند ميان 


انسان و قلب او حايل مى‏شود.


سرچشمه‏ ى وسوسه، سه چيز است:


الف: نفس. «توسوس به نفسه»


ب: شيطان. «فوسوس لهما الشيطان»<347>


ج: بعضى انسان‏ها و جنّيان.


«الّذى يوسوس فى صدور الناس من الجِنّة والناس»<348>


علم خداوند به امور ما به دو علت است:


الف: چون آفريدگار ماست و خالق، مخلوق خود را مى‏شناسد: 


«الا يعلم من خلق»<349>، «و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما


توسوس به نفسه»


ب: چون بر ما احاطه دارد. «نعلم... و نحن اقرب اليه من حبل الوريد» 


لذا علم خدا دقيق، گسترده و بى واسطه است.


ريشه‏ ى شك در معاد دو چيز است: يكى اينكه خدا از كجا


مى‏داند هر كس چه كرده و ذرّات او در كجاست؟ ديگر اينكه


از كجا مى‏تواند دوباره بيافريند؟ اين آيه به هر دو جواب مى‏دهد:


مى‏تواند، چون قبلاً انسان را آفريده است. «ولقد خلقنا الانسان» 


مى‏داند، چون وسوسه‏ هاى ناديدنى را هم مى‏داند.  «نعلم ما توسوس به نفسه»


1- آفرينش هر موجود، گواه بر قدرت آفريدگار بر آفرينش مجدد آن است.


اگر آفريدن اول ممكن بود، خلقت دوباره نيز ممكن است. «افعيينا بالخلق الاول»


2- در گفتگو با مخالف، كوتاه‏ ترين و رساترين كلمات را بكار ببريد. 


«افعيينا بالخلق الاول» (ممكن شمردن يكى و محال شمردن ديگرى تناقض است)


3- كافران، دليلى بر انكار معاد ندارند، تنها شك و ترديد است. 


«بل هم فى لبس من خلق جديد»

4- اگر مى‏خواهيد عقيده‏ اى سالم داشته باشيد بايد وسوسه‏ ها


را از خود دور كرده و نفس خود را اصلاح كنيد. (انكار قيامت به خاطر


 آن است كه خود را از وسوسه‏ ها پاك نكرده‏ايد.)


«بل هم فى لبس... و نعلم ما توسوس به نفسه»


5 - علم و احاطه‏ ى خداوند به بشر، در طول حيات اوست.


«نحن اقرب اليه من حبل الوريد»

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۲ساعت 1:19  توسط محمد ضیغم تبار  |