بسم الله الرحمن الرحیم
 
 
 
مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً وَاللَّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ  
مکارم: کیست که به خدا «قرض الحسنه‌ای» دهد، (و از اموالی که خدا به او بخشیده، انفاق کند،) تا آن را برای او، چندین برابر کند؟ و خداوند است (که روزی بندگان را) محدود یا گسترده می‌سازد؛ (و انفاق، هرگز باعث کمبود روزی آنها نمی‌شود). و به سوی او باز می‌گردید (و پاداش خود را خواهید گرفت).

الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ  
مکارم: مردان منافق و زنان منافق، همه از یک گروهند! آنها امر به منکر، و نهی از معروف می‌کنند؛ و دستهایشان را (از انفاق و بخشش) می‌بندند؛ خدا را فراموش کردند، و خدا (نیز) آنها را فراموش کرد (، و رحمتش را از آنها قطع نمود)؛ به یقین، منافقان همان فاسقانند!

أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ فَوْقَهُمْ صَافَّاتٍ وَيَقْبِضْنَ مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا الرَّحْمَنُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ بَصِيرٌ  
مکارم: آیا به پرندگانی که بالای سرشان است، و گاه بالهای خود را گسترده و گاه جمع می‌کنند، نگاه نکردند؟! جز خداوند رحمان کسی آنها را بر فراز آسمان نگه نمی‌دارد، چرا که او به هر چیز بیناست!

صفحه ( 1 / 1 )

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد ۱۳۹۴ساعت 23:59  توسط محمد ضیغم تبار  | 
عوامل جذب و دفع رزق و روزی از دیدگاه قرآن
 


 
 
در مقاله حاضر نویسنده با مراجعه به آیات قرآنی، معانی رزق و روزی را تشریح کرده و عوامل جذب روزی آسان و فراوان و برخی علل دفع آن را بررسی کرده است. اگر از وجود، که خود کامل ترین و بنیادی ترین رزق و روزی است، بگذریم، انسان ها همواره نیازمند دریافت انواع و اقسام روزی هستند تا بتوانند نیازهای بیشمار خویش را در حوزه های مختلف جسمی و روحی برآورده سازند.
 

 
البته در اندیشه اسلامی، انسان حتی در وجود خویش نیازمند توجه و التفات آفریدگارش در نقش ربوبی می باشد و اگر برای یک لحظه، توجه الهی از وی بازگرفته شود، نیست و نابود می شود. به سخن دیگر، انسان در کلی ترین و جزیی ترین امور خویش همیشه نیازمند توجه ربوبی است. از آن جایی که همه چیزی که از مقام ربوبی به انسان می رسد، به عنوان رزق و روزی در فرهنگ قرآنی و اسلامی تلقی می شود، می توان گفت که انسان همواره چشم به روزی و رزق دوخته است تا به او برسد. این رزق و روزی چه مادی و چه معنوی و به تعبیر قرآنی چه از «فوقکم» و چه از «تحت ارجلکم» و چه آسمانی و یا زمینی، می بایست از خداوند به انسان و هر موجود دیگری برسد. از این رو پیوسته باید چشم انتظار آسمان و عنایت الهی باشد.

هرچند که در نظام حکیمانه و احسن اسباب و علل، رزق و روزی هرکسی و هر چیزی مشخص و معین است، ولی علل و عواملی موجب می شود تا روزی هرکسی دچار تغییرات جزیی و کلی شود. به عنوان نمونه، برخی از کارها موجب می شود تا شخص درحالی که می بایست به سادگی و آسانی به رزقی دست یابد ولی به سبب همان کار خویش، نتواند جز به سختی به آن برسد. چنان که برخی از کارها موجب می شود تا از روزی و رزق بی حساب بهره مند شود و یا از جایی که امید ندارد به روزی دست یابد.

براین اساس علل و عوامل مختلفی در هستی وجود دارد که موجب تغییراتی در رزق و روزی شخص می شود. شناسایی و شناخت این علل و عوامل به ویژه براساس کتاب الهی که خود آفریدگار و پروردگار بشر است، می تواند در شیوه رفتار و کردار ما تاثیرگذار باشد. از این رو به بازخوانی، این علل و عوامل از دیدگاه قرآن پرداخته می شود.



● گستره معنایی رزق

در فرهنگ قرآنی، رزق همانند واژه خیر، دارای معنا و مفهومی وسیع و گسترده است به گونه ای که اختصاص به رزق مادی و دنیوی ندارد. از این رو زبان شناس معروف، راغب اصفهانی با توجه به فرهنگ قرآنی، رزق را به عطایای جاری دنیا و آخرت معنا می کند؛ (مفردات الفاظ قرآن کریم، ص ۳۵۱ ذیل واژه رزق) البته این واژه در کاربردهای متعارف و معمول به معنای غذا و طعام و قوت روزانه و ضروریات زندگی (لغت نامه دهخدا؛ ج ۸؛ ص ۱۰۸۹۴ ذیل واژه روزی) و یا به تعبیر راغب هر آنچه وارد شکم می شود، به کار می رود. (مفردات الفاظ قرآن کریم، ص ۳۵۱)

خداوند در آیاتی چون ۱۴۲ سوره انعام و ۲۸ و ۳۴ سوره حج و ۱۹ سوره شورا و ۱۰ و ۱۱ سوره ق، چیزهایی چون شتر و گاو و گوسفند و خرما و مانند آن را به عنوان ارزاق بشر معرفی می کند که همان مفهوم متعارف از رزق است.

اما در آیات ۸۷ و ۸۸ سوره هود هنگامی که درباره نعمت خاص خداوند به شعیب سخن به میان می آورد، از مقام نبوت به عنوان رزق خاص و نیک یاد می کند که بیانگر آن است که در فرهنگ قرآنی، امور معنوی و غیرمادی مانند هدایت و راهیابی به معارف الهی و نبوت به عنوان رزق و روزی نیک و پسندیده به شمار می آید. (نگاه کنید به مجلد سوم المیزان صفحات ۱۳۷ تا ۱۳۸ که رزق حسن را در این آیه به نبوت و علم و دانش معنا کرده است.)

در آیات ۲۸ و ۲۹ سوره فاطر نیز به انفاق عالمان نسبت به روزی هایی که به ایشان داده شده اشاره کرده که بی گمان روزی معنوی و دانش های اعطایی به ایشان، مهمترین روزی و رزقی است که ایشان آن را انفاق می کنند. (تفسیر المیزان، همان پیشین)

همچنین آیات ۲۶ و ۲۷ سوره آل عمران، فرمانروایی و حکومت اعطایی خداوند به بندگان و عزت و سربلندی انسان را به عنوان روزی اعطایی خداوند برمی شمارد که خود این امر بیرون از دایره رزق و روزی مادی و متعارف می باشد.

افزون بر این، آیه ۸۲ سوره واقعه، قرآن را به عنوان روزی معنوی و عطای الهی به بندگان و همه انسان ها معرفی می کند که این خود بهترین گواه بر مفهوم گسترده رزق در فرهنگ قرآنی است که تنها اختصاص به چیزهایی ندارد که وارد شکم می شود.

البته این بدان معنا نیست که رزق در کاربردهای قرآن چنانکه گفته شد فقط منحصر به امور مادی و یا معنوی باشد بلکه شامل هر دو دسته از امور مادی و معنوی بلکه دنیوی و اخروی می شود. از این رو میوه ها (بقره آیه ۲۲ و ۲۵ و ۱۲۶)، گزانگبین و م نّ (بقره آیات ۵۴ و ۵۷)، خرما (نحل آیه ۶۷)، سلوی و بلدرچین (بقره آیه ۵۴ و ۵۷)، حبوبات و دانه های گیاهی (ق آیات۹ تا ۱۱)، باغ و بوستان (همان و سبا آیه ۱۵)، انگور (نحل آیه ۶۷)، چارپایان (انعام آیه ۱۴۲ و حج آیه ۲۸ و ۳۴) و باران (غافر آیه ۱۳ و جاثیه آیه ۵) به عنوان رزق و روزی نیک و طیب معرفی شده است.

از اینکه خداوند در آیات ۱۲ سوره شورا و نیز ۲۲ بقره و ۳۱ سوره یونس و آیات دیگر، آسمان را یکی از منابع تامین کننده روزی و رزق برمی شمارد و آب های نازل شده را در کنار نبوت و علم به عنوان ارزاق آسمانی معرفی می کند به روشنی دانسته می شود که رزق در کاربردهای قرآنی دایره معنایی گسترده ای دارد.



● نگرش توحیدی و نقش آن در تفکر رزق خواهی

اگر در آیات قرآنی، سخن از منابع روزی چون آسمان و زمین در کنار کار و تلاش به میان می آید، در فرهنگ و بینش توحیدی قرآن این بدان معنا نیست که این امور خود دارای استقلال بوده و به عنوان موثر مستقل عمل می کند؛ بلکه نه تنها منابع رزق و روزی بشر و انسان ها تنها در دست خداست (ملک آیه ۲۱) بلکه فراتر از آن، خداوند تنها تامین کننده رزق و روزی همه موجودات از جمله انسان ها از آسمان و زمین است. (یونس آیه ۳۱ نحل آیه ۷۳ و فاطر آیه ۳ و غافر آیه ۱۳ و آیات دیگر)

در تفکر توحیدی، هیچ چیز به طور استقلالی در مسیر تامین روزی و یا ایجاد منابع آن و یا تعیین مقدار و زمان ارسال روزی بشر و دیگر موجودات دخالت ندارد؛ بلکه همگی در مسیر مشیت و اراده الهی است که تاثیرگذاری محدودی خواهند داشت. این گونه است که پیامبران(ع) ماموریت داشته اند تا این مفهوم را در باورهای مخاطبان خویش بپرورانند که هیچ چیزی بیرون از دایره مشیت و اراده خداوند نیست و نمی تواند تاثیری در رزق و روزی بشر و یا دیگری داشته باشد.

