بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 38: ص


قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ ﴿80﴾



فرمود در حقيقت تو از مهلت‏يافتگانى (80)


إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿81﴾


تا روز معين معلوم (81)


قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿82﴾


[شيطان] گفت پس به عزت تو سوگند كه همگى را جدا


از راه به در مى‏برم (82)


إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ﴿83﴾


مگر آن بندگان پاكدل تو را (83)



قَالَ فَالْحَقُّ وَالْحَقَّ أَقُولُ ﴿84﴾


فرمود حق [از من] است و حق را مى‏گويم (84)



لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿85﴾



هرآينه جهنم را از تو و از هر كس از آنان كه تو را پيروى كند


از همگى‏شان خواهم انباشت (85)



تفسیر نور
رابطه ميان گوينده و گفتار چهار نوع است:


الف) هم گوينده باطل است، هم سخن باطل است.


ب) گوينده بر باطل است، ولى سخن حقّى مى‏گويد.


ج) گوينده بر حقّ است ولى حرفش باطل است.


د) هم گوينده حقّ است و هم كلام او حقّ است.



خداوند، هم خودش حقّ است و هم سخنش حقّ است. 


«قال فالحقّ و الحقّ اقول»


در آغاز اين سوره، سخن از ذكر به ميان آمد، «ص والقران ذى الذكر»


در پايان سوره نيز از ذكر اين گونه ياد شده است: «ان هو الا ذكر للعالمين»


مراد از تكلّف كه پيامبر آن را از خود نفى مى‏كند، آن است كه


من سخنانم روشن و منطقى است و چيزى را بر شما تحميل 


نمى‏كنم. «ما انا من المتكلّفين»


چنانكه در ذيل آيه 67 اين سوره: «قل هم نبأ عظيم» گفتيم، 


بر اساس روايات مراد از «نبأ عظيم» خبر ولايتِ علىّ بن ابی‏طالب‏ 


عليهما السلام است كه آيه پايانى سوره نيز همانند آنجا، از


ضميرِ «هو» استفاده كرده و مى‏فرمايد: اين خبر پس از مدّتى


آشكار گشته و از آن آگاه مى‏شويد.


«ان هو الا ذكر للعالمين و لتعلمنّ نبأه بعد حين»


جالب آنكه در آيات ديگر نيز مزد رسالت پيامبر، مودّت اهل‏ بيت


ذكر شده و در اين آيات نيز پس از نفى مزد مادّى بر رسالت، 


به اين امر توجّه شده است.


1- خداوند جز حقّ نمى‏گويد. (مقدّم شدن كلمه‏ى «حقّ» بر


«اقول» نشانه‏ى آن است كه او جز حقّ نمى‏گويد). 


«و الحقّ اقول»

2- در برابر تأكيد اهل باطل، شما نيز با جدّيت سخن بگوييد.


شيطان گفت: «لاغوينّهم...» خداوند فرمود: «لأملئنّ جهنّم»


3- در قيامت، رهبران كفر و پيروانشان در يك جا جمع خواهند


شد. «جهنّم منك و ممّن تبعك»


4- شيطان جسم دارد زيرا پر شدن جهنّم در صورتى است كه


ابليس داراى جسم باشد. «لأملئنّ»


5- مبلّغ بايد بى‏توقّعى خود را به مردم اعلام كند. 


«قل ما اسئلكم عليه من اجر»


6- شرط توفيق در تبليغ، توقّع نداشتن از مردم است. 


«قل ما اسئلكم»

7- پيامبران، نه تنها توقّع مادّى، بلكه هيچ گونه انتظارى 


از مردم نداشتند. «من اجر»


8- يكى از شرايط توفيق در تبليغ، نداشتن تكلّف است.


(مؤمن، در عمل و سخن و معاشرت، خود و ديگران را 


به زحمت نمى‏اندازد). «ما انا من المتكلّفين» تصنع و تكلّف


و ظاهرسازى عملى ناپسند و مذموم است.


9- كسى مى‏تواند جهان را آزاد كند كه خود گرفتار قيود و 


عادات و رسوم ساختگى نباشد. 


«ما انا من المتكلّفين ان هو الا ذكر للعالمين»


10- رسالت قرآن جهانى و فرا ملّيتى است. «ذكر للعالمين»


11- قرآن كتاب بيدارى و هشيارى است. «ذكر للعالمين»


12- انسان بدون قرآن در معرض انواع غفلت‏ها و نسيان‏هاست.


«ان هو الا ذكر للعالمين»


13- بشر در آينده از اخبار مهم قرآن


(پيرامون تحقّق وعده‏ ها و پيروزى متّقين و صالحين)


آگاه خواهد شد. «لتعلمنّ نبأه بعد حين»


«والحمدللّه ربّ العالمين»



+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۲ساعت 17:44  توسط محمد ضیغم تبار  |