|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ سوره 38: ص وَالشَّيَاطِينَ كُلَّ بَنَّاء وَغَوَّاصٍ و شيطانها را [از] بنا و غواص
را بلند و آرام به هر كجا كه او اراده مىكرد فرو مىنشاند. <33> مراد از «الشياطين» يا شياطين جنّى است كه مسخر سليمان شدند با آنكه طبيعتشان تمرّد و سركشى است و يا اعم از انسانهاى سركش و جنّيان متمرّد است، زيرا كلمه شيطان با اين مفهوم وسيع نيز در قرآن آمده است. «شياطين الانس و الجنّ» <34> خداوند به اعجاز خود، همه نيروهاى طبيعى، انسانى و جنّى را تحت سلطه ى سليمان قرار داد. گروهى در خشكى آنچه را او مىخواست مىساختند، «بنّاء» و گروهى نيازهاى حكومت او را در دريا بر آورده مىكردند. «غوّاص»مراد از «هذا عطاؤنا... بغير حساب» عطاى بىحساب الهى به پيامبران است كه مورد محاسبه و مؤاخذه قرار نمىگيرد. خداوند در اين آيات به الطافى كه به حضرت سليمان داشته اشاره دارد، از جمله: تسخير باد و بهره گيرى از نيروى جنّ و مهار كردن نيروهاى مخرّب و تفويض اختيار و مقام قرب الهى و آيندهاى درخشان. اين نعمتها گوشهاى از حكومت نمونهاى است كه او درخواست كرده بود. آرى، يك حكومت نمونه بايد از نيروهاى مخرّب درامان باشد، «مُقرّنين فى الاصفاد» بايد مشكل ارتباط سريع و حمل و نقل را حل كند، «سخّرنا له الريح بامره» از تخصّصها استفاده كند، «بنّاء وغوّاص» قدرت تصميم داشته باشد، «فامنن او امسك» دستش باز باشد، «بغير حساب» و در عين حال آينده ى معنويّت او تأمين باشد. «عندنا لزلفى و حسن مأب» حكومت لغزشگاهى براى انحراف و بد عاقبت شدن است و لذا حضرت يوسف در چاه و زندان نگفت: «توفنى مسلماً» لكن همين كه به حكومت رسيد از خداوند حسن عاقبت و مسلمان مردن را درخواست كرد، «ربّ قد آتيتنى من الملك و علمتنى من تأويل الاحاديث فاطر السموات والارض انت ولىّ فى الدنيا والاخرة توفّنى مسلما والحقنى بالصالحين» <35> و حضرت سليمان نيز خوش عاقبت شد. «حسن مأب» 1- خداوند دعاى صالحان را مستجاب مىكند. «هب لى ملكاً... فسخّرنا له الريح» 2- اجابت پروردگار، نشانهى روا بودن درخواستِ سليمان مبنى بر حكومت بىنظير است. «هب لى ملكاً... فسخّرنا له الريح» 3- با ارادهى خداوند، طبيعت هم مىتواند مفيد باشد و هم مضر. «بريح صرصر» <36> ، «سخّرنا له الريح» 4- انبيا داراى ولايت تكوينى هستند. «تجرى بامره... حيث اصاب» 5- در برابر حكومت حضرت سليمان، هنوز صنعت دنيا بسيار عقب مانده است. «سخّرنا له الريح - والشياطين كل بنّاء و غوّاص» 6- جنّيان مىتوانند به سود انسان كار كنند. «الشياطين كل بنّاء و غوّاص» «الشياطين كلّ بنّاء و غوّاص» 8- جنّ، داراى عقل و شعور و تخصص است. «بنّاء و غوّاص» 9- انسان علاوه بر قدرت تسلّط بر انسانهاى ديگر و طبيعت، قدرت تسلّط بر جن و شياطين را نيز دارد. «بنّاء و غوّاص» 10- دريا يكى از منابع ثروت و قدرت است. «و الشياطين كل بنّاء و غوّاص» «كل بنّاء و غوّاص» 12- استفاده از تخصص بيگانگان و غير مؤمنان مانعى ندارد. «الشياطين كل بنّاء و غوّاص» 13- در حكومت الهى نيز زندان ضرورى است. از اينكه بعضى جنّيان بنّاء و غواص بودند و بعضى در قيد و بند، معلوم مىشود كه اين دسته اگر آزاد بودند در حكومت سليمان عليه السلام اخلال ايجاد مىكردند. «مقرّنين فى الاصفاد» 14- در حكومتهاى الهى، قدرت و اختيارات، از طرف خداوند به حاكم تفويض مىشود. «سخّرنا - هذا عطاءنا فامنن او امسك» 15- در ميان عطا و منع، تقدم با بخشش است. («فامنن» قبل از «امسك» است) 16- حكومتى الهى است كه در آن امنيّت، صنعت، مديريّت و امكانات طبيعى همراه با مقام معنوى باشد. «سخرنا - بناء و غواص - و انّ له عندنا لزلفى» 17- توسعهى مادّى «بنّاء و غوّاص» با مقام قرب الهى منافاتى ندارد. «ثمّ اناب - قال رب اغفر - ان له عندنا لزلفى» 18- اكثر حكومتها در آغاز كار خود چراغ سبز نشان مىدهند و محبوبيّت نسبى دارند ولى به تدريج از محبوبيّت و قدرت آنها كاسته مىشود، لكن حكومت سليمان خوش عاقبت بود. «حسن مأب»
+ نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 0:44  توسط محمد ضیغم تبار
|
|