به سخن دیگر نه تنها بتان و یا هر موجود دیگری (نحل آیه ۵۶ و سبا آیه ۲۴) دخالتی در رزق و روزی و تامین آن ندارد بلکه حتی منابع تامین روزی یعنی آسمان و زمین نیز در مسیر مشیت الهی و طول اراده الهی است که حرکت کرده و تاثیرگذار خواهد بود.

تفکر توحیدی بیان می کند که خداوند تنها منشای رزق و روزی همه موجودات است و این که خداوند به سبب آگاهی و احاطه کامل علمی و قدرت در تقسیم و تعیین، بدرستی رزق هر کسی را مشخص کرده و در هنگام نیاز به وی می رساند. بنابراین آگاهی و علم همه جانبه خداوند منشأ تامین رزق همه موجودات هستی است. (عنکبوت آیه ۶۰ و نیز شورا آیه ۱۲)

براساس تفکر توحیدی، خالقیت خداوند، منشأ روزی رسانی به انسان ها (روم آیه ۴۰ و فاطر آیه ۳) و مقام ربوبیت وی مقتضی اعطای رزق و روزی به بندگان است. (بقره آیه ۲۱ و ۲۲ و اسراء آیه ۳۰ و سبا آیات ۱۵ و ۳۶)

براساس تفکر توحید محوری، نقش مشیت خداوندی در قبض و بسط رزق ها (رعد آیه ۲۶ و اسراء آیه ۳۰ و قصص آیه ۸۲ و ده ها آیه دیگر) و همچنین در عطای رزق بی حساب نسبت به برخی از بندگان معنا و مفهوم می یابد. (بقره آیه ۲۱۲ و آل عمران آیه ۲۷ و ۳۷ و نور آیه ۳۸)

این تفکر موجب می شود تا شخص به باوری راستین درباره روزی و رزق برسد و باور کند که نزول رزق و روزی به اندازه صلاح بندگان و موجودات است. (شورا آیه ۲۷)

خداوند در آیه ۳۱ سوره یونس و نیز ۷۳ سوره نحل و ۶۴ سوره نمل فروفرستادن رزق را نشانه ای برای معبود حقیقی بشر و آیتی بر وحدانیت می داند. (غافر آیه ۱۳ و ۱۴)

اگر چنین تفکری در جامعه رشد پیدا کند و مردم به چنین باوری برسند می توان گفت که دیگر کسی نگران رزق و روزی خویش نخواهد بود چه برسد که براساس این نگرانی دست به کشتن دیگری و یا خودکشی بزنند و فرزندان را به خاطر ترس گرسنگی، به قتل رسانند. (انعام آیه ۱۵۱ و اسراء آیه ۳۱)

البته این بدان معنا نیست که انسان ها گرفتار گرسنگی نشوند و یا دچار قحطی و خشکسالی نگردند، زیرا علل و عواملی چون رفتارها و کردارهای بشر موجب می شود تا قحطی در کنار زلزله و حوادث مخرب و زیانبار دیگری رخ نماید و یا موجباتی فراهم آید که فساد و تباهی در رزق رخ دهد و روزی و رزقی که می بایست به سادگی در اختیار شخص قرار گیرد دور از دسترس وی باشد و یا به سختی بدان برسد. این همان چیزی که این نوشتار بر اساس بیان آن آغاز شده است. بنابراین لازم است که نگاهی به این علل و عوامل براساس تحلیل قرآنی شود و با شناسایی آن ها از آن پرهیز کرده و راه را برای بهره مندی بیشتر و بهتر و آسان تر از روزی فراهم آوریم.



● علل و عوامل رسیدن به رزق آسان و فراوان

هر کسی آرزو دارد تا به سادگی و آسانی به رزق فراوان مادی و معنوی و نیز دنیوی و اخروی دست یابد و به گونه ای آسایش و امنیت خویش را تضمین کند.

قرآن راه کارهایی برای بیان این مطلب مطرح کرده که می توان گفت ایمان به باورهای توحیدی بویژه توحید محض از مهمترین و اساسی ترین آن هاست.

بسیاری از مردم به سبب نقصان در توحید و یا نوعی شرک خفی و اخفی دچار مشکلات روحی و روانی و جسمی در کسب روزی و رزق می شوند.

از این رو خداوند در آیات ۲۵ و ۲۱۲ سوره بقره و آیات ۲ و ۴ و ۷۴ سوره انفال و آیه ۵۰ حج و ۴۰ غافر و آیات دیگر، ایمان را زمینه برخورداری از رزق های مختلف و متنوع الهی بیان می کند و از مردم می خواهد که بینش و نگرش خویش را تصحیح کرده و اجازه ندهند که باورهای باطل و شرک آلود، آنان را از رزق و روزی محروم سازد.

عامل مهم دیگر که در کنار ایمان توحیدی، نقش مهم و اساسی در جذب رزق و روزی ایفا می کند، اطاعت و عبادت عملی است که آیات ۳۷ سوره آل عمران و نیز ۳۰ و ۳۱ سوره احزاب بر آن تاکید دارد؛ زیرا ایمان باید خود را به شکل عبادت نشان دهد تا محبت و مهر الهی را به سوی شخص جذب و جلب نماید. از این رو آیات ۲۵ سوره بقره و ۶۰ تا ۶۲ سوره مریم و آیه ۵۰ سوره حج، عمل صالح را زمینه ساز برخورداری از روزی معرفی می کند؛ زیرا عبادت و ایمان به خداوند به اشکال مختلف خود را نشان می دهد که عمل صالح از نمادها و نمودهای بارز آن است.

عمل صالح بویژه اگر به گونه ای باشد که بخشی از روزی و رزق های اعطایی خداوند را به دیگر موجودات خصوصاً نیازمندان برساند معنا و مفهوم دیگری می یابد؛ زیرا شخص نشان می دهد که خداوند را منشا رزق و روزی می داند و باور دارد که او نه تنها به همه اعمال آگاه است بلکه شخص را به عنوان خلیفه ربوبی در طول خویش می شناسد و اجازه می دهد که برخی از روزی ها از راه این سبب به دیگران منتقل شود.


● ضرورت واسطه گری در روزی رسانی

درحقیقت شخص با انفاق و پرداخت زکات های مالی و معنوی به گونه ای عمل می کند که در نقش واسطه فیض ربوبی نشسته است و این واسطه گری موجب می شود تا خداوند عنایت ویژه ای به او داشته باشد و رزق بی حساب و همچنین آسان و ساده را در اختیار وی قرار دهد. از این رو خداوند در آیات ۳۷ و ۳۸ سوره نور و ۳ و ۴ سوره انفال بر نقش انفاق از روزی های خدادادی و پرداخت زکات به عنوان علل و عوامل برخورداری شخص از آمرزش و رزق های الهی و فضل و روزی های بی حساب تأکید می کند. همچنین عدم پرداخت حقوق واجب الهی و زکات و خمس و حقوق فقرا و مساکین از عوامل کاهش روزی به شمار می رود...

کمک و یاری به دیگران و بهره مند سازی دیگران از نعمت های خدادادی چون پناه دادن به مؤمنان و مهاجران (انفال آیه ۷۲) و یاری کردن دین و دینداران (همان) در آیات قرآنی به همین سبب به عنوان علل و عوامل بهره مندی از روزی آسان و فراوان مطرح می شود.

در کنار این عوامل، خودسازی و تقوای الهی داشتن (بقره آیه ۲۱۲ و مائده آیه (۸۸ و یونس آیه ۳۱ و طلاق آیه ۲ و ۳)، توبه کردن از گناه و خطا (مریم آیات ۶۰ و ۶۲)، یاد خدا در همه احوال (نور آیه ۳۷ و ۳۸) و برپایی نماز (انفال آیه ۳ و ۴ و نور آیه ۳۷ و ۳۸) نیز بسیار موثر است؛ زیرا در راستای تقویت باورهای توحیدی است که خود عامل جذب و جلب روزی بی حساب و آسان است.

جهاد در راه خدا فرصتی است که زمینه بهره مندی نه تنها شخص بلکه جامعه از نعمت های خداوندی را فراهم می آورد. لذا در آیه ۷۴ سوره انفال به عنوان یکی از علل و عوامل مهم در زمینه بهره مندی از روزی کریمانه الهی مطرح شده است.

البته هر عملی هر چند نیک و صالح تنها زمانی می تواند جلب کننده نعمت و روزی باشد که برپایه اخلاص در عمل باشد. از این رو در آیات ۴۰ و ۴۱ سوره صافات بر اخلاص در کارها به عنوان جذب کننده روزی الهی تأکید می شود تا انسان ها در عمل صالح خویش به کلمه طیب و پاک یعنی نیت درست و خالص توجه یابند.

در تحلیل قرآنی هر چند که برای هر موجودی رزق معلومی (صافات آیات ۴۰ و ۴۱) معین شده ولی این گونه نیست که تغییراتی در کیفیت و یا چگونگی حتی دست یابی به آن به سبب رفتارها و پندارها پدید نیاید. از این رو در آیات قرآنی بیان می شود که چگونه برخی از بندگان رزق خویش را تباه می سازند و یا زمینه سهل الوصول بودن آن را دگرگون می سازند و حلال را حرام می کنند.

در داستانی آمده است که امیرمؤمنان علی(ع) روزی اسب خویش را به مردی می دهد تا به کاری در مسجد برسد. وقتی بازمی گردد می بیند که مرد افسار اسب را برداشته و رفته و اسب بی افسار در آن جا مانده است. برای خرید افسار می رود و اتفاقا همان افسار خود را در بازار به مبلغی می خرد. آن حضرت(ع) می فرماید من نیت کرده بودم که پس از بازگشت همان مقدار پول بابت حفظ اسب به وی بپردازم ولی او رزق حلال خویش را این گونه حرام می کند. به سخن دیگر شخص با دزدی کردن روزی کریمانه و حلال و آسان خویش را به روزی ذلت بار و حرام و سخت تبدیل می کند.

