:( آیه تطهیر ):. *×* قسمت اول *×*

.:( آیه تطهیر ):. *×* قسمت اول *×*

این شبهه که منظور خداوند در آیه تطهیر زنان پیغمبر(ص) بوده نه اهل بیت(ع) ، شبهه ای است که مکررا از سوی دشمنان اهل بیت (ع) وارد می شود (با اینکه قرن ها پیش به این شبهه جواب داده شده است) ؛ حال می خواهیم آنرا بررسی کنیم تا ببینیم آیا حقیقت است یا فقط شبیه به حقیقت است ؟
.
به دلیل زیاد بودن حجم مقاله این موضوع رو در دو پست مجزا بحث خواهیم کرد!!
.

« وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا» (سوره احزاب ، آیه 33) و در خانه‏هايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليت قديم زينتهاى خود را آشكار مكنيد و نماز برپا داريد و زكات بدهيد و خدا و فرستاده‏اش را فرمان بريد ؛ خدا فقط مى‏خواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند.

قسمت دوم آیه که به آیه تطهیر مشهور است عصمت اهل بیت (ع) را گوشزد می کند زیرا اولا رجس به معنای هرگناهی است و ثانیا خداوند در این آیه اراده کرده که هر رجس و گناهی را از اهل بیت (ع) دور کند و نکته مهم آنکه اراده تکوینی خداوند که منظور از «یرید الله» همین است و کلمه «انما» بر آن تاکید دارد ، تخلف ناپذیر است . نکته دیگر آنکه در این آیه دو انحصار بکار رفته است : يكى انحصار اراده و خواست خدا در بردن و دور كردن پليدى و تطهير اهل بيت ، دوم انحصار اين عصمت و دورى از پليدى در اهل بيت .

اما سوالی که ممکن است در نگاه ظاهری به این آیه و آیات قبل پیش بیاید این است که این آیات در مورد زنان پیامبر (ص) صحبت می کند پس چرا شیعیان تنها این قسمت از آیه را مربوط به زنان پیامبر (ص) نمی دانند و آنرا منحصر به امامان خود دانسته اند ؟ مگر زنان پیامبر جزء اهل بیت پیامبر (ص) محسوب نمی شوند ؟

در ابتدا باید نظر شیعه را در این باره دانست :

شیعه معتقد است این قسمت از آیه تنها مربوط به اهل بیت (ع) (یعنی : پیامبر(ص) ، حضرت فاطمه(س) و امامان(ع)) است.

شیعه برای این ادعای خویش دلایل بسیاری را آورده است ، که ما به بعضی از آنها اشاره خواهیم کرد :

دلیل اول : یکی از دلایل مهم این است که ضمایر به کار رفته در آیات قبل و ابتدای این آیه ، جمع مونث است که این بر هیچ کس پوشیده نیست . (مگر آنکه فرد از عربی و قواعد آن چیزی سر در نیاورد) .

حال به برسی ضمایر در آیات قبل و این آیه می پردازیم :

آیه 28 : «كُنتُنَّ» ، «تُرِدْنَ» ، «أُمَتِّعْكُنَّ» ، «أُسَرِّحْكُنَّ»

آیه 29 : «كُنتُنَّ» ، «تُرِدْنَ» ، «لِلْمُحْسِنَاتِ مِنكُنَّ»

آیه 30 : «مِنكُنَّ»

آیه 31 : «مِنكُنَّ»

آیه 32 : «لَسْتُنَّ» ، «اتَّقَيْتُنَّ» ، «فَلَا تَخْضَعْنَ» ، «قُلْنَ»

آیه 33 (قبل از «إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا») :

«قَرْنَ» ، «بُيُوتِكُنَّ» ، «لَا تَبَرَّجْنَ» ، «أَقِمْنَ» ، «آتِينَ» ، « أَطِعْنَ»

مشاهده شد که از آیه 28 تا آیه 33 (قبل از «إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا») که در مورد زنان پیغمبر است تمام ضمایر به صورت جمع مونث آمده است .

حال به بررسی ضمایر به کار رفته در قسمت دوم آیه 33 می پردازیم : « عَنكُمُ» ، «يُطَهِّرَكُمْ»

مشاهده شد که تمام ضمایر در این قسمت جمع مذکر است ؛

پس این قسمت از آیه یقینا مربوط به زنان پیامبر (ص) نیست و انحصار به اهل بیت (ع) دارد.

دلیل دوم : اگر منظور این قسمت از آیه زنان پیامبر (ص) بود باید به جای « أَهْلَ الْبَيْتِ» می گفت « أَهْلَ الْبیوتِ» . زیرا زنان پیغمبر (ص) در یک خانه زندگی نمی کردند بلکه در خانه های متعدد بوده اند.

همانطور که در ابتدای این آیه چنین آمده است : «وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ».

در نتیجه این قسمت از آیه مربوط به زنان پیغمبر (ص) نیست و مربوط به اهل بیت (ع) است.

دلیل سوم : در آیات قبل هنگام مخاطب ساختن زنان پیغمبر(ص) از الفاظ دیگری استفاده شده است :

ابتدای آیه 28 چنین است :«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ»

ابتدای آیه 30 چنین است :«يَا نِسَاء النَّبِيِّ»

ابتدای آیه 32 نیز چنین است :«يَا نِسَاء النَّبِيِّ»

نتیجه آنکه اگر منظور خدا در این قسمت از آیه زنان پیغمبر(ص) بود باید از الفاظی این چنینی استفاده می شد ؛ یعنی بجای «اهل البیت» باید از «ازواج النبی» یا «نساء النبی» استفاده می شد.

پس به حکم عقل می گوییم این قسمت از آیه مربوط به اهل بیت (ع) است نه زنان پیغمبر(ص).
دلیل چهارم : دیگر دلیل شیعه ، روایات موجود در کتب شیعه و سنی است که شان نزول این آیه را مخصوص به اهل بیت (ع) (یعنی : پیامبر(ص) ،‌حضرت فاطمه(س) و امامان(ع)) معرفی کرده است.

حال به بررسی برخی از روایات نقل شده می پردازیم :

روایات شیعی :

روایات نقل شده در شان نزول این آیه در کتب شیعیان بیشتر از آن است که قابل ذکر باشد و هیچ عالم شیعه ای نیست که این قسمت از آیه را مخصوص اهل بیت (ع) نداند.

