|
بسم الله الرحمن الرحیم
انعام آیه ی 112 وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نِبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الإِنسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاء رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ (اي پيامبر! اينان تنها در برابر تو به لجاجت نپرداختند، بلكه ) ما اين گونه براي هر پيامبري ، دشمني از شيطان هاي انس و جن ّ قرار داديم . كه برخي از آنان حرف هاي دلپسند و فريبنده را به برخي ديگر مرموزانه القا مي كنند. البتّه اگر پروردگارت مي خواست ، چنين نمي كردند. (ولي سنّت الهي بر آزادي انسان ها مي باشد،) پس آنان را و آنچه به دروغ مي سازند به خود واگذار. تفسیر نور «نذرهم فى طغيانهم يعمهون» اينجا مىفرمايد: تو نيز آنان را به حال خود رها كن. «فذرهم» سقوط انسان، از قبول وسوسه ى شيطان شروع مىشود، «يُوَسوِسُ فى صُدُورِ النّاس» <453> آنگاه هر كه وسوسه در او اثر گذاشت از ياران شيطان مىشود، «اِخوان الشياطين» <454> و در نهايت خودش شيطان مىگردد. «شياطين الانس» تضادّ و درگيرى، زمينه ساز تكامل اختيارى است. به همين جهت خداوند، جهان را عالم تزاحم و تضادّ اختيارى قرار داده است. «وكذلك» 1- از عوامل استقامت و پايدارى انسان، آگاهى از تاريخ و مشكلات ديگران است. «وكذلك» 2- مبارزه حقّ و باطل، در طول تاريخ وجود داشته است. «وكذلك» 3- رهبر جامعه، بايد برا ى مخالفتها آماده باشد. «وكذلك» 4- انتظار ريشه كن شدن مخالفان و بدخواهان را نداشته باشيم. «وكذلك جعلنا» 5 - از سنّتهاى الهى روبرو شدن انبياء با مخالفان گوناگون است. «و كذلك جعلنا لكلّ نبىٍّ عَدوّا» 6- كفّار لجوج، شيطانند. «شياطين الانس...» 7- شياطين انس و جنّ از طريق القا به يكديگر، با هم ارتباط دارند. «يوحى بعضهم الى بعض...» 8 - شياطين، روشهاى شيطنت را به يكديگر مىآموزند. «يوحى بعضهم الى بعض» 9- مخالفان انبيا، تبليغات درون گروهى دارند. «يوحى بعضهم الى بعض» 10- كلمات زيبا و فريبنده، مىتواند از عوامل اغفال انسان باشد. «يوحى... زخرف القول غرورا» 11- خداوند انسان را آزاد آفريده و دنيا را ميدان درگيرى ها قرار داده است. «ولو شاء ربّك ما فعلوه» 12- اختيار و آزادى بشر، در مسير رشد و تربيت اوست. «و لو شاء ربّك ما فعلوه» 13- در نظام هستى، يك اراده حاكم است نه دو قدرت، يزدان و اهريمن در برابر هم نيستند و تلاشهاى انحرافى از قدرت و سلطه ى الهى بيرون نيست. «ولو شاء ربك ما فعلوه»
+ نوشته شده در شنبه یکم تیر ۱۳۹۲ساعت 17:19  توسط محمد ضیغم تبار
|
|