اگر جامعه ای در اندیشه رزق فراوان و آسایش باشد باید آن را در پرتو رفتارهای درست و عادلانه به دست آورد؛ زیرا امنیت و آرامش اجتماعی موجبات جلب و جذب روزی فراوان برای جامعه را فراهم می آورد. (نحل آیه ۱۱۲)

انسانی که بخواهد از روزی کریمانه و پاک و پاکیزه برخوردار گردد می بایست افزون بر نیت صادق و خالص از همه ابزارهایی که موجب جلب و جذب رحمت الهی می شود بهره گیرد و این، زمانی امکان پذیر است که شخص باور داشته باشد که خداوند منشأ رزق و روزی است و فراوانی رزق نیز منوط به مشیت الهی است. (بقره آیه ۲۱۲) آنگاه است که به سادگی و آسانی به روزی می رسد و یا در صورت نداری و تنگدستی، افزون بر صبرپیشگی، می کوشد تا با توبه و عبادت، رفع مانع نماید و محبت خداوندی را جلب و جذب کند تا از روزی بی حساب الهی بهره مند گردد.


کلیدهای رزق و روزی



لَهُ مَقَالِیدُ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَآءُ وَ یَقْدِرُ إِنَّهُ بِكُلِ‏ّ شَىْ‏ءٍ عَلِیمٌ (سوره شورى آیه 12)
كلیدهاى آسمان‏ها و زمین براى اوست، براى هر كه بخواهد رزق را توسعه مى‏دهد و یا تنگ مى‏گیرد، همانا او به هر چیز آگاه است (و توسعه و تضییق او بر اساس علم و حكمت است).


«مقالید» جمع «مِقلید» به معناى كلید است. كلید وسیله بستن و باز كردن است و كسى كه كلید زمین و آسمان را دارد مى‏تواند رزق را باز كرده یا ببندد.

كلیدهاى هستى گاهى عوامل مادى است كه واسطه فیض مى‏شوند، نظیر باران كه وسیله زنده شدن خاك و زمین مى‏گردد، «فاحیى به الارض»(1) گاهى نیز اسماى الهى است كه نمونه آن را در دعاى سمات مى‏خوانیم: «اسئلك باسمك الّذى اذا دُعیت به على مغالق ابواب السماء للفتح بالرّحمة انفتحت...» خداوندا! تو را به آن اسمى مى‏خوانم كه اگر بر درهاى بسته‏ى آسمان‏ها خوانده شود، با رحمت تو گشوده مى‏شود.

توسعه یا تنگى رزق نشانه‏ى مهر یا قهر الهى نیست، زیرا قرآن مى‏فرماید: «فلا تعجبك اموالهم ولا اولادهم انما یرید اللّه لیعذبهم بها»(2)

سرمایه و فرزند كفّار سبب شگفتى تو نشود زیرا كه خداوند اراده كرده آنان را با همین امكانات در همین دنیا عذاب كند.

اگر چه توسعه یا تنگى رزق و معیشت در دست خداست لیكن انسان نباید از تلاش باز ایستد. قرآن فرمان مى‏دهد: «وابتغوا من فضل اللّه»(3) به سراغ فضل الهى بروید و براى كسب مال تلاش كنید.

رزق همیشه مادّى نیست، چرا كه در دعا مى‏خوانیم: «الّلهم ارزقنى توفیق الطاعة و بُعد المعصیة» خداوندا! توفیق بندگى خودت و دورى از گناه را روزى من كن.

قرآن كلیدهاى توسعه را به ما آموخته و مي ‏فرماید:

«لئن شكرتم لازیدنّكم»(4) اگر شكر كنید، شما را با دادن روزى زیاد مى‏كند.

«استغفروا ربّكم... یرسل السماء علیكم مدرارا»(5) از پروردگارتان استغفار كنید، او براى شما باران مى‏فرستد.

«و مَن یتّق اللّه یجعل له مَخرجاً و یرزقه من حیث لا یحتسب»(6) هر كه نسبت به خدا پروا داشته باشد، او را از بن بست نجات داده و از راهى كه محاسبه نمى‏كند، روزى مى‏دهد.(7)



پی نوشت ها:

1) بقره، 164.

2) توبه، 55 .

3) جمعه، 10.

4) ابراهیم، 7.

5) هود، 52 .

6) طلاق، 2 - 3.

7) پرتوی از نور، ج10


+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد ۱۳۹۴ساعت 23:55  توسط محمد ضیغم تبار  | 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
 
 

 
 
 
مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً وَاللَّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ  
مکارم: کیست که به خدا «قرض الحسنه‌ای» دهد، (و از اموالی که خدا به او بخشیده، انفاق کند،) تا آن را برای او، چندین برابر کند؟ و خداوند است (که روزی بندگان را) محدود یا گسترده می‌سازد؛ (و انفاق، هرگز باعث کمبود روزی آنها نمی‌شود). و به سوی او باز می‌گردید (و پاداش خود را خواهید گرفت).

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَن يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ  
مکارم: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! نعمتی را که خدا به شما بخشید، به یاد آورید؛ آن زمان که جمعی (از دشمنان)، قصد داشتند دست به سوی شما دراز کنند (و شما را از میان بردارند)، اما خدا دست آنها را از شما باز داشت! از خدا بپرهیزید! و مؤمنان باید تنها بر خدا توکّل کنند!

اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ وَفَرِحُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا مَتَاعٌ  
مکارم: خدا روزی را برای هر کس بخواهد (و شایسته بداند) وسیع، برای هر کس بخواهد (و مصلحت بداند،) تنگ قرارمی‌دهد؛ ولی آنها [= کافران‌] به زندگی دنیا، شاد (و خوشحال) شدند؛ در حالی که زندگی دنیا در برابر آخرت، متاع ناچیزی است!

إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا  
مکارم: به یقین، پروردگارت روزی را برای هر کس بخواهد، گشاده یا تنگ می‌دارد؛ او نسبت به بندگانش، آگاه و بیناست.

وَأَصْبَحَ الَّذِينَ تَمَنَّوْا مَكَانَهُ بِالْأَمْسِ يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَوْلَا أَن مَّنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا لَخَسَفَ بِنَا وَيْكَأَنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ  
مکارم: و آنها که دیروز آرزو می‌کردند بجای او باشند (هنگامی که این صحنه را دیدند) گفتند: «وای بر ما! گویی خدا روزی را بر هر کس از بندگانش بخواهد گسترش می‌دهد یا تنگ می‌گیرد! اگر خدا بر ما منت ننهاده بود، ما را نیز به قعر زمین فرو می برد! ای وای گویی کافران هرگز رستگار نمی‌شوند!

اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَهُ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ  
مکارم: خداوند روزی را برای هر کس از بندگانش بخواهد گسترده می‌کند، و برای هر کس بخواهد محدود می‌سازد؛ خداوند به همه چیز داناست!

أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ  
مکارم: آیا ندیدند که خداوند روزی را برای هر کس بخواهد گسترده یا تنگ می‌سازد؟! در این نشانه‌هایی است برای گروهی که ایمان می‌آورند.

اللَّهُ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَيَبْسُطُهُ فِي السَّمَاءِ كَيْفَ يَشَاءُ وَيَجْعَلُهُ كِسَفًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ فَإِذَا أَصَابَ بِهِ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ  
مکارم: خداوند همان کسی است که بادها را می‌فرستد تا ابرهایی را به حرکت در آورند، سپس آنها را در پهنه آسمان آن گونه که بخواهد می‌گستراند و متراکم می‌سازد؛ در این هنگام دانه‌های باران را می‌بینی که از لا به لای آن خارج می‌شود، هنگامی که این (باران حیاتبخش) را به هر کس از بندگانش که بخواهد می‌رساند، ناگهان خوشحال می‌شوند...

قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ  
مکارم: بگو: «پروردگار من روزی را برای هر کس بخواهد وسیع یا تنگ می‌کند، (این ربطی به قرب در درگاه او ندارد)؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند!

قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَهُ وَمَا أَنفَقْتُم مِّن شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ  
مکارم: بگو: «پروردگارم روزی را برای هر کس بخواهد وسعت می‌بخشد، و برای هر کس بخواهد تنگ (و محدود) می‌سازد؛ و هر چیزی را (در راه او) انفاق کنید، عوض آن را می‌دهد (و جای آن را پر می‌کند)؛ و او بهترین روزی‌دهندگان است!»

أَوَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ  
مکارم: آیا آنها ندانستند که خداوند روزی را برای هر کس بخواهد گسترده یا تنگ می‌سازد؟! در این، آیات و نشانه‌هایی است برای گروهی که ایمان می‌آورند.

لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ  
مکارم: کلیدهای آسمانها و زمین از آن اوست؛ روزی را برای هر کس بخواهد گسترش می دهد یا محدود می‌سازد؛ او به همه چیز داناست.

إِن يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا لَكُمْ أَعْدَاءً وَيَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ وَأَلْسِنَتَهُم بِالسُّوءِ وَوَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ  
مکارم: اگر آنها بر شما مسلّط شوند، دشمنانتان خواهند بود و دست و زبان خود را به بدی کردن نسبت به شما می‌گشایند، و دوست دارند شما به کفر بازگردید!

صفحه ( 1 / 1 )

 
 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد ۱۳۹۴ساعت 23:53  توسط محمد ضیغم تبار  | 
بسم الله الرحمن الرحیم
 

أَمْ تُرِيدُونَ أَن تَسْأَلُوا رَسُولَكُمْ كَمَا سُئِلَ مُوسَى مِن قَبْلُ وَمَن يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ  

مکارم: آیا می‌خواهید از پیامبر خود، همان تقاضای (نامعقولی را) بکنید که پیش از این، از موسی کردند؟! (و با این بهانه‌جویی‌ها، از ایمان آوردن سر باز زدند.) کسی که کفر را به جای ایمان بپذیرد، از راه مستقیم (عقل و فطرت) گمراه شده است.

وَلَا تَقُولُوا لِمَن يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِن لَّا تَشْعُرُونَ  

مکارم: و به آنها که در راه خدا کشته می‌شوند، مرده نگویید! بلکه آنان زنده‌اند، ولی شما نمی‌فهمید!

لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ  

مکارم: نیکی، (تنها) این نیست که (به هنگام نماز،) رویِ خود را به سوی مشرق و (یا) مغرب کنید؛ (و تمام گفتگوی شما، در باره قبله و تغییر آن باشد؛ و همه وقت خود را مصروف آن سازید؛) بلکه نیکی (و نیکوکار) کسی است که به خدا، و روز رستاخیز، و فرشتگان، و کتاب (آسمانی)، و پیامبران، ایمان آورده؛ و مال (خود) را، با همه علاقه‌ای که به آن دارد، به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق می‌کند؛ نماز را برپا می‌دارد و زکات را می‌پردازد؛ و (همچنین) کسانی که به عهد خود -به هنگامی که عهد بستند-وفا می‌کنند؛ و در برابر محرومیتها و بیماریها و در میدان جنگ، استقامت به خرج می‌دهند؛ اینها کسانی هستند که راست می‌گویند؛ و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است؛) و اینها هستند پرهیزکاران!

وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ  

مکارم: و در راه خدا، با کسانی که با شما می‌جنگند، نبرد کنید! و از حدّ تجاوز نکنید، که خدا تعدّی‌کنندگان را دوست نمی‌دارد!

وَأَنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ  

مکارم: و در راهِ خدا، انفاق کنید! و (با ترک انفاق،) خود را به دست خود، به هلاکت نیفکنید! و نیکی کنید! که خداوند، نیکوکاران را دوست می‌دارد.

يَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلْ مَا أَنفَقْتُم مِّنْ خَيْرٍ فَلِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ  

مکارم: از تو سؤال می‌کنند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: «هر خیر و نیکی (و سرمایه سودمند مادی و معنوی) که انفاق می‌کنید، باید برای پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد.» و هر کار خیری که انجام دهید، خداوند از آن آگاه است. (لازم نیست تظاهر کنید، او می‌داند).

يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِندَ اللَّهِ وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ  

مکارم: از تو، در باره جنگ کردن در ماه حرام، سؤال می‌کنند؛ بگو: «جنگ در آن، (گناهی) بزرگ است؛ ولی جلوگیری از راه خدا (و گرایش مردم به آیین حق) و کفر ورزیدن نسبت به او و هتک احترام مسجد الحرام، و اخراج ساکنان آن، نزد خداوند مهمتر از آن است؛ و ایجاد فتنه، (و محیط نامساعد، که مردم را به کفر، تشویق و از ایمان بازمی‌دارد) حتّی از قتل بالاتر است. و مشرکان، پیوسته با شما می‌جنگند، تا اگر بتوانند شما را از آیینتان برگردانند؛ ولی کسی که از آیینش برگردد، و در حال کفر بمیرد، تمام اعمال نیک (گذشته) او، در دنیا و آخرت، برباد می‌رود؛ و آنان اهل دوزخند؛ و همیشه در آن خواهند بود.

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ  

مکارم: کسانی که ایمان آورده و کسانی که هجرت کرده و در راه خدا جهاد نموده‌اند، آنها امید به رحمت پروردگار دارند و خداوند آمرزنده و مهربان است.

وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ  

مکارم: و در راه خدا، پیکار کنید! و بدانید خداوند، شنوا و داناست.

أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ مِن بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُّقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِن كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُوا قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِن دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِّنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ  

مکارم: آیا مشاهده نکردی جمعی از بنی اسرائیل را بعد از موسی، که به پیامبر خود گفتند: «زمامدار (و فرماندهی) برای ما انتخاب کن! تا (زیر فرمان او) در راه خدا پیکار کنیم. پیامبر آنها گفت: «شاید اگر دستور پیکار به شما داده شود، (سرپیچی کنید، و) در راه خدا، جهاد و پیکار نکنید!» گفتند: «چگونه ممکن است در راه خدا پیکار نکنیم، در حالی که از خانه‌ها و فرزندانمان رانده شده‌ایم، (و شهرهای ما به وسیله دشمن اشغال، و فرزندان ما اسیر شده‌اند)؟!» اما هنگامی که دستور پیکار به آنها داده شد، جز عدّه کمی از آنان، همه سرپیچی کردند. و خداوند از ستمکاران، آگاه است.

مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّائَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ  

مکارم: کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‌کنند، همانند بذری هستند که هفت خوشه برویاند؛ که در هر خوشه، یکصد دانه باشد؛ و خداوند آن را برای هر کس بخواهد (و شایستگی داشته باشد)، دو یا چند برابر می‌کند؛ و خدا (از نظر قدرت و رحمت،) وسیع، و (به همه چیز) داناست.

الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ لَا يُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُوا مَنًّا وَلَا أَذًى لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ  

مکارم: کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‌کنند، سپس به دنبال انفاقی که کرده‌اند، منت نمی‌گذارند و آزاری نمی‌رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است؛ و نه ترسی دارند، و نه غمگین می‌شوند.

لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا وَمَا تُنفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ  

مکارم: (انفاقِ شما، مخصوصاً باید) برای نیازمندانی باشد که در راه خدا، در تنگنا قرار گرفته‌اند؛ (و توجّه به آیین خدا، آنها را از وطنهای خویش آواره ساخته؛ و شرکت در میدانِ جهاد، به آنها اجازه نمی‌دهد تا برای تأمین هزینه زندگی، دست به کسب و تجارتی بزنند؛) نمی‌توانند مسافرتی کنند (و سرمایه‌ای به دست آورند؛) و از شدّت خویشتن‌داری، افراد ناآگاه آنها را بی‌نیاز می‌پندارند؛ امّا آنها را از چهره‌هایشان می‌شناسی؛ و هرگز با اصرار چیزی از مردم نمی‌خواهند. (این است مشخّصات آنها!) و هر چیز خوبی در راه خدا انفاق کنید، خداوند از آن آگاه است.

قَدْ كَانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتَا فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَأُخْرَى كَافِرَةٌ يَرَوْنَهُم مِّثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ وَاللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَن يَشَاءُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّأُولِي الْأَبْصَارِ  

مکارم: در دو گروهی که (در میدان جنگ بدر،) با هم رو به رو شدند، نشانه (و درس عبرتی) برای شما بود: یک گروه، در راه خدا نبرد می‌کرد؛ و جمع دیگری که کافر بود، (در راه شیطان و بت،) در حالی که آنها (گروه مؤمنان) را با چشم خود، دو برابر آنچه بودند، می‌دیدند. (و این خود عاملی برای وحشت و شکست آنها شد.) و خداوند، هر کس را بخواهد (و شایسته بداند)، با یاری خود، تأیید می‌کند. در این، عبرتی است برای بینایان!

وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لَّا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ  

مکارم: و در میان اهل کتاب، کسانی هستند که اگر ثروت زیادی به رسم امانت به آنها بسپاری، به تو باز می‌گردانند؛ و کسانی هستند که اگر یک دینار هم به آنان بسپاری، به تو باز نمی‌گردانند؛ مگر تا زمانی که بالای سر آنها ایستاده (و بر آنها مسلّط) باشی! این بخاطر آن است که می‌گویند: «ما در برابر امّیّین [= غیر یهود]، مسؤول نیستیم.» و بر خدا دروغ می‌بندند؛ در حالی که می‌دانند (این سخن دروغ است).

فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَّقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَن دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ  

مکارم: در آن، نشانه‌های روشن، (از جمله) مقام ابراهیم است؛ و هر کس داخل آن [= خانه خدا] شود؛ در امان خواهد بود، و برای خدا بر مردم است که آهنگ خانه (او) کنند، آنها که توانایی رفتن به سوی آن دارند. و هر کس کفر ورزد (و حج را ترک کند، به خود زیان رسانده)، خداوند از همه جهانیان، بی‌نیاز است.

قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ مَنْ آمَنَ تَبْغُونَهَا عِوَجًا وَأَنتُمْ شُهَدَاءُ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ  

مکارم: بگو: «ای اهل کتاب! چرا افرادی را که ایمان آورده‌اند، از راه خدا بازمی‌دارید، و می‌خواهید این راه را کج سازید؟! در حالی که شما (به درستی این راه) گواه هستید؛ و خداوند از آنچه انجام می‌دهید، غافل نیست!»

وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ  

مکارم: چه بسیار پیامبرانی که مردان الهی فراوانی به همراه آنان جنگ کردند! آنها هیچ‌گاه در برابر آنچه در راه خدا به آنان می‌رسید، سست و ناتوان نشدند (و تن به تسلیم ندادند)؛ و خداوند استقامت‌کنندگان را دوست دارد.

وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرَحْمَةٌ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ  

مکارم: اگر هم در راه خدا کشته شوید یا بمیرید، (زیان نکرده‌اید؛ زیرا) آمرزش و رحمت خدا، از تمام آنچه آنها (در طول عمر خود،) جمع آوری میکنند، بهتر است!

وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُوا وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا قَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوِ ادْفَعُوا قَالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتَالًا لَّاتَّبَعْنَاكُمْ هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِيمَانِ يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِم مَّا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُونَ  

مکارم: و نیز برای این بود که منافقان شناخته شوند؛ آنهایی که به ایشان گفته شد: «بیایید در راه خدا نبرد کنید! یا (حداقل) از حریم خود، دفاع نمایید!» گفتند: «اگر می‌دانستیم جنگی روی خواهد داد، از شما پیروی می‌کردیم. (اما می‌دانیم جنگی نمی‌شود.)» آنها در آن هنگام، به کفر نزدیکتر بودند تا به ایمان؛ به زبان خود چیزی می‌گویند که در دلهایشان نیست! و خداوند از آنچه کتمان می‌کنند، آگاهتر است.

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ  

مکارم: (ای پیامبر!) هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.

فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِّنْ عِندِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِندَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ  

مکارم: خداوند، درخواست آنها را پذیرفت؛ (و فرمود:) من عمل هیچ عمل‌کننده‌ای از شما را، زن باشد یا مرد، ضایع نخواهم کرد؛ شما همنوعید، و از جنس یکدیگر! آنها که در راه خدا هجرت کردند، و از خانه‌های خود بیرون رانده شدند و در راه من آزار دیدند، و جنگ کردند و کشته شدند، بیقین گناهانشان را می‌بخشم؛ و آنها را در باغهای بهشتی، که از زیر درختانش نهرها جاری است، وارد می‌کنم. این پاداشی است از طرف خداوند؛ و بهترین پاداشها نزد پروردگار است.

وَاللَّاتِي يَأْتِينَ الْفَاحِشَةَ مِن نِّسَائِكُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِّنكُمْ فَإِن شَهِدُوا فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّى يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلًا  

مکارم: و کسانی از زنان شما که مرتکب زنا شوند، چهار نفر از مسلمانان را بعنوان شاهد بر آنها بطلبید! اگر گواهی دادند، آنان [= زنان‌] را در خانه ها (ی خود) نگاه دارید تا مرگشان فرارسد؛ یا اینکه خداوند، راهی برای آنها قرار دهد.

وَلَا تَنكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا  

مکارم: با زنانی که پدران شما با آنها ازدواج کرده‌اند، هرگز ازدواج نکنید! مگر آنچه درگذشته (پیش از نزول این حکم) انجام شده است؛ زیرا این کار، عملی زشت و تنفرآور و راه نادرستی است.

الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا  

مکارم: مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتریهایی که خداوند (از نظر نظام اجتماع) برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهایی که از اموالشان (در مورد زنان) می‌کنند. و زنان صالح، زنانی هستند که متواضعند، و در غیاب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقی که خدا برای آنان قرار داده، حفظ می‌کنند. و (امّا) آن دسته از زنان را که از سرکشی و مخالفتشان بیم دارید، پند و اندرز دهید! (و اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آنها دوری نمایید! و (اگر هیچ راهی جز شدت عمل، برای وادار کردن آنها به انجام وظایفشان نبود،) آنها را تنبیه کنید! و اگر از شما پیروی کردند، راهی برای تعدّی بر آنها نجویید! (بدانید) خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است. (و قدرت او، بالاترین قدرتهاست.)

وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَن كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا  

مکارم: و خدا را بپرستید! و هیچ‌چیز را همتای او قرار ندهید! و به پدر و مادر، نیکی کنید؛ همچنین به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان، و همسایه نزدیک، و همسایه دور، و دوست و همنشین، و واماندگان در سفر، و بردگانی که مالک آنها هستید؛ زیرا خداوند، کسی را که متکبر و فخر فروش است، (و از ادای حقوق دیگران سرباز می‌زند،) دوست نمی‌دارد.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِي سَبِيلٍ حَتَّى تَغْتَسِلُوا وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِّنكُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا  

مکارم: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! در حال مستی به نماز نزدیک نشوید، تا بدانید چه می‌گویید! و همچنین هنگامی که جنب هستید -مگر اینکه مسافر باشید- تا غسل کنید. و اگر بیمارید، یا مسافر، و یا «قضای حاجت» کرده‌اید، و یا با زنان آمیزش جنسی داشته‌اید، و در این حال، آب (برای وضو یا غسل) نیافتید، با خاک پاکی تیمّم کنید! (به این طریق که) صورتها و دستهایتان را با آن مسح نمایید. خداوند، بخشنده و آمرزنده است.

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يَشْتَرُونَ الضَّلَالَةَ وَيُرِيدُونَ أَن تَضِلُّوا السَّبِيلَ  

مکارم: آیا ندیدی کسانی را که بهره‌ای از کتاب (خدا) به آنها داده شده بود، (به جای اینکه از آن، برای هدایت خود و دیگران استفاده کنند، برای خویش) گمراهی می‌خرند، و می‌خواهند شما نیز گمراه شوید؟

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هَؤُلَاءِ أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا  

مکارم: آیا ندیدی کسانی را که بهره‌ای از کتاب (خدا) به آنان داده شده، (با این حال)، به «جبت» و «طاغوت» [= بت و بت‌پرستان‌] ایمان می‌آورند، و درباره کافران می‌گویند: «آنها، از کسانی که ایمان آورده‌اند، هدایت یافته‌ترند»؟!

فَلْيُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يَشْرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالْآخِرَةِ وَمَن يُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيُقْتَلْ أَوْ يَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا  

مکارم: کسانی که زندگی دنیا را به آخرت فروخته‌اند، باید در راه خدا پیکار کنند! و آن کس که در راه خدا پیکار کند، و کشته شود یا پیروز گردد، پاداش بزرگی به او خواهیم داد.

صفحه ( 6 / 1 )

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد ۱۳۹۴ساعت 23:37  توسط محمد ضیغم تبار  | 

صفحه ( 1 / 1 )

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِن دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ  

مکارم: آیا ندیدی جمعیتی را که از ترس مرگ، از خانه‌های خود فرار کردند؟ و آنان، هزارها نفر بودند (که به بهانه بیماری طاعون، از شرکت در میدان جهاد خودداری نمودند). خداوند به آنها گفت: بمیرید! (و به همان بیماری، که آن را بهانه قرار داده بودند، مردند.) سپس خدا آنها را زنده کرد؛ (و ماجرای زندگی آنها را درس عبرتی برای آیندگان قرار داد.) خداوند نسبت به بندگان خود احسان می‌کند؛ ولی بیشتر مردم، شکر (او را) بجا نمی‌آورند.

وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًا كَذَلِكَ نُصَرِّفُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ  

مکارم: سرزمین پاکیزه) و شیرین)، گیاهش به فرمان پروردگار می‌روید؛ امّا سرزمینهای بد طینت (و شوره‌زار)، جز گیاه ناچیز و بی‌ارزش، از آن نمی‌روید؛ این گونه آیات (خود) را برای آنها که شکرگزارند، بیان می‌کنیم!

وَمَا ظَنُّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَشْكُرُونَ  

مکارم: آنها که بر خدا افترا می‌بندند، درباره (مجازات) روز رستاخیز، چه می‌اندیشند؟! خداوند نسبت به همه مردم فضل (و بخشش) دارد، امّا اکثر آنها سپاسگزاری نمی‌کنند!

وَاتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبَائِي إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ مَا كَانَ لَنَا أَن نُّشْرِكَ بِاللَّهِ مِن شَيْءٍ ذَلِكَ مِن فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْنَا وَعَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ  

مکارم: من از آیین پدرانم ابراهیم و اسحاق و یعقوب پیروی کردم! برای ما شایسته نبود چیزی را همتای خدا قرار دهیم؛ این از فضل خدا بر ما و بر مردم است؛ ولی بیشتر مردم شکرگزاری نمی‌کنند!

رَّبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ  

مکارم: پروردگارا! من بعضی از فرزندانم را در سرزمین بی‌آب و علفی، در کنار خانه‌ای که حرم توست، ساکن ساختم تا نماز را برپا دارند؛ تو دلهای گروهی از مردم را متوجّه آنها ساز؛ و از ثمرات به آنها روزی ده؛ شاید آنان شکر تو را بجای آورند!

وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَشْكُرُونَ  

مکارم: مسلّماً پروردگار تو نسبت به مردم، فضل (و رحمت) دارد؛ ولی بیشترشان شکرگزار نیستند!

لِيَأْكُلُوا مِن ثَمَرِهِ وَمَا عَمِلَتْهُ أَيْدِيهِمْ أَفَلَا يَشْكُرُونَ  

مکارم: تا از میوه آن بخورند در حالی که دست آنان هیچ دخالتی در ساختن آن نداشته است! آیا شکر خدا را بجا نمی‌آورند؟!

وَلَهُمْ فِيهَا مَنَافِعُ وَمَشَارِبُ أَفَلَا يَشْكُرُونَ  

مکارم: و برای آنان بهره‌های دیگری در آن (حیوانات) است و نوشیدنیهائی گوارا؛ آیا با این حال شکرگزاری نمی‌کنند؟!

اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ  

مکارم: خداوند کسی است که شب را برای شما آفرید تا در آن بیاسایید، و روز را روشنی‌بخش قرار داد؛ خداوند نسبت به مردم صاحب فضل و کرم است؛ ولی بیشتر مردم شکرگزاری نمی‌کنند!

صفحه ( 1 / 1 )

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد ۱۳۹۴ساعت 23:32  توسط محمد ضیغم تبار  | 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
 
ثُمَّ عَفَوْنَا عَنكُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ  
مکارم: سپس شما را بعد از آن بخشیدیم؛ شاید شکر (این نعمت را) بجا آورید.

ثُمَّ بَعَثْنَاكُم مِّن بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ  
مکارم: سپس شما را پس از مرگتان، حیات بخشیدیم؛ شاید شکر (نعمت او را) بجا آورید.

شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ  
مکارم: (روزه، در چند روز معدودِ) ماهِ رمضان است؛ ماهی که قرآن، برای راهنمایی مردم، و نشانه‌های هدایت، و فرق میان حق و باطل، در آن نازل شده است. پس آن کس از شما که در ماه رمضان در حضر باشد، روزه بدارد! و آن کس که بیمار یا در سفر است، روزهای دیگری را به جای آن، روزه بگیرد! خداوند، راحتی شما را می‌خواهد، نه زحمت شما را! هدف این است که این روزها را تکمیل کنید؛ و خدا را بر اینکه شما را هدایت کرده، بزرگ بشمرید؛ باشد که شکرگزاری کنید!

وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ  
مکارم: خداوند شما را در «بدر» یاری کرد (و بر دشمنان خطرناک، پیروز ساخت)؛ در حالی که شما (نسبت به آنها)، ناتوان بودید. پس، از خدا بپرهیزید (و در برابر دشمن، مخالفتِ فرمانِ پیامبر نکنید)، تا شکر نعمت او را بجا آورده باشید!

