بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

   

وَإِذَا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آيَاتِنَا

فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ

غَيْرِهِ وَإِمَّا يُنسِيَنَّكَ الشَّيْطَانُ فَلاَ تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَى

مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
  انعام آیه ی68

و هرگاه كساني را ديدي كه در آيات ما (به قصد تخطئه ،)

كندوكاو مي كنند، از آنان روي بگردان تا (مسير سخن را

عوض كرده ) وارد مطلب ديگري شوند واگر شيطان تو

را به فراموشي انداخت ، پس از توجّه ، (ديگر) با اين

قوم ستمگر منشين .


تفسیر نور
«خوض» به معناى كندوكاو وگفتگو به قصد تمسخر

و تحقير است، نه براى فهم و درك حقيقت. <375>

«بعد الذّكرى» ممكن است به معناى تذكّر دادن ديگرى،

يا به معناى متذكّر شدن خود انسان باشد.

سؤال: پيامبران الهى معصوم هستند، پس چگونه در آيه

سخن از نفوذ شيطان در پيامبر مطرح شده است؟

«ينسينّك الشيطان»

پاسخ: تأثير شيطان در به فراموشى كشاندن، مسأله‏اى

فرضى است، مثل آيه‏ى «لئن اَشركتَ ليحبطنّ عملك» <376>

يا آيه «ولو تقوّل علينا بعض الاَقاويل» <377> يعنى

اگر مشرك شوى، يا اگر به ما نسبتى ناروا بدهى، نه

اينكه چنين شده است.

و ممكن است مراد اصلى آيه، پيروان پيامبرند، نه خود

ايشان، همان گونه كه در فارسى ضرب‏المثلى است كه

«به در مى‏گوييم كه ديوار بشنود».

مشابه اين مطلب، در سوره‏ى نساء آيه 140 نيز آمده

ست: «اذا سمعتم آيات اللَّه يكفر بها و يستهزأ بها فلا تقعدوا

معهم حتّى يخوضوا فى حديث غيره...» اگر شنيديد كه به

آيات الهى كفر مى‏ورزند يا مسخره مى‏كنند با آنان منشينيد

تا سخن را عوض كنند.

در روايات متعدّدى از پيامبر صلى الله عليه وآله و ائمّه

معصومين عليهم السلام از همنشينى با اهل گناه، يا شركت

در جلسه‏اى كه گناه مى‏شود و انسان قدرت جلوگيرى از

آن را ندارد نهى شده است، حتّى اگر آنان از بستگان

انسان باشند. حضرت على عليه السلام به فرزندش وصيّت كرد: خداوند بر گوش واجب كرده كه راضى به شنيدن گناه و غيبت نشود. <378>

رسول خداصلى الله عليه وآله با استناد به اين آيه

فرمودند: كسى كه ايمان به خدا و روز قيامت دارد،

در مجلسى كه در آن امامى سبّ مى‏شود و يا از

مسلمانى عيب‏جويى مى‏گردد نمى‏نشيند. <379>

حضرت على عليه السلام

«مجالسة الاشرار تورث سوء الظنّ بالاخيار»

همنشينى با بدان، سبب سوء ظنّ به نيكان مى‏شود. <380>

1- غيرت و تعصّب دينى خود نسبت به مقدّسات را

به دشمنان نشان دهيد.

«اذا رأيت الّذين يخوضون فى آياتنا فأعرض عنهم»


2- اعراض از بدى‏ها ومبارزه‏ى منفى با زشتكاران،

يكى از شيوه‏هاى نهى از منكر است. «فأعرض عنهم»

3- توجّه و گوش دادن به سخنان باطل

(و ديدن و خواندن كتب و برنامه‏هاى گمراه‏كننده)

نكوهيده است. <381> «يخوضون فى آياتنا فأعرض عنهم»

البتّه در مواردى كه براى آگاهى و ردّ و پاسخ دادن توسط

اهل فن باشد، منعى ندارد.

4- به جاى هضم شدن در جامعه، يا گروه و مجلس ناپسند،

وضع آن را تغيير دهيد. «حتّى يخوضوا فى حديث غيره»

5 - اعلام برائت ومحكوم كردن لفظى كافى نيست، بايد به

شكلى برخورد كرد. «فاعرض... فلاتقعد»

6- مجالست با ظالمان نارواست، پس پرهيز كنيم. «فلا تقعد»

7- شرط تكليف، توجّه و آگاهى است. «اِمّا ينسينّك الشّيطان»

(فراموشى، عذر پذيرفته‏اى است)

8 - سخن گفتن به ناحقّ درباره‏ى آيات قرآن،

(از طريق استهزا، تفسير به رأى، بدعت و تحريف)

ظلم است. «الظالمين»



+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۲ساعت 23:28  توسط محمد ضیغم تبار  |