بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 43: الزخرف


وَلَا يَصُدَّنَّكُمُ الشَّيْطَانُ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿62﴾


و مبادا شيطان شما را از راه به در برد زيرا او براى


شما دشمنى آشكار است (62)


شان نزول آیه
رسول خدا روزى با" وليد بن مغيره" در مسجد نشسته بود،

"نضر بن حارث" نيز آمد و در كنار آنها نشست. گروهى از سران

قريش نيز در مجلس بودند. پيامبر (صلي الله عليه و آله) با آنها سخن گفت،

"نضر" به مقابله برخاست، پيامبر (صلي الله عليه و آله) با دلائل منطقى

 (پيرامون بطلان بت‏پرستى) او را محكوم ساخت، سپس آيه 98 سوره انبيا را

 بر آنها خواند" إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَها وارِدُونَ لَوْ كانَ


 هؤُلاءِ آلِهَةً ما وَرَدُوها وَ كُلٌّ فِيها خالِدُونَ ...".


بعد از اين ماجرا پيامبر (صلي الله عليه و آله) از جا برخاست و رفت، در اين هنگام

" عبد اللَّه بن زبعرى" آمد و به آن جمع پيوست،" وليد" به" عبد اللَّه" گفت:"

 نضر بن حارث" در مقابل محمد درمانده شد، و پاسخى نداشت بدهد، محمد

گمان مى‏كند ما و همه معبودهايمان هيزم دوزخيم!. " عبد اللَّه" گفت: به خدا

 سوگند اگر من او را مى‏ديدم پاسخش را مى‏دادم، از او بپرسيد آيا درست است

 كه همه معبودان با عابدانشان در دوزخند؟ اگر چنين است ما فرشتگان را

مى‏پرستيم، و يهود" عزير" را و نصارى" عيسى بن مريم" را (چه عيبى دارد كه ما

با فرشتگان و پيامبرانى چون عزير و مسيح باشيم!). اين پاسخ براى" وليد" و

كسانى كه در مجلس بودند جالب آمد، و معتقد بودند كه دليل دندان‏شكنى است،

 اين سخن را خدمت پيامبر (صلي الله عليه و آله) گفتند، رسول اللَّه فرمود:" آرى

هر كس دوست داشته باشد كه معبود واقع شود او هم با عابدانش در دوزخ خواهد

بود، اين بت‏پرستان در حقيقت شياطين را مى‏پرستيدند، و هر چيز را كه شيطان به آنها

 دستور مى‏داد". اينجا بود كه آيه (101 سوره انبياء) و همچنين آيه 57 سوره مريم نازل شد.




فسیر نور
در مقابل مشركان كه حضرت عيسى را مثلى براى معبودان غير خدايى

مى‏شمردند، اين آيه مى‏فرمايد: حضرت عيسى، خود يكى از علائم قيامت

است. تولدش از مادرى بدون همسر، نشانه قدرت خدا بر آفريدن مجدد

انسان‏ها در قيامت است، چنانكه او در همين دنيا مردگان را زنده مى‏كرد

و در پايان عمر جهان از آسمان نازل مى‏شود كه مقدّمه قيامت است.

1- وجود اولياى خدا، نشانه‏اى از قيامت و يادآور آن است. «لعلم للساعة»


2- با ديدن نشانه‏هاى قدرت الهى ترديد در امكان زنده شدن مردگان

سزاوار نيست. «فلا تمترنّ»

3- رهبران معصوم بر راه مستقيم هستند و پيروى از آنان نيز راه مستقيم است

«اتبعون هذا صراط مستقيم»

4- انسان به طور فطرى دنبال راه است كه خداوند آن را نشان مى‏دهد.

«هذا صراط مستقيم»

5- ترديد نابجا مايه‏ى دور افتادن از راه مستقيم است.

«فلا تمترنّ... واتبعون هذا صراط مستقيم»

6- انسان براى حركت در راه مستقيم، به الگو نياز دارد.

«واتبعون هذا صراط مستقيم»

7- راه مستقيم يك راه بيش نيست. «هذا صراط مستقيم»


8- شيطان در كمين رهروان راه مستقيم است.

«هذا صراط مستقيم - ولا يصدنكم الشيطان»

9- با توجّه به سابقه شيطان در فريفتن آدم و حوا، دشمنى

او بر كسى مخفى نيست. «عدوّ مبين»

10- شناخت وسوسه‏هاى شيطان نيازى يه تأمل و تعقّل ندارد،

زيرا فطرت انسان به راحتى انحراف را مى‏فهمد. «عدوّ مبين»

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۲ساعت 0:49  توسط محمد ضیغم تبار  |