دستورالعملها
بسم الله الرحمن الرحيم
هان اى عزيز! از خواب بيدار شو، از غفلت تنبه پيدا كن دامن همت بر كمر زن و تا وقت است فرصت را غنيمت بشمار، و تا عمر باقى است و قواى تو در تحت تصرف تو است ، و جوانى برقرار است و اخلاق فاسده بر تو غالب نشده ، و ملكات رذيله بر تو چيره نگرديده ، چاره اى كن ! و دوائى براى رفع اخلاق فاسده و قبيحه پيدا كن ، و راهى براى اطفاء نائره (فرونشاندن شعله ) شهوت و غضب پيدا نما.
بهترين علاج ها كه ((علماى اخلاق و اهل سلوك )) از براى اين مفاسد اخلاقى فرموده اند، اين است كه هر يك از اين ملكات زشت را كه در خود مى بينى ، در نظر بگيرى ، و بر خلاف آن تا چندى ، مردانه قيام و اقدام كنى ، و همت بگمارى برخلاف نفس تا مدتى ، و بر ضد خواهش آن رذيله ، رفتار كنى ؛ و از خداى تعالى در هر حال ، توفيق طلب كنى كه با تو اعانت كند در اين مجاهده .
مسلما، بعد از مدت قليلى ، آن خلق زشت ، رفع شده و شيطان و جندش (لشكريانش ) از اين سنگر، فرار كرده ؛ جنود رحمانى به جاى آنها، بر قرار مى شود.
مثلا: يكى از ذمائم اخلاق كه اسباب هلاكت انسان است ، و موجب فشار قبر است ، و انسان را در دو دنيا، معذب دارد، بد خلقى با اهل خانه يا همسايگان يا هم شغل يا اهل بازار و محله ، است كه اين زائيده غضب و شهوت است .
اگر انسان مجاهد، مدتى در صدد برآيد كه هر وقت ناملائمى پيش آمد مى كنى از براى او، و آتش غضب شعله ور مى شود، و بناى سوزاندن باطن را مى گذارد، و دعوت مى كند او را به ناسزا گفتن و بدگوئى كردن ؛ برخلاف نفس اقدام كرده ، عاقبت بد و نتيجه زشتى اين خلق را ياد بياورد، در عوض ملائمت به خرج دهد، و در باطن شيطان را لعن كند، و به خدا از او پناه ببرد. من به شما قول مى دهم كه اگر چنين رفتار كنى ، بعد از چند مرتبه تكرار آن ، به كلى ((خلق )) عوض شده و ((خلق نيكو)) در مملكت باطن شما منزل ، مى كند.
ولى اگر مطابق ميل نفس رفتار كنيد! اولا: در همين عالم ، ممكن است شما را نيست و نابود كند.
((پناه مى برم به خداى تعالى از غضب )) كه مى شود در يك آن ، انسان را در دو دنيا هلاك كند؛ خداى نخواسته موجب قتل نفس بشود. ممكن است ، انسان در حال غضب به نواميس الهيه ، ناسزا بگويد؛ چنانكه ديده ايم ، مردم در حال غضب كه ((رده )) (سخنى كه سبب ارتداد مى شود) گفتند و مرتد شدند.
حكماء فرموده اند: ((كشتى بى ناخدا كه در موج هاى سخت دريا گرفتار شود، به نجات نزديك تر است از انسان در حال غضب )).
يا اگر خداى نخواسته اهل جدال و مراء، در مباحثه علميه ، هستى ، كما اينكه بعضى از ما طلبه ها گرفتار اين سريره زشت هستيم ، مدتى برخلاف نفس ، اقدام كن . در مجالس رسمى كه مشحون به علماء و عوام است ، مباحثه پيش آمد كرد، ديدى طرف صحيح مى گويد، معترف به اشتباه خودت بشو، و تصديق آن طرف را، بكن .
اميد است در اندك زمانى رفع شود اين رذيله . خدا نكند كه حرف بعضى از اهل علم و مدعى مكاشفه درست باشد، مى گويد: ((براى من در يكى از مكاشفات كشف شد كه تخاصم اهل نار كه خداى تعالى اطلاع مى دهد، مجادله اهل علم و حديث است .)) انسان اگر احتمال صحت هم بدهد، بايد خيلى در صدد رفع اين خصلت باشد.
