در حديث ديگرى از حضرت صادق عليه السلام

 روايت شده كه جبرئيل عليه السلام نزد يوسف آمد و

 گفت چه كسى تو را زيباترين مردم قرار داد.
يوسف گفت : پروردگار من .
چه كسى مهر تو را آنچنان در دل پدر افكند؟
گفت : پروردگار من .
چه كسى قافله را به سراغ تو فرستاد، تا از چاه نكاتت دهند؟
گفت : پروردگار من .
چه كسى سنگ را كه از فراز چاه افكند بودند از تو دور كرد؟
گفت : پروردگار من .
چه كسى تو را از چاه رهائى بخشيد؟
گفت : پروردگار من .
چه كسى مكر و حيله زنان مصر را زا تو دور ساخت ؟
گفت : پروردگار من .
در اينجا جبرئيل چنين گفت : پروردگارت مى گويد چه چيز

 سبب شد كه حاجتت را به نزد مخلوق بردى ، و نزد من

 نياوردى ؟ و به همين جهت بايد چند سال در زندان بمانى !
- ذكر اين نكته نيز لازم است كه درباره سالهاى زندان

 حضرت يوسف عليه السلام گفتگو است ولى مشهور اين

 است كه مجموع زندان يوسف عليه السلام هفت سال بوده

ولى بعضى گفته اند قبل از ماجراى خواب زندانيان پنج

 سال در زندان بود و بعد از آن هم هفت سال ادامه يافت .

 سال هاى پر رنج و زحمت اما از نظر ارشاد و سازندگى

 پربار و پر بركت . (72)

 


 

Click for larger version

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 23:16  توسط محمد ضیغم تبار  |