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَإِن كُنتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِّنكُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُم مِّنْهُ مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَكِن يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ  
مکارم: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که به نماز می‌ایستید، صورت و دستها را تا آرنج بشویید! و سر و پاها را تا مفصل [= برآمدگی پشت پا] مسح کنید! و اگر جنب باشید، خود را بشویید (و غسل کنید)! و اگر بیمار یا مسافر باشید، یا یکی از شما از محل پستی آمده [= قضای حاجت کرده‌]، یا با زنان تماس گرفته (و آمیزش جنسی کرده‌اید)، و آب (برای غسل یا وضو) نیابید، با خاک پاکی تیمم کنید! و از آن، بر صورت [= پیشانی‌] و دستها بکشید! خداوند نمی‌خواهد مشکلی برای شما ایجاد کند؛ بلکه می‌خواهد شما را پاک سازد و نعمتش را بر شما تمام نماید؛ شاید شکر او را بجا آورید!

لَا يُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا عَقَّدتُّمُ الْأَيْمَانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ ذَلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُوا أَيْمَانَكُمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ  
مکارم: خداوند شما را بخاطر سوگندهای بیهوده (و خالی از اراده،) مؤاخذه نمی‌کند؛ ولی در برابر سوگندهایی که (از روی اراده) محکم کرده‌اید، مؤاخذه می‌نماید. کفاره این‌گونه قسمها، اطعام ده نفر مستمند، از غذاهای معمولی است که به خانواده خود می‌دهید؛ یا لباس پوشاندن بر آن ده نفر؛ و یا آزاد کردن یک برده؛ و کسی که هیچ کدام از اینها را نیابد، سه روز روزه می‌گیرد؛ این، کفاره سوگندهای شماست به هنگامی که سوگند یاد می‌کنید (و مخالفت می‌نمایید). و سوگندهای خود را حفظ کنید (و نشکنید!) خداوند آیات خود را این چنین برای شما بیان می‌کند، شاید شکر او را بجا آورید!

وَلَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ  
مکارم: ما تسلّط و مالکیّت و حکومت بر زمین را برای شما قرار دادیم؛ و انواع وسایل زندگی را برای شما فراهم ساختیم؛ اما کمتر شکرگزاری می‌کنید!

وَاذْكُرُوا إِذْ أَنتُمْ قَلِيلٌ مُّسْتَضْعَفُونَ فِي الْأَرْضِ تَخَافُونَ أَن يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآوَاكُمْ وَأَيَّدَكُم بِنَصْرِهِ وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ  
مکارم: و به خاطر بیاورید هنگامی را که شما در روی زمین، گروهی کوچک و اندک و زبون بودید؛ آنچنان که می‌ترسیدید مردم شما را بربایند! ولی او شما را پناه داد؛ و با یاری خود تقویت کرد؛ و از روزیهای پاکیزه بهره‌مند ساخت؛ شاید شکر نعمتش را بجا آورید!

وَهُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ  
مکارم: او کسی است که دریا را مسخّر (شما) ساخت تا از آن، گوشت تازه بخورید؛ و زیوری برای پوشیدن (مانند مروارید) از آن استخراج کنید؛ و کشتیها را می‌بینی که سینه دریا را می‌شکافند تا شما (به تجارت پردازید و) از فضل خدا بهره گیرید؛ شاید شکر نعمتهای او را بجا آورید!

وَاللَّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ  
مکارم: و خداوند شما را از شکم مادرانتان خارج نمود در حالی که هیچ چیز نمی‌دانستید؛ و برای شما، گوش و چشم و عقل قرار داد، تا شکر نعمت او را بجا آورید!

وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُم مِّن شَعَائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ كَذَلِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ  
مکارم: و شترهای چاق و فربه را (در مراسم حج) برای شما از شعائر الهی قرار دادیم؛ در آنها برای شما خیر و برکت است؛ نام خدا را (هنگام قربانی کردن) در حالی که به صف ایستاده‌اند بر آنها ببرید؛ و هنگامی که پهلوهایشان آرام گرفت (و جان دادند)، از گوشت آنها بخورید، و مستمندان قانع و فقیران را نیز از آن اطعام کنید! این گونه ما آنها را مسخّرتان ساختیم، تا شکر خدا را بجا آورید.

وَهُوَ الَّذِي أَنشَأَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ  
مکارم: و او کسی است که برای شما گوش و چشم و قلب [=عقل‌] ایجاد کرد؛ امّا کمتر شکر او را بجا می‌آورید.

وَمِن رَّحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ  
مکارم: و از رحمت اوست که برای شما شب و روز قرار داد تا هم در آن آرامش داشته باشید و هم برای بهره‌گیری از فضل خدا تلاش کنید، و شاید شکر نعمت او را بجا آورید!

وَمِنْ آيَاتِهِ أَن يُرْسِلَ الرِّيَاحَ مُبَشِّرَاتٍ وَلِيُذِيقَكُم مِّن رَّحْمَتِهِ وَلِتَجْرِيَ الْفُلْكُ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ  
مکارم: و از آیات (عظمت) خدا این است که بادها را بعنوان بشارتگرانی می‌فرستد تا شما را از رحمتش بچشاند (و سیراب کند) و کشتیها بفرمانش حرکت کنند و از فضل او بهره گیرید؛ شاید شکرگزاری کنید.

ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ  
مکارم: سپس (اندام) او را موزون ساخت و از روح خویش در وی دمید؛ و برای شما گوش و چشمها و دلها قرار داد؛ امّا کمتر شکر نعمتهای او را بجا می‌آورید!

وَمَا يَسْتَوِي الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ  
مکارم: دو دریا یکسان نیستند: این یکی دریایی است که آبش گوارا و شیرین و نوشیدنش خوشگوار است، و آن یکی شور و تلخ و گلوگیر؛ (امّا) از هر دو گوشتی تازه می خورید و وسایل زینتی استخراج کرده می‌پوشید؛ و کشتیها را در آن می‌بینی که آنها را می‌شکافند (و به سوی مقصد پیش می‌روند) تا از فضل خداوند بهره‌گیرید، و شاید شکر (نعمتهای او را) بجا آورید!

اللَّهُ الَّذِي سَخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ  
مکارم: خداوند همان کسی است که دریا را مسخّر شما کرد تا کشتیها بفرمانش در آن حرکت کنند و بتوانند از فضل او بهره گیرید، و شاید شکر نعمتهایش را بجا آورید!

لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَوْلَا تَشْكُرُونَ  
مکارم: هرگاه بخواهیم، این آب گوارا را تلخ و شور قرار می‌دهیم؛ پس چرا شکر نمی‌کنید؟!

قُلْ هُوَ الَّذِي أَنشَأَكُمْ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ  
مکارم: بگو: «او کسی است که شما را آفرید و برای شما گوش و چشم و قلب قرار داد؛ امّا کمتر سپاسگزاری می‌کنید!»

 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد ۱۳۹۴ساعت 23:28  توسط محمد ضیغم تبار  | 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
 
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِن دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ  
مکارم: آیا ندیدی جمعیتی را که از ترس مرگ، از خانه‌های خود فرار کردند؟ و آنان، هزارها نفر بودند (که به بهانه بیماری طاعون، از شرکت در میدان جهاد خودداری نمودند). خداوند به آنها گفت: بمیرید! (و به همان بیماری، که آن را بهانه قرار داده بودند، مردند.) سپس خدا آنها را زنده کرد؛ (و ماجرای زندگی آنها را درس عبرتی برای آیندگان قرار داد.) خداوند نسبت به بندگان خود احسان می‌کند؛ ولی بیشتر مردم، شکر (او را) بجا نمی‌آورند.

هَا أَنتُمْ أُولَاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَلَا يُحِبُّونَكُمْ وَتُؤْمِنُونَ بِالْكِتَابِ كُلِّهِ وَإِذَا لَقُوكُمْ قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا عَضُّوا عَلَيْكُمُ الْأَنَامِلَ مِنَ الْغَيْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ  
مکارم: شما کسانی هستید که آنها را دوست می‌دارید؛ امّا آنها شما را دوست ندارند! در حالی که شما به همه کتابهای آسمانی ایمان دارید (و آنها به کتاب آسمانی شما ایمان ندارند). هنگامی که شما را ملاقات می‌کنند، (به دروغ) می‌گویند: «ایمان آورده‌ایم!» امّا هنگامی که تنها می‌شوند، از شدّت خشم بر شما، سر انگشتان خود را به دندان می‌گزند! بگو: «با همین خشمی که دارید بمیرید! خدا از (اسرار) درون سینه‌ها آگاه است.»

وَالَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ نَارُ جَهَنَّمَ لَا يُقْضَى عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُوا وَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُم مِّنْ عَذَابِهَا كَذَلِكَ نَجْزِي كُلَّ كَفُورٍ  
مکارم: و کسانی که کافر شدند، آتش دوزخ برای آنهاست؛ هرگز فرمان مرگشان صادر نمی‌شود تا بمیرند، و نه چیزی از عذابش از آنان تخفیف داده می‌شود؛ این گونه هر کفران‌کننده‌ای را کیفر می‌دهیم!

صفحه ( 1 / 1 )

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد ۱۳۹۴ساعت 23:11  توسط محمد ضیغم تبار  | 

كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ  

مکارم: جهاد در راه خدا، بر شما مقرّر شد؛ در حالی که برایتان ناخوشایند است. چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آن که خیرِ شما در آن است. و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شرِّ شما در آن است. و خدا می‌داند، و شما نمی‌دانید.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا آبَاءَكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإِيمَانِ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ  

مکارم: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هرگاه پدران و برادران شما، کفر را بر ایمان ترجیح دهند، آنها را ولیّ (و یار و یاور و تکیه‌گاه) خود قرار ندهید! و کسانی از شما که آنان را ولیّ خود قرار دهند، ستمگرند!

ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ  

مکارم: این به خاطر آن است که زندگی دنیا (و پست را) بر آخرت ترجیح دادند؛ و خداوند افراد بی‌ایمان (لجوج) را هدایت نمی‌کند.

وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْنَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَى عَلَى الْهُدَى فَأَخَذَتْهُمْ صَاعِقَةُ الْعَذَابِ الْهُونِ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ  

مکارم: امّا ثمود را هدایت کردیم، ولی آنها نابینایی را بر هدایت ترجیح دادند؛ به همین جهت صاعقه -آن عذاب خوارکننده- به خاطر اعمالی که انجام می‌دادند آنها را فروگرفت!
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد ۱۳۹۴ساعت 22:59  توسط محمد ضیغم تبار  | 
بسم الله الرحمن الرحیم
 

فَمَن بَدَّلَهُ بَعْدَمَا سَمِعَهُ فَإِنَّمَا إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ  

مکارم: پس کسانی که بعد از شنیدنش آن را تغییر دهند، گناه آن، تنها بر کسانی است که آن (وصیّت) را تغییر می‌دهند؛ خداوند، شنوا و داناست.

سَلْ بَنِي إِسْرَائِيلَ كَمْ آتَيْنَاهُم مِّنْ آيَةٍ بَيِّنَةٍ وَمَن يُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ  

مکارم: از بنی اسرائیل بپرس: «چه اندازه نشانه‌های روشن به آنها دادیم؟» (ولی آنان، نعمتها و امکانات مادی و معنوی را که خداوند در اختیارشان گذاشته بود، در راه غلط به کار گرفتند.) و کسی که نعمت خدا را، پس از آن که به سراغش آمد، تبدیل کند (و در مسیر خلاف به کار گیرد، گرفتار عذاب شدید الهی خواهد شد) که خداوند شدید العقاب است.

فَأَرَدْنَا أَن يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًا مِّنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا  

مکارم: از این رو، خواستیم که پروردگارشان به جای او، فرزندی پاکتر و با محبت‌تر به آن دو بدهد!

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ  

مکارم: خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند وعده می‌دهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید؛ و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشه‌دار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل می‌کند، آنچنان که تنها مرا می پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت. و کسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند.

إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا  

مکارم: مگر کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند، که خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل می‌کند؛ و خداوند همواره آمرزنده و مهربان بوده است!

وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسَى وَلْيَدْعُ رَبَّهُ إِنِّي أَخَافُ أَن يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَن يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسَادَ  

مکارم: و فرعون گفت: «بگذارید موسی را بکشم، و او پروردگارش را بخواند (تا نجاتش دهد)! زیرا من می‌ترسم که آیین شما را دگرگون سازد، و یا در این سرزمین فساد بر پا کند!»

سَيَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انطَلَقْتُمْ إِلَى مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْكُمْ يُرِيدُونَ أَن يُبَدِّلُوا كَلَامَ اللَّهِ قُل لَّن تَتَّبِعُونَا كَذَلِكُمْ قَالَ اللَّهُ مِن قَبْلُ فَسَيَقُولُونَ بَلْ تَحْسُدُونَنَا بَلْ كَانُوا لَا يَفْقَهُونَ إِلَّا قَلِيلًا  

مکارم: هنگامی که شما برای به دست آوردن غنایمی حرکت کنید، متخلّفان (حدیبیّه) می‌گویند: «بگذارید ما هم در پی شما بیائیم، آنها می‌خواهند کلام خدا را تغییر دهند؛ بگو: «هرگز نباید بدنبال ما بیایید؛ این گونه خداوند از قبل گفته است!» آنها به زودی می‌گویند: «شما نسبت به ما حسد می‌ورزید!» ولی آنها جز اندکی نمی‌فهمند!

مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ  

مکارم: سخن من تغییر ناپذیر است، و من هرگز به بندگان ستم نخواهم کرد!»

عَسَى رَبُّهُ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِّنكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا  

مکارم: امید است که اگر او شما را طلاق دهد، پروردگارش به جای شما همسرانی بهتر برای او قرار دهد، همسرانی مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه کار، عابد، هجرت‌کننده، زنانی غیرباکره و باکره!

عَسَى رَبُّنَا أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ  

مکارم: امیدواریم پروردگارمان (ما را ببخشد و) بهتر از آن به جای آن به ما بدهد، چرا که ما به او علاقه‌مندیم!»
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد ۱۳۹۴ساعت 15:4  توسط محمد ضیغم تبار  | 
آن چیست که همه خورده اند جز حضرت آدم و حوا؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 0:36  توسط محمد ضیغم تبار  | 
سم الله الرحمن الرحیم

 

 

1) سورة البقرة  آيه 214 :أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ  

 

 

مکارم: آیا گمان کردید داخل بهشت می‌شوید، بی‌آنکه حوادثی همچون حوادث گذشتگان به شما برسد؟! همانان که گرفتاریها و ناراحتیها به آنها رسید، و آن چنان ناراحت شدند که پیامبر و افرادی که ایمان آورده بودند گفتند: «پس یاری خدا کی خواهد آمد؟!» (در این هنگام، تقاضای یاری از او کردند، و به آنها گفته شد:) آگاه باشید، یاریِ خدا نزدیک است!

 

2) سورة يونس  آيه 48 :وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ  

مکارم: و می‌گویند: «اگر راست می‌گوئی، این وعده (مجازات) کی خواهد بود؟»

 

أَوْ خَلْقًا مِّمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ فَسَيَقُولُونَ مَن يُعِيدُنَا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُءُوسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ قَرِيبًا  

مکارم: یا هر مخلوقی که در نظر شما، از آن هم سخت‌تر است (و از حیات و زندگی دورتر می‌باشد، باز خدا قادر است شما را به زندگی مجدد بازگرداند). آنها بزودی می گویند: «چه کسی ما را بازمی‌گرداند؟!» بگو: «همان کسی که نخستین بار شما را آفرید.» آنان سر خود را (از روی تعجب و انکار،) به سوی تو خم می‌کنند و می‌گویند: «در چه زمانی خواهد بود؟!» بگو: «شاید نزدیک باشد!

 

وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ  

مکارم: آنها می‌گویند: «اگر راست میگویید، این وعده (قیامت) کی فرا می‌رسد؟!»

 

وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ  

مکارم: آنها می‌گویند: «این وعده (عذاب که به ما می‌دهید) کی خواهد آمد اگر راست می‌گویید؟!»
 
 
وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْفَتْحُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ  
مکارم: آنان می‌گویند: «اگر راست می‌گویید، این پیروزی شما کی خواهد بود؟!»

وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ  
مکارم: می‌گویند: «اگر راست می‌گویید، این وعده (رستاخیز) کی خواهد بود؟!»

وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ  
مکارم: آنها می‌گویند: «اگر راست می‌گویید، این وعده (قیامت) کی خواهد بود؟!
 
 
 
 
: وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ  
مکارم: آنها می‌گویند: «اگر راست می‌گویید این وعده قیامت چه زمانی است؟!»
 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 0:13  توسط محمد ضیغم تبار  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

وَاتَّقُوا يَوْمًا لَّا تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئًا وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلَا يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ  
مکارم: و از آن روز بترسید که کسی مجازات دیگری را نمی‌پذیرد و نه از او شفاعت پذیرفته می‌شود؛ و نه غرامت از او قبول خواهد شد؛ و نه یاری می‌شوند.

أُولَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالْآخِرَةِ فَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ  
مکارم: اینها همان کسانند که آخرت را به زندگی دنیا فروخته‌اند؛ از این رو عذاب آنها تخفیف داده نمی‌شود؛ و کسی آنها را یاری نخواهد کرد.

وَاتَّقُوا يَوْمًا لَّا تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئًا وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلَا تَنفَعُهَا شَفَاعَةٌ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ  
مکارم: از روزی بترسید که هیچ کس از دیگری دفاع نمی‌کند؛ و هیچ‌گونه عوضی از او قبول نمی‌شود؛ و شفاعت، او را سود نمی‌دهد؛ و (از هیچ سوئی) یاری نمی‌شوند!

أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ  
مکارم: آیا گمان کردید داخل بهشت می‌شوید، بی‌آنکه حوادثی همچون حوادث گذشتگان به شما برسد؟! همانان که گرفتاریها و ناراحتیها به آنها رسید، و آن چنان ناراحت شدند که پیامبر و افرادی که ایمان آورده بودند گفتند: «پس یاری خدا کی خواهد آمد؟!» (در این هنگام، تقاضای یاری از او کردند، و به آنها گفته شد:) آگاه باشید، یاریِ خدا نزدیک است!

وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ  
مکارم: و هنگامی که در برابر (*جالوت*) و سپاهیان او قرارگرفتند گفتند: «پروردگارا! پیمانه شکیبایی و استقامت را بر ما بریز! و قدمهای ما را ثابت بدار! و ما را بر جمعیّت کافران، پیروز بگردان!

لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنتَ مَوْلَانَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ  
مکارم: خداوند هیچ کس را، جز به اندازه تواناییش، تکلیف نمی‌کند. (انسان،) هر کار (نیکی) را انجام دهد، برای خود انجام داده؛ و هر کار (بدی) کند، به زیان خود کرده است. (مؤمنان می‌گویند:) پروردگارا! اگر ما فراموش یا خطا کردیم، ما را مؤاخذه مکن! پروردگارا! تکلیف سنگینی بر ما قرار مده، آن چنان که (به خاطر گناه و طغیان،) بر کسانی که پیش از ما بودند، قرار دادی! پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداریم، بر ما مقرّر مدار! و آثار گناه را از ما بشوی! ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده! تو مولا و سرپرست مایی، پس ما را بر جمعیّت کافران، پیروز گردان!