فقط به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می کنیم :

سلیم بن قیس هلالی در 4 جای کتابش (که به اسرار آل محمد (ع) ، سقیفه و ... مشهور است) احادیثی را در تفسیر این آیه آورده است :

در صفحه 296 حدیثی را از حضرت علی (ع) در تفسیر این آیه با توجه به حدیث کساء آورده است.

در صفحه 345 حدیثی دیگر را از پیامبر (ص) در همین موضوع نقل کرده است که پیامبر (ص) می فرمایند : این آیه در اهل بیت من و عترتم و خودم و برادرم علی بن ابی طالب تحقق پیدا کرده است.

در صفحه 430 حدیثی دیگر را از امام امیرالمومنین (ع) در تفسیر این آیه آورده است که حضرت در ضمن تفسیر حدیث کساء را ذکر می کنند.

در صفحه 616 همین کتاب از پیامبر (ص) نقل است که در تفسیر این قسمت از آیه فرمودند : این آیه درباره من و برادرم علی و دخترم فاطمه و دو پسرم (حسن و حسین) و جانشینان یکی پس از دیگری نازل شده است که فرزندان من و فرزندان برادرم هستند ... .

توجه : صفحات ذکر شده از کتاب سلیم بر اساس نسخه زیر است :

اسرار آل محمد (ص) ، ترجمه کتاب سلیم بن قیس هلالی ، اسماعیل انصاری زنجانی خوئینی ، انتشارات دلیل ما

از روایات شیعی به همین 4 روایت در کتاب سُلیم بسنده می کنیم چون نظر شیعه در مورد این آیه برهیچ محققی پوشیده نیست.

روایات اهل سنت :

1. در صحيح مسلم –که اهل سنت آنرا دومین کتاب صحیح پس از قرآن می دانند- از عايشه نقل است که مي‌گويد:وقتي آيه شريفه نازل شد:إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا . رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، علي و فاطمه و حسن و حسين را زير عباي يماني قرار داد و فرمود:هؤلاء اهل بيتي . اینان اهل بیت من هستند.

صحيح مسلم، ج7، ص130، حديث6414
سند حدیث:
http://www.sonnat.net/upload/article/B2B959E1.BEB0.4D3B/HXXV553Q_pic.png...

2. در سنن ترمذی از ام المومنین ، ام سلمه نقل است که مي‌گويد : وقتي که آيه تطهير نازل شد، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، علي و فاطمه و حسن و حسين را زير عباي خود قرار داد، رفتم جلو و عرض کردم:و أنا معهم يا رسول الله؟ قال: أنت على مكانك و أنت إلى خير.آيا من هم جزء اهل بيت هستم. حضرت فرمود: خير، ولي تو هم آدم خوبي هستي.

سنن ترمذي ج5، ص328 (کتاب تفسیر القرآن ، بَاب وَمِنْ سُورَةِ الْأَحْزَابِ ، ذیل آیه «انما یرید الله لیذهب عنکم ...»)

سند حدیث : (از سایت شیخ صالح بن عبدالعزیز آل الشیخ)

http://hadith.al-islam.com/Page.aspx?pageid=192&TOCID=1866&BookID=26&PID...

3. در کتاب صحيح مسلم و همچنین تفسیر طبری از زيد بن أرقم صحابي نقل مي‌کنند که از او پرسيدند : مراد از اهل بيت چيست و آيا زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هم جزء اهل بيت هستند يا خير؟ او گفت :لاٰ و أيم الله ان المرأة تكون مع الرجل العصر من الدهر، ثم يطلقها فترجع إلى أبيها و قومها. زن با شوهرش يک عمر زندگي مي‌کند و سپس آن مرد، آن زن را طلاق مي‌دهد و آن زن، نزد پدر و قومش مي رود.اگر از اهل بيت بود، ديگر نمي‌شود او را از اهل بيت جدا کرد.

صحيح مسلم، ج7، ص123 ، تفسیر طبری ذیل آیه 33 احزاب

سند حدیث از کتاب تفسیر طبری : (از سایت شیخ صالح بن عبدالعزیز آل الشیخ)

http://quran.al-islam.com/Page.aspx?pageid=221&BookID=13&Page=422

4. طبری در تفسیرش در ذیل آیه 33 احزاب روایات بسیاری را درمورد اینکه شان نزول قسمت دوم این آیه پیامبر(ص) ، امام علی (ع) ، حضرت فاطمه (س) ، و حسنین (ع) می باشد ، نقل می کند که به یک مورد از روایات اشاره می کنیم :

حدیث 21727 : حَدَّثَنِي مُحَمَّد بْن الْمُثَنَّى , قَالَ : ثنا بَكْر بْن يَحْيَى بْن زَبَّانَ الْعَنَزِيّ , قَالَ : ثنا مَنْدَل , عَنْ الْأَعْمَش , عَنْ عَطِيَّة , عَنْ أَبِي سَعِيد الْخُدْرِيّ , قَالَ : قَالَ رَسُول اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : " نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَة فِي خَمْسَة : فِيَّ , وَفِي عَلِيّ , وَحَسَن , وَحُسَيْن رَضِيَ اللَّه عَنْهُ , وَفَاطِمَة رَضِيَ اللَّه عَنْهَا " «إِنَّمَا يُرِيد اللَّه لِيُذْهِب عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْت وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا»

پیامبر (ص) فرمودند : این آیه در مورد پنج نفر نازل شده است : درمورد من ، علی ، حسن ، حسین و فاطمه (صلوات الله علیهم).

سند حدیث : (از سایت شیخ صالح بن عبدالعزیز آل الشیخ)

http://quran.al-islam.com/Page.aspx?pageid=221&BookID=13&Page=422

4. همچنین در بسیاری از کتب اهل سنت ذیل حدیث کساء نقل است که خلاصه این حدیث چنین است : پیامبر(ص) به خانه آمد ؛ پس از آن حضرت ، امام علی ، حضرت فاطمه ، امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) به خانه پیامبر(ص) آمدند ؛ پیامبر (ص) کسائی (پارچه دوخته نشده) را بر سر خود و ایشان کشیدند ؛ سپس فرمودند : هَؤُلَاءِ أَهْل بَيْتِي .اینان اهل بیت من هستند سپس آیه تطهیر را قرائت نمودند . و پس از آن فرمودند : خدایا هرگونه رجس و بدی را از ایشان دور کن و ایشان را کاملا پاک گردان ؛ سپس ام سلمه به پیامبر (ص) گفت : آیا من هم جزء اهل بیتم ؟ پیامبر (ص) فرمودند : نه ، اما تو بر خیری.

