|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ سوره 38: ص قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ فرمود در حقيقت تو از مهلتيافتگانى إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ
تا روز معين معلوم قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ [شيطان] گفت پس به عزت تو سوگند كه همگى را جدا از راه به در مىبرم
إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ مگر آن بندگان پاكدل تو را قَالَ فَالْحَقُّ وَالْحَقَّ أَقُولُ فرمود حق [از من] است و حق را مىگويم لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ
هرآينه جهنم را از تو و از هر كس از آنان كه تو را پيروى كند از
همگىشان خواهم انباشت
الف) هم گوينده باطل است، هم سخن باطل است. ب) گوينده بر باطل است، ولى سخن حقّى مىگويد. ج) گوينده بر حقّ است ولى حرفش باطل است. د) هم گوينده حقّ است و هم كلام او حقّ است. خداوند، هم خودش حقّ است و هم سخنش حقّ است. «قال فالحقّ و الحقّ اقول» در آغاز اين سوره، سخن از ذكر به ميان آمد، «ص والقران ذى الذكر» در پايان سوره نيز از ذكر اين گونه ياد شده است: «ان هو الا ذكر للعالمين» مراد از تكلّف كه پيامبر آن را از خود نفى مىكند، آن است كه من سخنانم روشن و منطقى است و چيزى را بر شما تحميل نمىكنم. «ما انا من المتكلّفين» چنانكه در ذيل آيه 67 اين سوره: «قل هم نبأ عظيم» گفتيم، بر اساس روايات مراد از «نبأ عظيم» خبر ولايتِ علىّ بن ابیطالب عليهما السلام است كه آيه پايانى سوره نيز همانند آنجا، از ضميرِ «هو» استفاده كرده و مىفرمايد: اين خبر پس از مدّتى آشكار گشته و از آن آگاه مىشويد. «ان هو الا ذكر للعالمين و لتعلمنّ نبأه بعد حين» جالب آنكه در آيات ديگر نيز مزد رسالت پيامبر، مودّت اهل بيت ذكر شده و در اين آيات نيز پس از نفى مزد مادّى بر رسالت، به اين امر توجّه شده است. 1- خداوند جز حقّ نمىگويد. (مقدّم شدن كلمهى «حقّ» بر «اقول» نشانهى آن است كه او جز حقّ نمىگويد). «و الحقّ اقول» 2- در برابر تأكيد اهل باطل، شما نيز با جدّيت سخن بگوييد. شيطان گفت: «لاغوينّهم...» خداوند فرمود: «لأملئنّ جهنّم» 3- در قيامت، رهبران كفر و پيروانشان در يك جا جمع خواهند شد. «جهنّم منك و ممّن تبعك» 4- شيطان جسم دارد زيرا پر شدن جهنّم در صورتى است كه ابليس داراى جسم باشد. «لأملئنّ» 5- مبلّغ بايد بىتوقّعى خود را به مردم اعلام كند. «قل ما اسئلكم عليه من اجر» 6- شرط توفيق در تبليغ، توقّع نداشتن از مردم است. «قل ما اسئلكم» 7- پيامبران، نه تنها توقّع مادّى، بلكه هيچ گونه انتظارى از مردم نداشتند. «من اجر» 8- يكى از شرايط توفيق در تبليغ، نداشتن تكلّف است. (مؤمن، در عمل و سخن و معاشرت، خود و ديگران را به زحمت نمىاندازد). «ما انا من المتكلّفين» تصنع و تكلّف و ظاهرسازى عملى ناپسند و مذموم است. 9- كسى مىتواند جهان را آزاد كند كه خود گرفتار قيود و عادات و رسوم ساختگى نباشد. «ما انا من المتكلّفين ان هو الا ذكر للعالمين» 10- رسالت قرآن جهانى و فرا ملّيتى است. «ذكر للعالمين» 11- قرآن كتاب بيدارى و هشيارى است. «ذكر للعالمين» 12- انسان بدون قرآن در معرض انواع غفلتها و نسيانهاست. «ان هو الا ذكر للعالمين» 13- بشر در آينده از اخبار مهم قرآن (پيرامون تحقّق وعده ها و پيروزى متّقين و صالحين) آگاه خواهد شد. «لتعلمنّ نبأه بعد حين» «والحمدللّه ربّ العالمين»
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۲ساعت 17:44  توسط محمد ضیغم تبار
|
|