((روى عن عدة من الاصحاب ، انهم قالوا: خرج علينا رسول الله صلى الله عليه و آله )) يوما و نحن نتمارى فى شيى ء من امر الدين ، فغضب غضبا شديدا لم يغضب مثله ! و قال : انما هلك من كان قبلكم بهذا. ذروا المراء؛ فان المؤ من لا يمارى ، ذروا المراء فان المؤ من لا يمارى ؛ ذروا المراء فان الممارى قدتمت خسارته . ذروا المراء قان الممارى لا اشفع . ذروا المراء فانى زعيم بثلاث ابيات فى الجنه فى رياضها و اوسطها و اعلاها، لمن ترك المراء و هو صادق . ذروا المراء فان اول مانهانى عنه ربى ، بعد عباده الاوثان المراء)).
و عند ((صلى الله عليه و آله )): ((لا يستكمل عبد حقيقة الايمان حتى يدع المراء و ان كان محقا)). (182)
(از گروهى از ياران پيامبر روايت شده است : روزى پيامبر(ص ) بر ما درآمد در حاليكه ما مشغول جدل و مراء در مسئله اى از مسائل دينى بوديم آن حضرت به گونه اى خشمگين شد كه همانندش را نديده بوديم ؛ سپس با همان حالت خشم فرمود: پيشينيان شما به همين ((مراء)) تباه شدند، رها كنيد مراء را همانا مؤ من مراء و ستيزه گوئى نمى كند. مراء را رها كنيد، مؤ من ((مراء)) نمى كند رها كنيد مراء را، زيان كارى و خسران انسان ستيزه گوبه نهايت رسيده است . واگذاريد ((مراء را)) من در روز قيامت شفاعت او نكنم . مراء را رها كنيد كه من براى آنانيكه اين صفت پست را رها كنند و راست كردار باشند در بهشت سه خانه را در سه جاى آن گلزار، وسط، و بالاى آن ضامنم . از مراء دورى كنيد كه پروردگار من مرا پس از بت پرستى از او خوى نكوهيده نهى كرده است .)
نيز از آن حضرت نقل شده است : ((هيچ بنده ايمانش به كمال حقيقى نرسد تا آنگاه كه ((مراء)) را ترك كند، گرچه حق با او باشد.))
احاديث در اين باب ، بسيار است . چقدر زشت است كه انسان به واسطه يك مغالبه جزئى كه هيچ ثمرى و اثرى ندارد، از شفاعت رسول اكرم (ص ) محروم بماند و مذاكره علم را كه افضل عبادات و طاعات است اگر با قصد صحيح باشد به صورت اعظم معاصى در آورد، و تالى عبادت اوثانش كند.
در هر حال ، انسان بايد، يك يك اخلاق قبيحه فاسده را در نظر گرفته به واسطه خلاف نفس از مملكت روح خود بيرون كند. وقتى غاصب بيرون رفت ، صاحب خانه خودش مى آيد محتاج به زحمت ديگرى نيست ، و عده خواهى نمى خواهد.
چون كه مجاهده نفس در اين مقام به اتمام رسيد، و انسان موفق شد كه جنود ابليس را از اين مملكت خارج كند و مملكتش را سكناى ملائكه الله و معبد ((عبادالله صالحين )) قرار داد؛ كار ((سلوك الى الله )) آسان مى شود؛ و راه مستقيم انسانيت روشن و واضح مى گردد؛ و ابواب بركات و جنات به روى او مفتوح مى گردد و خداى تبارك و تعالى به نظر لطف و مرحمت به او نظرى مى كند و در سلك اهل ايمان منخرط مى شود؛ و از اهل سعادت و اصحاب يمين مى شود، و راهى از ((باب معارف الهيه )) كه غايت ايجاد جن و انس است ؛ بر او باز مى شود، و خداى تبارك و تعالى در آن راه پر خطر از او دستگيرى مى فرمايد. (ان شاءالله )
دستورالعمل عرفانی . امام خمینی . زهد . تقوا . مجاهده . جهاد با نفس
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 0:42  توسط محمد ضیغم تبار
|