مسند احمد – الإمام احمد بن حنبل – ج ۴ – ص ۱۰۷- دارصادر
سنن الترمذی – الترمذی – ج ۵ – ص ۳۰ – 31- دارالفکر
سنن الترمذی – الترمذی – ج ۵ – ص ۳۶۰ – 361- دارالفکر
الجوهر النقی – الماردینی – ج ۱ – ص ۶۶- دارالفکر
المغنی – عبد الله بن قدامه – ج ۶ – ص ۵۵۳- دارالکتاب العربی
الشرح الکبیر – عبد الرحمن بن قدامه – ج ۶ – ص ۲۳۰- دارالکتاب العربی
المستدرک – الحاکم النیسابوری – ج ۲ – ص ۴۱۶
السنن الکبرى – البیهقی – ج ۲ – ص ۱۵۰- دارالفکر
مجمع الزوائد – الهیثمی – ج ۹ – ص ۱۶۷- دارالکتب العلمیه
عمدة القاری – العینی – ج ۱۶ – ص ۲۲۳- دارالفکر
تحفة الأحوذی – المبارکفوری – ج ۱ – ص ۱۲۰- دارالکتب العلمیه
المصنف – ابن أبی شیبة الکوفی – ج ۷ – ص ۵۰۱- دارالفکر
خصائص أمیر المؤمنین (ع) – النسائی – ص ۴۹- مکتبه نینوی
مسند أبی یعلى – أبو یعلى الموصلی – ج ۱۲ – ص ۳۱۳ – 314- دارالمامون
مسند أبی یعلى – أبو یعلى الموصلی – ج ۱۲ – ص ۴۵۱
مسند أبی یعلى – أبو یعلى الموصلی – ج ۱۳ – ص ۴۷۱
المعجم الأوسط – الطبرانی – ج ۷ – ص ۳۱۹- دارالحرمین
المعجم الکبیر – الطبرانی – ج ۳ – ص ۵۴- دار احیاء التراث العربی
الاستیعاب – ابن عبد البر – ج ۳ – ص ۱۱۰۰- دارالجیل
نظم درر السمطین – الزرندی الحنفی – ص ۱۳۳
نظم درر السمطین – الزرندی الحنفی – ص ۲۳۸ – ۲۳۹
نصب الرایة – الزیلعی – ج ۱ – ص ۷۱- دارالحدیث
موارد الظمآن – الهیثمی – ج ۷ – ص ۲۰۳- دارالثقافه العربیه
منابع بالا به نقل از گفتگوی آرام میان شیعه و سنی است

تفسیر طبری ذیل آیه تطهیر حدیث 21739

http://quran.al-islam.com/Page.aspx?pageid=221&BookID=13&Page=422

تفسیر قرطبی (وی حدیث کساء را پس از آیه 34 نقل می کند)

http://quran.al-islam.com/Page.aspx?pageid=221&BookID=14&Page=422

تفسیر ابن کثیر ذیل آیه تطهیر

http://quran.al-islam.com/Page.aspx?pageid=221&BookID=11&Page=422

نکته آخر آنکه : اهل سنت، اصرار دارند بگویند که زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، شامل آيه تطهير هستند. عايشه، هر آنچه که در فضائل و مناقب خودش بود، در ملأ عام مطرح کرده است. يک روايت ضعيف نداريم که عايشه گفته باشد: من اهل بيت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هستم يا من مشمول آيه تطهير هستم.نه حفصه اين را گفته و نه أم سلمه و نه هیچ یک از زنان پیامبر (ص). بلکه عایشه خلاف این را گفته است که :

ما أَنْزَلَ الله فِينَا شيئا من الْقُرْآنِ إلا أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ عُذْرِي.

خداوند در مورد ما هیچ چیزی از قرآن را نازل نکرد مگر آیه عذر من (آیه افک)

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل ابوعبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري، ج4، ص1827، ح4550، كتاب التفسير، بَاب «وَالَّذِي قال لِوَالِدَيْهِ أُفٍّ لَكُمَا...»، تحقيق د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

(البته از نظر شیعه این آیه (افک) در شان عایشه نیست و این آیه در مورد یکی دیگر از همسران بزرگوار پیامبر به نام ماریه قبطیه نازل شده است (به این مقاله رجوع کنید) ، همچنین شیعه به این اعتقاد ندارد که هیچ آیه ای از قرآن درمورد عایشه نیست.(به این مقاله رجوع کنید) )

اما يک عده از آقايان آمدند كاسۀ داغ‌تر از آش شدند و چيزي را كه خود زنان پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) آن را ادعا نكرده‌اند، اين آقايان آن را ادعا مي‌كنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۴ساعت 22:30  توسط محمد ضیغم تبار  | 
 

آیات فضائل اهل البیت علیهم السلام در قرآن


بیان پنج آیه از قرآن که دلالت بر فضائل اهل البیت دارد

- آیه تطهیر
«إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً/ خداوند مى ‏خواهد پلیدى و گناه را، فقط از شما اهل بیت دور کند و کاملًا شما را پاک سازد» (احزاب/ 33).
آیه تطهیر یکى دیگر از آیات مربوط به ولایت امیر المؤمنین علیه السلام و دیگر ائمّه معصومین علیهم السلام مى ‏باشد. این آیه، دلالت بر عصمت ائمّه اطهار علیهم السلام نیز دارد.
از کلمه «إِنَّما» که معناى فارسى آن واژه «فقط» مى ‏باشد معلوم مى ‏شود که در این آیه چیزى وجود دارد که براى همه مسلمانها نیست وگرنه نباید از این کلمه استفاده مى ‏شد. «پلیدى» که در این آیه از آن سخن گفته شده، از همه بر طرف نشده، بلکه از افراد خاصّى که در آیه آمده بر طرف گردیده است؛ علاوه بر این که آن «پلیدى» هم پلیدى خاصّى است که از افراد خاصّى برطرف شده و تنها آنها تطهیر گردیده ‏اند. منظور از اراده الهیّه در آیه نیز، اراده تکوینى است یعنی خداوند خودش، پلیدى و رجس را از وجود آنها شسته و آنها را پاک و طاهر کرده است. در نتیجه، خداوند متعال با اراده تکوینیّه خویش موهبتى به اهل البیت علیهم السلام کرده و نیرویى به نام «عصمت» در وجود آنان آفریده که هر پلیدى و ناپاکى را از آنها دور مى‏ کند و همواره پاک و خالى از گناه و خطا خواهند بود! طبق روایات مقصود از اهل البیت، نیز پنج تن آل عبا علیهم السلام هستند. بنابراین آیه تطهیر مربوط به ولایت ائمّه معصومین علیهم السلام مى ‏باشد.

