بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 38: ص


وَالشَّيَاطِينَ كُلَّ بَنَّاء وَغَوَّاصٍ ﴿37﴾

و شيطانها را [از] بنا و غواص (37)



تفسیر نور
كلمه‏ ى «رُخاء» به معناى باد ملايم است. اين باد، تخت سليمان

را بلند و آرام به هر كجا كه او اراده مى‏كرد فرو مى‏نشاند. <33>

مراد از «الشياطين» يا شياطين جنّى است كه مسخر سليمان

شدند با آنكه طبيعتشان تمرّد و سركشى است و يا اعم از

انسان‏هاى سركش و جنّيان متمرّد است، زيرا كلمه شيطان با اين

مفهوم وسيع نيز در قرآن آمده است. «شياطين الانس و الجنّ» <34>

خداوند به اعجاز خود، همه نيروهاى طبيعى، انسانى و جنّى را تحت

سلطه‏ ى سليمان قرار داد. گروهى در خشكى آنچه را او مى‏خواست

مى‏ساختند، «بنّاء» و گروهى نيازهاى حكومت او را در دريا بر آورده

مى‏كردند. «غوّاص»مراد از «هذا عطاؤنا... بغير حساب» عطاى بى‏حساب الهى

به پيامبران است كه مورد محاسبه و مؤاخذه قرار نمى‏گيرد.


خداوند در اين آيات به الطافى كه به حضرت سليمان داشته اشاره دارد،

از جمله: تسخير باد و بهره‏ گيرى از نيروى جنّ و مهار كردن نيروهاى

مخرّب و تفويض اختيار و مقام قرب الهى و آينده‏اى درخشان.

اين نعمت‏ها گوشه‏اى از حكومت نمونه‏اى است كه او درخواست كرده بود.

آرى، يك حكومت نمونه بايد از نيروهاى مخرّب درامان باشد،

«مُقرّنين فى الاصفاد» بايد مشكل ارتباط سريع و حمل و نقل را حل كند،

«سخّرنا له الريح بامره» از تخصّص‏ها استفاده كند، «بنّاء وغوّاص» قدرت

تصميم داشته باشد، «فامنن او امسك» دستش باز باشد، «بغير حساب»

و در عين حال آينده‏ ى معنويّت او تأمين باشد. «عندنا لزلفى و حسن مأب»

حكومت لغزشگاهى براى انحراف و بد عاقبت شدن است و لذا حضرت

يوسف در چاه و زندان نگفت: «توفنى مسلماً» لكن همين كه به حكومت

رسيد از خداوند حسن عاقبت و مسلمان مردن را درخواست كرد،

«ربّ قد آتيتنى من الملك و علمتنى من تأويل الاحاديث فاطر السموات

والارض انت ولىّ فى الدنيا والاخرة توفّنى مسلما والحقنى بالصالحين» <35>

و حضرت سليمان نيز خوش عاقبت شد. «حسن مأب»

1- خداوند دعاى صالحان را مستجاب مى‏كند. «هب لى ملكاً... فسخّرنا له الريح»

2- اجابت پروردگار، نشانه‏ى روا بودن درخواستِ سليمان مبنى بر حكومت بى‏نظير

است. «هب لى ملكاً... فسخّرنا له الريح»

3- با اراده‏ى خداوند، طبيعت هم مى‏تواند مفيد باشد و هم مضر.

«بريح صرصر» <36> ، «سخّرنا له الريح»

4- انبيا داراى ولايت تكوينى هستند. «تجرى بامره... حيث اصاب»


5- در برابر حكومت حضرت سليمان، هنوز صنعت دنيا بسيار عقب

مانده است. «سخّرنا له الريح - والشياطين كل بنّاء و غوّاص»

6- جنّيان مى‏توانند به سود انسان كار كنند. «الشياطين كل بنّاء و غوّاص»
7- از نيروهاى متمرّد نيز مى‏توان با مديريّت صحيح بهره‏بردارى كرد.

«الشياطين كلّ بنّاء و غوّاص»

8- جنّ، داراى عقل و شعور و تخصص است. «بنّاء و غوّاص»


9- انسان علاوه بر قدرت تسلّط بر انسان‏هاى ديگر و طبيعت، قدرت

تسلّط بر جن و شياطين را نيز دارد. «بنّاء و غوّاص»

10- دريا يكى از منابع ثروت و قدرت است. «و الشياطين كل بنّاء و غوّاص»
11- در مديريّت براى اجراى طرح‏هاى مهم، بايد همه‏ ى نيروها را بسيج كرد.

«كل بنّاء و غوّاص»

12- استفاده از تخصص بيگانگان و غير مؤمنان مانعى ندارد.

«الشياطين كل بنّاء و غوّاص»

13- در حكومت الهى نيز زندان ضرورى است. از اينكه بعضى

جنّيان بنّاء و غواص بودند و بعضى در قيد و بند، معلوم مى‏شود

كه اين دسته اگر آزاد بودند در حكومت سليمان عليه السلام

اخلال ايجاد مى‏كردند. «مقرّنين فى الاصفاد»

14- در حكومت‏هاى الهى، قدرت و اختيارات، از طرف خداوند به

حاكم تفويض مى‏شود. «سخّرنا - هذا عطاءنا فامنن او امسك»

15- در ميان عطا و منع، تقدم با بخشش است.

(«فامنن» قبل از «امسك» است)

16- حكومتى الهى است كه در آن امنيّت، صنعت، مديريّت و

امكانات طبيعى همراه با مقام معنوى باشد. «سخرنا -

بناء و غواص - و انّ له عندنا لزلفى»

17- توسعه‏ى مادّى «بنّاء و غوّاص» با مقام قرب الهى منافاتى

ندارد. «ثمّ اناب - قال رب اغفر - ان له عندنا لزلفى»

18- اكثر حكومت‏ها در آغاز كار خود چراغ سبز نشان مى‏دهند

و محبوبيّت نسبى دارند ولى به تدريج از محبوبيّت و قدرت آنها

كاسته مى‏شود، لكن حكومت سليمان خوش عاقبت بود.

«حسن مأب»

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 0:44  توسط محمد ضیغم تبار  |