بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره 7: الأعراف

إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ ﴿201﴾


در حقيقت كسانى كه [از خدا] پروا دارند چون وسوسه‏ اى از جانب شيطان

بديشان رسد [خدا را] به ياد آورند و بناگاه بينا شوند (201)

وَإِخْوَانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الْغَيِّ ثُمَّ لاَ يُقْصِرُونَ ﴿202﴾


و يارانشان آنان را به گمراهى مى‏كشانند و كوتاهى نمى‏كنند (202)



تفسیر نور
كلمه‏ ى «مس»، به معناى اصابت و برخورد كردن همراه با لمس

نمودن مى‏باشد. «طائف»، به معنى طواف كننده است، گويا

وسوسه‏ هاى شيطانى همچون طواف كننده‏اى پيرامون

فكر و روح انسان پيوسته گردش مى‏كند تا راهى براى نفوذ بيابد. <401>

شايد مراد از توجّه در اين آيه، تذكّر به شنوايى و بينايى خداوند

است كه در پايان آيه‏ى قبل آمده بود، يعنى توجّه مى‏كنند كه خدا

كار آنها را مى‏بيند و حرفشان را مى‏شنود و اين توجّه به حضور

خداوند، سبب ترك گناه مى‏شود.

 نانكه امام صادق عليه السلام درباره‏ ى اين آيه فرمود: وسوسه

گناه به سراغ بنده مى‏آيد، او به ياد خداوند مى‏افتد، متذكّر

شده و انجام نمى‏دهد. <402>

در برخى روايات، ذكر «لااله الاّ اللّه» براى دفع وسوسه ‏هاى

شيطان توصيه شده است. <403>

وسوسه‏ ى شيطان، گاهى از دور است، «فوسوس اليه» <404>

، گاهى از طريق نفوذ در روح و جان، «فى صدور النّاس» <405> ،

گاهى با همنشينى، «فهو له قرين» <406> ،

گاهى هم از طريق رابطه و تماس. «مسّهم»

1- شيطان، سراغ انسان‏هاى با تقوا و مؤمن هم مى‏رود. «انّ الّذين اتّقوا اذا مسّهم»
2- شيطان‏ها براى انحراف، پيوسته در حال گشت و طوافند. «طائف»
(وسوسه‏ هاى نفسانى و شيطانى، مثل ميكرب همه جا وجود دارند

و دنبال ايمان‏هاى ضعيفند تا در آنها نفوذ كنند.)

3- گاهى ممكن است علما، مربّيان و مصلحان، مورد تماس‏هاى

مشكوك براى القاى خط انحرافى قرار گيرند كه بايد هشيار باشند

و در مسير خواسته هاى دشمن قرار نگيرند و به خدا پناه ببرند.

«اذا مسّهم... تذكّروا»

4- ياد خدا، به انسان بصيرت مى‏دهد و او را از وسوسه‏ ها

نگاه مى‏دارد. «تذكّروا، مبصرون»

5 - متّقى، به خدا توجّه كرده و شيطان شناس و آگاه است.

«اتّقوا... تذكّروا»

6- گناهكاران و گرفتاران شيطان، كورند و نجات يافتگان از

دام‏هاى ابليس، بينايند. «مبصرون»

7- اگر جامعه از نظر اخلاقى، سياسى، اقتصادى و نظامى،

پاك و متّقى باشد، رفت و آمدها وتماس‏ها با شيطان صفتان

در آنها كارساز نخواهد بود. «تذكّروا، مبصرون»

8 - اگر تقوا و تذكّر نباشد، شيطان‏ها با انسان برادر مى‏شوند و

تماس آنها، آسان و مؤثّر مى‏گردد و انسان را به عمق گمراهى

مى‏كشانند. «اخوانهم يمدّونهف فى الغىّ»

9- راه انحراف، نهايت و حدّ ندارد. «يمدّونهم فى الغىّ»
10- خداوند، صالحان متّقى را تحت ولايت قرار مى‏دهد، چنانكه

در آيات قبل خوانديم، «انّ ولىّ اللّه... و هو يتولّى الصالحين»

ولى بى‏تقوايان، گرفتار اُخوّت شيطانى مى‏شوند.

«اخوانهم يمدّونهم فى الغىّ»

11- شيطان‏ ها، پس از به گمراهى كشاندن انسان‏هايى كه برادر

آنها شده ‏اند، دست‏بردار نيستند و همچنان آنان را در منجلاب

گمراهى فرو مى‏برند. «فى الغىّ لايقصرون»

12- شيطان صفتان، در مسير انحراف به كسى رحم نمى‏كنند

و از هيچ كس دست برنمى‏دارند. «لا يقصرون»



+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۲ساعت 0:15  توسط محمد ضیغم تبار  |