2- آیه مودت
«قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏/ (اى پیامبر ما!) بگو: «من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم در خواست نمى ‏کنم، جز دوست داشتن نزدیکانم (اهل بیتم)» (شورى/ 23).
آیه بیانگر این است که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در مقابل زحمات بیست و سه ساله‏اى که براى اسلام و مسلمانان کشید یک چیز درخواست کرد و آن «مودّت قُربى‏» بود. مسأله «اجر و مزد رسالت» یک نفع و سود شخصى که اختصاص به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم داشته باشد نیست و آن حضرت نیز مانند سایر انبیاء از مردم هیچ اجر و مزد شخصى طلب نکرده است، بلکه اجر رسالت، که در آیه مودّت مطرح شده، در حقیقت باعث استمرار رسالت است.
علماءِ شیعه با تفکّر و دقّت در این آیه، همگی معتقدند که منظور از «قربى‏» اهل بیت پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله است و بى‏ شک «ولایت» استمرار رسالت و همسنگ و همطراز آن است بنابراین، این اجر (مودّت قربى‏) متناسب آن کار (رسالت) مى‏ باشد؛ علاوه این که، ولایت مردم را به سوى خداوند رهنمون مى‏ شود.
 این آیه با قطع نظر از تمام روایات و آیات دیگر، دلالت بر ولایت و امامت امیر المؤمنین علیه السلام و ائمّه معصومین علیهم السلام دارد و با در نظر گرفتن روایات وارده در شأن نزول آن، دلالتش روشنتر مى ‏شود و اگر این آیه را در کنار سایر آیات مربوط به ولایت، مثل آیه اکمال، آیه تبلیغ، آیه صادقین و دیگر آیات مشابه قرار دهیم، دلالت آن بسیار واضح و روشن مى ‏شود.

3- آیه مباهله
«فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِینَ‏/ هرگاه بعد از علم و دانشى که (درباره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانى با تو به محاجّه و ستیز بر خیزند، به آنها بگو: بیائید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نمائیم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم» (آل عمران/ 61).
آیه مباهله یکى دیگر از آیات مربوط به ولایت امیر المؤمنین علیه السلام و دو فرزندش حسن و حسین علیهم السلام است. این آیه که موضوع آن مباهله مسلمانان با مسیحیان نجران است، از سویى حقّانیّت اسلام و پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله را ثابت مى‏ کند و از سوى دیگر، رفعت مقام و علوّ درجه اهل بیت پیامبر علیهم السلام را بیان مى‏ دارد و از سوى سوم، مى ‏توان توسّط آن ولایت و خلافت امیر مؤمنان علیه السلام را به اثبات رساند.
در این آیه، افرادى که باید در مراسم مباهله شرکت کنند مشخّص مى ‏شود:
1- رئیس مسلمانان، یعنى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و رئیس مسیحیان نجران.
2- فرزندانمان و فرزندان شما.
3- زنان ما و زنان شما.
4- نفوس ما و نفوس شما.
منظور از «نسائنا» تنها دختر پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله حضرت فاطمه زهرا علیها السلام است، همانگونه که «ابنائنا» به حسن و حسین علیهما السلام تفسیر شده است. به نظر شیعه منظور از «أنفسنا» در اینجا، شخص حضرت على علیه السلام است. اما این که پیامبر صلى الله علیه و آله، على علیه السلام را جان خود خوانده و او را «نفس» خویش خطاب کرده، بدون شک معناى حقیقى منظور نیست؛ یعنى «على» پیامبر نیست! بلکه منظور این است که على علیه السلام در فضائل و کمالات و مقامات همچون پیامبر صلى الله علیه و آله است، در شجاعت و رشادت و شهامت و تقوا و ایثار و خلاصه تمام کمالات و مقامات مانند پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله است. نتیجه این که على علیه السلام در مقامات و کمالات نازل منزله پیامبر صلى الله علیه و آله است.

4- آیات سوره دهر (انسان)
«إِنَّ الْأَبْرارَ یَشْرَبُونَ مِنْ کَأْسٍ کانَ مِزاجُها کافُوراً* عَیْناً یَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ یُفَجِّرُونَها تَفْجِیراً* یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ یَخافُونَ یَوْماً کانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیراً* وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیراً* إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُوراً* إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا یَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِیراً/ به یقین ابرار (و نیکان) از جامى مى ‏نوشند که با عطر خوشى آمیخته است، از چشمه ‏اى که بندگان خاصّ خدا از آن مى ‏نوشند و از هر جا بخواهند آن را جارى مى‏ سازند. آن‏ها به نذر خود وفا مى ‏کنند و از روزى که شرّ و عذابش گسترده است مى‏ ترسند و غذاى (خود) را با این که به آن علاقه (و نیاز) دارند، به «مسکین» و «یتیم» و «اسیر» مى‏ دهند. (و مى‏ گویند:) ما شما را به خاطر خدا اطعام مى‏ کنیم و هیچ پاداش و سپاسى از شما نمى ‏خواهیم. ما از پروردگارمان خائفیم، در آن روزى که عبوس و سخت است» (دهر/ 5 - 10).
یکى از فضایل مهمّ و عبرت ‏آموز حضرت على علیه السلام، بلکه از فضایل اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، در آیات سوره انسان مطرح شده است. کتاب ‏هاى فراوانى شأن نزول آیات مورد بحث را مطرح کرده ‏اند. شأن نزولى که در اینجا مى‏ آید در سرحدّ تواتر است:
امام حسن و امام حسین علیهما السلام در سنّ طفولیّت بیمار شدند، پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم براى عیادت فرزندان بیمارش به خانه على و فاطمه علیهما السلام آمد، آن حضرت هنگامى که بیمارى نوه ‏هاى عزیزش را مشاهده کرد، خطاب به على علیه السلام فرمود: «نذرى کنید، تا خداوند بیمارانتان را شفا دهد!»
على علیه السلام بلافاصله عرض کرد: «خداوندا! اگر فرزندانم شفا یابند، سه روز روزه مى‏ گیرم.»
فاطمه علیها السلام نیز به همین شکل نذر کرد؛ حتّى امام حسن و امام حسین علیهما السلام نیز به تبعیّت از پدر و مادر به همان شکل نذر نمودند. فضّه (خادمه) که در آنجا حاضر بود نیز به همان شکل نذر کرد.
طولى نکشید که کسالت آن دو ریحانه پیامبر برطرف شد و بنا شد که اهل البیت علیهم السلام نذرشان را ادا کنند. روز اوّل روزه گرفتند؛ على علیه السلام براى افطار این سه روز مقدارى جو تهیّه کرد، آن را آرد کردند و به سه قسمت تقسیم کردند، قسمتى از آن را جهت تهیّه نان براى افطار روز اوّل خمیر کردند و به تعداد افراد روزه ‏دار، نان جو تهیّه نمودند. به هنگام افطار صدایى از پشت درب حیاط منزل شنیده شد، اهل خانه به بیرون از خانه آمدند، شخصى را ملاحظه کردند که اینگونه آن‏ها را خطاب کرد: «السَّلامُ عَلَیْکُمْ یا اهْلَ الْبَیْتِ» سپس عرض کرد: «من شخص محتاج، نیازمند و مسکینى هستم، به من کمک کنید.»
حضرت على علیه السلام نانى که سهم خودش بود را به آن فقیر داد، فاطمه علیها السلام نیز چنین کرد؛ بقیّه اعضاى خانواده هم سهمیّه خویش را به آن مسکین دادند و آن شب با آب افطار کردند.
روز بعد هم روزه گرفتند و با قسمتی دیگر از آرد جو نان تهیّه کردند؛ آماده خوردن افطارى بودند، باز صداى شخصى را از خارج منزل شنیدند، که مى ‏گوید: «السَّلامُ عَلَیْکُمْ یا اهْلَ الْبَیْتِ»، به خارج منزل رفتند. از او پرسیدند: تو کیستى و چه حاجتى دارى؟
گفت: «یتیمى از یتیمان این شهر هستم، گرسنه‏ ام سیرم کنید»، باز على علیه السلام سهم خویش را به آن یتیم داد و بقیّه نیز همین کار را در کمال اخلاص و جهت رضاى‏ خدا انجام دادند؛ و همچون شب اوّل با آب افطار کردند!
روز سوم را نیز طبق نذرى که داشتند روزه گرفتند و همان داستان روز اوّل و دوم تکرار شد و این بار شخص اسیرى‏ تقاضاى کمک کرد، حضرت على علیه السلام و تمام اعضاى خانواده، افطارى خویش را به آن شخص اسیر دادند؛ و سومین شب را هم با آب افطار کردند و بدین ترتیب به نذر خویش وفا نمودند.
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم روز بعد امام حسن و امام حسین علیهما السلام را، در حالى که رنجور و ضعیف شده بودند و از شدّت ضعف به خود مى ‏لرزیدند مشاهده کرد و از این وضع ناراحت شد و از سوى دیگر چشم ‏هاى گودرفته فاطمه علیها السلام بر ناراحتى و حزن پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم افزود، از على علیه السلام پرسید: یا على! چرا بچّه‏ ها این قدر ضعیف و رنجور شده ‏اند؟ چرا رنگ دخترم فاطمه پریده است؟
حضرت على علیه السلام جریان را براى آن حضرت بازگو کرد، در این هنگام جبرئیل نازل شد و آیات سوره انسان را آورد.

5- آیه توبه آدم
«فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ فَتابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ‏/ سپس (حضرت) آدم از پروردگارش کلماتى دریافت داشت؛ (و با آن‏ها توبه کرد) و خداوند توبه او را پذیرفت؛ چرا که خداوند توبه‏ پذیر و مهربان است» (بقره/ 37).
این آیه که از یک سو گوشه ‏اى از داستان حضرت آدم علیه السلام را بیان مى ‏کند و از سوى دیگر دلیل مهمّى بر مشروعیّت توسّل مى‏ باشد و از سوى سوم سخن از توبه و بازگشت به سوى خدا دارد، از آیات فضایل خمسه طیّبه علیهم السلام محسوب مى ‏شود. علاوه بر این موضوعات سه ‏گانه، روایاتى در منابع عامّه و خاصّه در مورد پیوند این آیه با اهل البیت علیهم السلام وجود دارد.
در مورد این که منظور از کلمات، که حضرت آدم به آن‏ها متوسّل شد و به درگاه الهى توبه کرد، چه بوده است؟ نظریّات مختلفى مطرح شده، یک نظریه این است که منظور از کلمات، حضرت محمّد، على، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام است؛ یعنى آدم علیه السلام به خمسه طیّبه توسّل جست و آن ‏ها را شفیع درگاه خداوند قرار داد و خداوند به برکت آن بزرگواران توبه‏ اش را پذیرفت. احادیث فراوانى، در منابع شیعه و اهل سنّت، وجود دارد که این احتمال را تأیید مى ‏کند.
یادداشت : مهدی سیدمرادی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۴ساعت 22:25  توسط محمد ضیغم تبار  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ  

مکارم: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! شراب و قمار و بتها و ازلام [= نوعی بخت‌آزمایی]، پلید و از عمل شیطان است، از آنها دوری کنید تا رستگار شوید!

فَمَن يُرِدِ اللَّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاءِ كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ  

مکارم: آن کس را که خدا بخواهد هدایت کند، سینه‌اش را برای (پذیرش) اسلام، گشاده می سازد؛ و آن کس را که بخاطر اعمال خلافش بخواهد گمراه سازد، سینه‌اش را آنچنان تنگ می‌کند که گویا می‌خواهد به آسمان بالا برود؛ این گونه خداوند پلیدی را بر افرادی که ایمان نمی‌آورند قرار می‌دهد!

قُل لَّا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَن يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ  

مکارم: بگو: «در آنچه بر من وحی شده، هیچ غذای حرامی نمی‌یابم؛ بجز اینکه مردار باشد، یا خونی که (از بدن حیوان) بیرون ریخته، یا گوشت خوک -که اینها همه پلیدند- یا حیوانی که به گناه، هنگام سر بریدن، نام غیر خدا [= نام بتها] بر آن برده شده است.» اما کسی که مضطر (به خوردن این محرمات) شود، بی آنکه خواهان لذت باشد و یا زیاده روی کند (گناهی بر او نیست)؛ زیرا پروردگارت، آمرزنده مهربان است.

قَالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ رِجْسٌ وَغَضَبٌ أَتُجَادِلُونَنِي فِي أَسْمَاءٍ سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا نَزَّلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ فَانتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ  

مکارم: گفت: «پلیدی و غضب پروردگارتان، شما را فرا گرفته است! آیا با من در مورد نامهایی مجادله می‌کنید که شما و پدرانتان 0بعنوان معبود و خدا، بر بتها) گذارده‌اید، در حالی که خداوند هیچ دلیلی درباره آن نازل نکرده است؟! پس شما منتظر باشید، من هم با شما انتظار می‌کشم! (شما انتظار شکست من، و من انتظار عذاب الهی برای شما!)»

سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ إِذَا انقَلَبْتُمْ إِلَيْهِمْ لِتُعْرِضُوا عَنْهُمْ فَأَعْرِضُوا عَنْهُمْ إِنَّهُمْ رِجْسٌ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ  

مکارم: هنگامی که بسوی آنان بازگردید، برای شما به خدا سوگند یاد می‌کنند، تا از آنها اعراض (و صرف نظر) کنید؛ از آنها اعراض کنید (و روی بگردانید)؛ چرا که پلیدند! و جایگاهشان دوزخ است، بکیفر اعمالی که انجام می‌دادند.

وَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَى رِجْسِهِمْ وَمَاتُوا وَهُمْ كَافِرُونَ  

مکارم: و امّا آنها که در دلهایشان بیماری است، پلیدی بر پلیدیشان افزوده؛ و از دنیا رفتند در حالی که کافر بودند.

وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ  

مکارم: (اما) هیچ کس نمی‌تواند ایمان بیاورد، جز به فرمان خدا (و توفیق و یاری و هدایت او)! و پلیدی (کفر و گناه) را بر کسانی قرارمی‌دهد که نمی‌اندیشند.

ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ عِندَ رَبِّهِ وَأُحِلَّتْ لَكُمُ الْأَنْعَامُ إِلَّا مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ  

مکارم: (مناسک حج) این است! و هر کس برنامه‌های الهی را بزرگ دارد، نزد پروردگارش برای او بهتر است! و چهارپایان برای شما حلال شده، مگر آنچه (ممنوع بودنش) بر شما خوانده می‌شود. از پلیدیهای بتها اجتناب کنید! و از سخن باطل بپرهیزید!

وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا  

مکارم: و در خانه‌های خود بمانید، و همچون دوران جاهلیّت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید، و نماز را برپا دارید، و زکات را بپردازید، و خدا و رسولش را اطاعت کنید؛ خداوند فقط می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۴ساعت 22:21  توسط محمد ضیغم تبار  | 

 

وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ  
مکارم: و کسانی که کافر شدند، و آیات ما را دروغ پنداشتند اهل دوزخند؛ و همیشه در آن خواهند بود.

وَآمِنُوا بِمَا أَنزَلْتُ مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُمْ وَلَا تَكُونُوا أَوَّلَ كَافِرٍ بِهِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا وَإِيَّايَ فَاتَّقُونِ  
مکارم: و به آنچه نازل کرده‌ام [= قرآن‌] ایمان بیاورید! که نشانه‌های آن، با آنچه در کتابهای شماست، مطابقت دارد؛ و نخستین کافر به آن نباشید! و آیات مرا به بهای ناچیزی نفروشید! (و به خاطر درآمد مختصری، نشانه‌های قرآن و پیامبر اسلام را، که در کتب شما موجود است، پنهان نکنید!) و تنها از من (و مخالفت دستورهایم) بترسید (نه از مردم)!

وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نَّصْبِرَ عَلَى طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الْأَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّائِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُوا مِصْرًا فَإِنَّ لَكُم مَّا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُوا يَعْتَدُونَ  
مکارم: و (نیز به خاطر بیاورید) زمانی را که گفتید: «ای موسی! هرگز حاضر نیستیم به یک نوع غذا اکتفا کنیم! از خدای خود بخواه که از آنچه زمین می‌رویاند، از سبزیجات و خیار و سیر و عدس و پیازش، برای ما فراهم سازد.» موسی گفت: «آیا غذای پست‌تر را به جای غذای بهتر انتخاب می‌کنید؟! (اکنون که چنین است، بکوشید از این بیابان) در شهری فرود آئید؛ زیرا هر چه خواستید، در آنجا برای شما هست.» و (مهر) ذلت و نیاز، بر پیشانی آنها زده شد؛ و باز گرفتار خشم خدائی شدند؛ چرا که آنان نسبت به آیات الهی، کفر می‌ورزیدند؛ و پیامبران را به ناحق می‌کشتند. اینها به خاطر آن بود که گناهکار و متجاوز بودند.

فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ  
مکارم: سپس گفتیم: «قسمتی از گاو را به مقتول بزنید! (تا زنده شود، و قاتل را معرفی کند.) خداوند این‌گونه مردگان را زنده می‌کند؛ و آیات خود را به شما نشان می‌دهد؛ شاید اندیشه کنید!»

وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ  
مکارم: ما نشانه‌های روشنی برای تو فرستادیم؛ و جز فاسقان کسی به آنها کفر نمی‌ورزد.

وَقَالَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ لَوْلَا يُكَلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِينَا آيَةٌ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّثْلَ قَوْلِهِمْ تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ  
مکارم: افراد ناآگاه گفتند: «چرا خدا با ما سخن نمی‌گوید؟! و یا چرا آیه و نشانه‌ای برای خود ما نمی‌آید؟!» پیشینیان آنها نیز، همین گونه سخن می‌گفتند؛ دلها و افکارشان مشابه یکدیگر است؛ ولی ما (به اندازه کافی) آیات و نشانه‌ها را برای اهل یقین (و حقیقت‌جویان) روشن ساخته‌ایم.

رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ  
مکارم: پروردگارا! در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیز، تا آیات تو را بر آنان بخواند، و آنها را کتاب و حکمت بیاموزد، و پاکیزه کند؛ زیرا تو توانا و حکیمی (و بر این کار، قادری)!»

كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِّنكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُم مَّا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ  
مکارم: همان‌گونه (که با تغییر قبله، نعمت خود را بر شما کامل کردیم،) رسولی از خودتان در میان شما فرستادیم؛ تا آیات ما را بر شما بخواند؛ و شما را پاک کند؛ و به شما، کتاب و حکمت بیاموزد؛ و آنچه را نمی‌دانستید، به شما یاد دهد.

إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِن مَّاءٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ  
مکارم: در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و شد شب و روز، و کشتیهایی که در دریا به سود مردم در حرکتند، و آبی که خداوند از آسمان نازل کرده، و با آن، زمین را پس از مرگ، زنده نموده، و انواع جنبندگان را در آن گسترده، و (همچنین) در تغییر مسیر بادها و ابرهایی که میان زمین و آسمان مسخرند، نشانه‌هایی است (از ذات پاک خدا و یگانگی او) برای مردمی که عقل دارند و می‌اندیشند!

أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتَانُونَ أَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنكُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ وَلَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ  
مکارم: آمیزش جنسی با همسرانتان، در شبِ روزهایی که روزه می‌گیرید، حلال است. آنها لباس شما هستند؛ و شما لباس آنها (هر دو زینت هم و سبب حفظ یکدیگرید). خداوند می‌دانست که شما به خود خیانت می‌کردید؛ (و این کارِ ممنوع را انجام می‌دادید؛) پس توبه شما را پذیرفت و شما را بخشید. اکنون با آنها آمیزش کنید، و آنچه را خدا برای شما مقرر داشته، طلب نمایید! و بخورید و بیاشامید، تا رشته سپید صبح، از رشته سیاه (شب) برای شما آشکار گردد! سپس روزه را تا شب، تکمیل کنید! و در حالی که در مساجد به اعتکاف پرداخته‌اید، با زنان آمیزش نکنید! این، مرزهای الهی است؛ پس به آن نزدیک نشوید! خداوند، این چنین آیات خود را برای مردم، روشن می‌سازد، باشد که پرهیزکار گردند!

يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ  
مکارم: در باره شراب و قمار از تو سؤال می‌کنند، بگو: «در آنها گناه و زیان بزرگی است؛ و منافعی (از نظر مادی) برای مردم در بردارد؛ (ولی) گناه آنها از نفعشان بیشتر است. و از تو می‌پرسند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: از مازاد نیازمندی خود.» اینچنین خداوند آیات را برای شما روشن می‌سازد، شاید اندیشه کنید!

وَلَا تَنكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلَأَمَةٌ مُّؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلَا تُنكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَلَعَبْدٌ مُّؤْمِنٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُولَئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ  
مکارم: و با زنان مشرک و بت‌پرست، تا ایمان نیاورده‌اند، ازدواج نکنید! (اگر چه جز به ازدواج با کنیزان، دسترسی نداشته باشید؛ زیرا) کنیز باایمان، از زن آزاد بت‌پرست، بهتر است؛ هر چند (زیبایی، یا ثروت، یا موقعیت او) شما را به شگفتی آورد. و زنان خود را به ازدواج مردان بت‌پرست، تا ایمان نیاورده‌اند، در نیاورید! (اگر چه ناچار شوید آنها را به همسری غلامان باایمان درآورید؛ زیرا) یک غلام باایمان، از یک مرد آزاد بت‌پرست، بهتر است؛ هر چند (مال و موقعیت و زیبایی او،) شما را به شگفتی آورد. آنها دعوت به سوی آتش می‌کنند؛ و خدا دعوت به بهشت و آمرزش به فرمان خود می‌نماید، و آیات خویش را برای مردم روشن می‌سازد؛ شاید متذکر شوند!

وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لِّتَعْتَدُوا وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلَا تَتَّخِذُوا آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمَا أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ يَعِظُكُم بِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ  
مکارم: و هنگامی که زنان را طلاق دادید، و به آخرین روزهای «عدّه» رسیدند، یا به طرز صحیحی آنها را نگاه دارید (و آشتی کنید)، و یا به طرز پسندیده‌ای آنها را رها سازید! و هیچ‌گاه به خاطر زیان رساندن و تعدّی کردن، آنها را نگاه ندارید! و کسی که چنین کند، به خویشتن ستم کرده است. (و با این اعمال، و سوء استفاده از قوانین الهی،) آیات خدا را به استهزا نگیرید! و به یاد بیاورید نعمت خدا را بر خود، و کتاب آسمانی و علم و دانشی که بر شما نازل کرده، و شما را با آن، پند می‌دهد! و از خدا بپرهیزید! و بدانید خداوند از هر چیزی آگاه است (و از نیات کسانی که از قوانین او، سوء استفاده می‌کنند، با خبر است)!

كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ  
مکارم: این چنین، خداوند آیات خود را برای شما شرح می‌دهد؛ شاید اندیشه کنید!

تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ  
مکارم: اینها، آیات خداست که به حق، بر تو می‌خوانیم؛ و تو از رسولان (ما) هستی.

أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَن تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَهُ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْكِبَرُ وَلَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ  
مکارم: آیا کسی از شما دوست دارد که باغی از درختان خرما و انگور داشته باشد که از زیر درختان آن، نهرها بگذرد، و برای او در آن (باغ)، از هر گونه میوه‌ای وجود داشته باشد، در حالی که به سن پیری رسیده و فرزندانی (کوچک و) ضعیف دارد؛ (در این هنگام،) گردبادی (کوبنده)، که در آن آتش (سوزانی) است، به آن برخورد کند و شعله‌ور گردد و بسوزد؟! (همین‌طور است حال کسانی که انفاقهای خود را، با ریا و منت و آزار، باطل می‌کنند.) این چنین خداوند آیات خود را برای شما آشکار می‌سازد؛ شاید بیندیشید (و با اندیشه، راه حق را بیابید)!

مِن قَبْلُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَأَنزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انتِقَامٍ  
مکارم: پیش از آن، برای هدایت مردم فرستاد؛ و (نیز) کتابی که حق را از باطل مشخّص می‌سازد، نازل کرد؛ کسانی که به آیات خدا کافر شدند، کیفر شدیدی دارند؛ و خداوند (برای کیفرِ بدکاران و کافران لجوج،) توانا و صاحب انتقام است.

هُوَ الَّذِي أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ  
مکارم: او کسی است که این کتاب (آسمانی) را بر تو نازل کرد، که قسمتی از آن، آیات «محکم» [= صریح و روشن‌] است؛ که اساس این کتاب می‌باشد؛ (و هر گونه پیچیدگی در آیات دیگر، با مراجعه به اینها، برطرف می‌گردد.) و قسمتی از آن، «متشابه» است [= آیاتی که به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات دیگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفی در آن می‌رود؛ ولی با توجه به آیات محکم، تفسیر آنها آشکار می‌گردد.] اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‌انگیزی کنند (و مردم را گمراه سازند)؛ و تفسیر (نادرستی) برای آن می‌طلبند؛ در حالی که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمی‌دانند. (آنها که به دنبال فهم و درکِ اسرارِ همه آیات قرآن در پرتو علم و دانش الهی) می‌گویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمی‌شوند (و این حقیقت را درک نمی‌کنند).

كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ  
مکارم: (عادت آنان در انکار و تحریفِ حقایق،) همچون عادتِ آل فرعون و کسانی است که پیش از آنها بودند؛ آیات ما را تکذیب کردند، و خداوند آنها را به (کیفر) گناهانشان گرفت؛ و خداوند، شدید العقاب است.

إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ  
مکارم: دین در نزد خدا، اسلام (و تسلیم بودن در برابر حق) است. و کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده شد، اختلافی (در آن) ایجاد نکردند، مگر بعد از آگاهی و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در میان خود؛ و هر کس به آیات خدا کفر ورزد، (خدا به حساب او می‌رسد؛ زیرا) خداوند، سریع الحساب است.

إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَيَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ  
مکارم: کسانی که نسبت به آیات خدا کفر می‌ورزند و پیامبران را بناحق می‌کشند، و (نیز) مردمی را که امر به عدالت می‌کنند به قتل می‌رسانند، و به کیفر دردناک (الهی) بشارت ده!

ذَلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ الْآيَاتِ وَالذِّكْرِ الْحَكِيمِ  
مکارم: اینها را که بر تو می‌خوانیم، از نشانه‌ها (ی حقّانیّت تو) است، و یادآوری حکیمانه است.

يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ  
مکارم: ای اهل کتاب! چرا به آیات خدا کافر می‌شوید، در حالی که (به درستی آن) گواهی می‌دهید؟!

فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَّقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَن دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ  
مکارم: در آن، نشانه‌های روشن، (از جمله) مقام ابراهیم است؛ و هر کس داخل آن [= خانه خدا] شود؛ در امان خواهد بود، و برای خدا بر مردم است که آهنگ خانه (او) کنند، آنها که توانایی رفتن به سوی آن دارند. و هر کس کفر ورزد (و حج را ترک کند، به خود زیان رسانده)، خداوند از همه جهانیان، بی‌نیاز است.

قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ شَهِيدٌ عَلَى مَا تَعْمَلُونَ  
مکارم: بگو: «ای اهل کتاب! چرا به آیات خدا کفر می‌ورزید؟! و خدا گواه است بر اعمالی که انجام می‌دهید!»

وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَى عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللَّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ وَمَن يَعْتَصِم بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ  
مکارم: و چگونه ممکن است شما کافر شوید، با اینکه (در دامان وحی قرار گرفته‌اید، و) آیات خدا بر شما خوانده می‌شود، و پیامبر او در میان شماست؟! (بنابر این، به خدا تمسّک جویید!) و هر کس به خدا تمسّک جوید، به راهی راست، هدایت شده است.

وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ  
مکارم: و همگی به ریسمان خدا [= قرآن و اسلام، و هرگونه وسیله وحدت‌]، چنگ زنید، و پراکنده نشوید! و نعمت (بزرگِ) خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان دلهای شما، الفت ایجاد کرد، و به برکتِ نعمتِ او، برادر شدید! و شما بر لبِ حفره‌ای از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد؛ این چنین، خداوند آیات خود را برای شما آشکار می‌سازد؛ شاید پذیرای هدایت شوید.

تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِّلْعَالَمِينَ  
مکارم: اینها آیات خداست؛ که بحق بر تو می‌خوانیم. و خداوند (هیچ گاه) ستمی برای (احدی از) جهانیان نمی‌خواهد.

ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ مَا ثُقِفُوا إِلَّا بِحَبْلٍ مِّنَ اللَّهِ وَحَبْلٍ مِّنَ النَّاسِ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ الْأَنبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُوا يَعْتَدُونَ  
مکارم: هر جا یافت شوند، مهر ذلت بر آنان خورده است؛ مگر با ارتباط به خدا، (و تجدید نظر در روش ناپسند خود،) و (یا) با ارتباط به مردم (و وابستگی به این و آن)؛ و به خشم خدا، گرفتار شده‌اند؛ و مهر بیچارگی بر آنها زده شده؛ چرا که آنها به آیات خدا، کفر می‌ورزیدند و پیامبران را بناحق می‌کشتند. اینها بخاطر آن است که گناه کردند؛ و (به حقوق دیگران،) تجاوز می‌نمودند.

لَيْسُوا سَوَاءً مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ  
مکارم: آنها همه یکسان نیستند؛ از اهل کتاب، جمعیّتی هستند که (به حق و ایمان) قیام می‌کنند؛ و پیوسته در اوقات شب، آیات خدا را می‌خوانند؛ در حالی که سجده می‌نمایند.

صفحه ( 10 / 1 )

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۴ساعت 22:12  توسط محمد ضیغم تبار  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ

 

غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ  

مکارم: راه کسانی که آنان را مشمول نعمت خود ساختی؛ نه کسانی که بر آنان غضب کرده‌ای؛ و نه گمراهان.

لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَبْتَغُوا

 

 

فَضْلًا مِّن رَّبِّكُمْ فَإِذَا أَفَضْتُم مِّنْ

 

 

عَرَفَاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ

 

عِندَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْكُرُوهُ

 

 

كَمَا هَدَاكُمْ وَإِن كُنتُم مِّن قَبْلِهِ

 

لَمِنَ الضَّالِّينَ  

مکارم: گناهی بر شما نیست که از فضلِ پروردگارتان (و از منافع اقتصادی در ایّام حج) طلب کنید (که یکی از منافع حج، پی ریزیِ یک اقتصادِ صحیح است). و هنگامی که از «عرفات» کوچ کردید، خدا را نزد «مشعَر الحرام» یاد کنید! او را یاد کنید همان‌طور که شما را هدایت نمود و قطعاً شما پیش از این، از گمراهان بودید.

فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا

 

رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي

 

رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ  

 

 

مکارم: و هنگامی که ماه را دید که (سینه افق را) می‌شکافد، گفت: «این خدای من است؟» امّا هنگامی که (آن هم) غروب کرد، گفت: «اگر پروردگارم مرا راهنمایی نکند، مسلّماً از گروه گمراهان خواهم بود.»

قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا

 

وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ  

مکارم: می‌گویند: «پروردگارا! بدبختی ما بر ما چیره شد، و ما قوم گمراهی بودیم!

قَالَ فَعَلْتُهَا إِذًا وَأَنَا مِنَ الضَّالِّينَ  

مکارم: (موسی) گفت: «من آن کار را انجام دادم در حالی که از بی‌خبران بودم!

وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ  

مکارم: و پدرم [= عمویم‌] را بیامرز، که او از گمراهان بود!

إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آبَاءَهُمْ ضَالِّينَ  

مکارم: چرا که آنها پدران خود را گمراه یافتند،

وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ  

مکارم: امّا اگر او از تکذیب‌کنندگان گمراه باشد،
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۴ساعت 23:37  توسط محمد ضیغم تبار  |