قَدْ كَانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتَا فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَأُخْرَى كَافِرَةٌ يَرَوْنَهُم مِّثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ وَاللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَن يَشَاءُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّأُولِي الْأَبْصَارِ  
مکارم: در دو گروهی که (در میدان جنگ بدر،) با هم رو به رو شدند، نشانه (و درس عبرتی) برای شما بود: یک گروه، در راه خدا نبرد می‌کرد؛ و جمع دیگری که کافر بود، (در راه شیطان و بت،) در حالی که آنها (گروه مؤمنان) را با چشم خود، دو برابر آنچه بودند، می‌دیدند. (و این خود عاملی برای وحشت و شکست آنها شد.) و خداوند، هر کس را بخواهد (و شایسته بداند)، با یاری خود، تأیید می‌کند. در این، عبرتی است برای بینایان!

مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلَا نَصْرَانِيًّا وَلَكِن كَانَ حَنِيفًا مُّسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ  
مکارم: ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی؛ بلکه موحّدی خالص و مسلمان بود؛ و هرگز از مشرکان نبود.

وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ  
مکارم: و (به خاطر بیاورید) هنگامی را که خداوند، از پیامبران (و پیروان آنها)، پیمان مؤکّد گرفت، که هرگاه کتاب و دانش به شما دادم، سپس پیامبری به سوی شما آمد که آنچه را با شماست تصدیق می‌کند، به او ایمان بیاورید و او را یاری کنید! سپس (خداوند) به آنها گفت: «آیا به این موضوع، اقرار دارید؟ و بر آن، پیمان مؤکّد بستید؟» گفتند: «(آری) اقرار داریم!» (خداوند به آنها) گفت: «پس گواه باشید! و من نیز با شما از گواهانم.»

لَن يَضُرُّوكُمْ إِلَّا أَذًى وَإِن يُقَاتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا يُنصَرُونَ  
مکارم: آنها [= اهل کتاب، مخصوصا» یهود] هرگز نمی‌توانند به شما زیان برسانند، جز آزارهای مختصر؛ و اگر با شما پیکار کنند، به شما پشت خواهند کرد (و شکست می‌خورند؛ سپس کسی آنها را یاری نمی‌کند.

وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ  
مکارم: خداوند شما را در «بدر» یاری کرد (و بر دشمنان خطرناک، پیروز ساخت)؛ در حالی که شما (نسبت به آنها)، ناتوان بودید. پس، از خدا بپرهیزید (و در برابر دشمن، مخالفتِ فرمانِ پیامبر نکنید)، تا شکر نعمت او را بجا آورده باشید!

وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرَى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِندِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ  
مکارم: ولی اینها را خداوند فقط بشارت، و برای اطمینان خاطر شما قرار داده؛ وگرنه، پیروزی تنها از جانب خداوند توانای حکیم است!

وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلَّا أَن قَالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ  
مکارم: سخنشان تنها این بود که: «پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و از تندرویهای ما در کارها، چشم‌پوشی کن! قدمهای ما را استوار بدار! و ما را بر جمعیّت کافران، پیروز گردان!

إِن يَنصُرْكُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ وَإِن يَخْذُلْكُمْ فَمَن ذَا الَّذِي يَنصُرُكُم مِّن بَعْدِهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ  
مکارم: اگر خداوند شما را یاری کند، هیچ کس بر شما پیروز نخواهد شد! و اگر دست از یاری شما بردارد، کیست که بعد از او، شما را یاری کند؟! و مؤمنان، تنها بر خداوند باید توکل کنند!

وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلَى مَا كُذِّبُوا وَأُوذُوا حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِن نَّبَإِ الْمُرْسَلِينَ  
مکارم: پیش از تو نیز پیامبرانی تکذیب شدند؛ و در برابر تکذیبها، صبر و استقامت کردند؛ و (در این راه،) آزار دیدند، تا هنگامی که یاری ما به آنها رسید. (تو نیز چنین باش! و این، یکی از سنتهای الهی است؛) و هیچ چیز نمی‌تواند سنن خدا را تغییر دهد؛ و اخبار پیامبران به تو رسیده است.

قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللَّهُ سَمْعَكُمْ وَأَبْصَارَكُمْ وَخَتَمَ عَلَى قُلُوبِكُم مَّنْ إِلَهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُم بِهِ انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الْآيَاتِ ثُمَّ هُمْ يَصْدِفُونَ  
مکارم: بگو: «به من خبر دهید اگر خداوند، گوش و چشمهایتان را بگیرد، و بر دلهای شما مهر نهد (که چیزی را نفهمید)، چه کسی جز خداست که آنها را به شما بدهد؟!» ببین چگونه آیات را به گونه‌های مختلف برای آنها شرح می‌دهیم، سپس آنها روی می‌گردانند!

قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِكُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعًا وَيُذِيقَ بَعْضَكُم بَأْسَ بَعْضٍ انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الْآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ  
مکارم: بگو: «او قادر است که از بالا یا از زیر پای شما، عذابی بر شما بفرستد؛ یا بصورت دسته‌های پراکنده شما را با هم بیامیزد؛ و طعم جنگ (و اختلاف) را به هر یک از شما بوسیله دیگری بچشاند.» ببین چگونه آیات گوناگون را (برای آنها) بازگو می‌کنیم! شاید بفهمند (و بازگردند)!

وَكَذَلِكَ نُصَرِّفُ الْآيَاتِ وَلِيَقُولُوا دَرَسْتَ وَلِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ  
مکارم: و اینچنین آیات (خود) را تشریح می‌کنیم؛ بگذار آنها بگویند: «تو درس خوانده‌ای (و آنها را از دیگری آموخته‌ای)»! می‌خواهیم آن را برای کسانی که آماده درک حقایقند، روشن سازیم.

وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًا كَذَلِكَ نُصَرِّفُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ  
مکارم: سرزمین پاکیزه) و شیرین)، گیاهش به فرمان پروردگار می‌روید؛ امّا سرزمینهای بد طینت (و شوره‌زار)، جز گیاه ناچیز و بی‌ارزش، از آن نمی‌روید؛ این گونه آیات (خود) را برای آنها که شکرگزارند، بیان می‌کنیم!

الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ  
مکارم: همانها که از فرستاده (خدا)، پیامبر «امّی» پیروی می‌کنند؛ پیامبری که صفاتش را، در تورات و انجیلی که نزدشان است، می‌یابند؛ آنها را به معروف دستور می‌دهد، و از منکر باز میدارد؛ اشیار پاکیزه را برای آنها حلال می‌شمرد، و ناپاکیها را تحریم می کند؛ و بارهای سنگین، و زنجیرهایی را که بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) بر می‌دارد، پس کسانی که به او ایمان آوردند، و حمایت و یاریش کردند، و از نوری که با او نازل شده پیروی نمودند، آنان رستگارانند.

وَلَا يَسْتَطِيعُونَ لَهُمْ نَصْرًا وَلَا أَنفُسَهُمْ يَنصُرُونَ  
مکارم: و نمی‌توانند آنان را یاری کنند، و نه خودشان را یاری می‌دهند.

وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَلَا أَنفُسَهُمْ يَنصُرُونَ  
مکارم: و آنهایی را که جز او می‌خوانید، نمی‌توانند یاریتان کنند، و نه (حتی) خودشان را یاری دهند؛

وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرَى وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِندِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ  
مکارم: ولی خداوند، این را تنها برای شادی و اطمینان قلب شما قرار داد؛ وگرنه، پیروزی جز از طرف خدا نیست؛ خداوند توانا و حکیم است!

وَاذْكُرُوا إِذْ أَنتُمْ قَلِيلٌ مُّسْتَضْعَفُونَ فِي الْأَرْضِ تَخَافُونَ أَن يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآوَاكُمْ وَأَيَّدَكُم بِنَصْرِهِ وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ  
مکارم: و به خاطر بیاورید هنگامی را که شما در روی زمین، گروهی کوچک و اندک و زبون بودید؛ آنچنان که می‌ترسیدید مردم شما را بربایند! ولی او شما را پناه داد؛ و با یاری خود تقویت کرد؛ و از روزیهای پاکیزه بهره‌مند ساخت؛ شاید شکر نعمتش را بجا آورید!

وَإِن يُرِيدُوا أَن يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ  
مکارم: و اگر بخواهند تو را فریب دهند، خدا برای تو کافی است؛ او همان کسی است که تو را، با یاری خود و مؤمنان، تقویت کرد...

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوا وَّنَصَرُوا أُولَئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يُهَاجِرُوا مَا لَكُم مِّن وَلَايَتِهِم مِّن شَيْءٍ حَتَّى يُهَاجِرُوا وَإِنِ اسْتَنصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلَّا عَلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُم مِّيثَاقٌ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ  
مکارم: کسانی که ایمان آوردند و هجرت نمودند و با اموال و جانهای خود در راه خدا جهاد کردند، و آنها که پناه دادند و یاری نمودند، آنها یاران یکدیگرند؛ و آنها که ایمان آوردند و مهاجرت نکردند، هیچ گونه ولایت [= دوستی و تعّهدی‌] در برابر آنها ندارید تا هجرت کنند! و (تنها) اگر در (حفظ) دین (خود) از شما یاری طلبند، بر شماست که آنها را یاری کنید، جز بر ضدّ گروهی که میان شما و آنها، پیمان (ترک مخاصمه) است؛ و خداوند به آنچه عمل می‌کنید، بیناست!

وَالَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوا وَّنَصَرُوا أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ  
مکارم: و آنها که ایمان آوردند و هجرت نمودند و در راه خدا جهاد کردند، و آنها که پناه دادند و یاری نمودند، آنان مؤمنان حقیقی‌اند؛ برای آنها، آمرزش (و رحمت خدا) و روزی شایسته‌ای است.

قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُّؤْمِنِينَ  
مکارم: با آنها پیکار کنید، که خداوند آنان را به دست شما مجازات می‌کند؛ و آنان را رسوا می‌سازد؛ و سینه گروهی از مؤمنان را شفا می‌بخشد (؛ و بر قلب آنها مرهم می‌نهد)

لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُم مُّدْبِرِينَ  
مکارم: خداوند شما را در جاهای زیادی یاری کرد (و بر دشمن پیروز شدید)؛ و در روز حنین (نیز یاری نمود)؛ در آن هنگام که فزونی جمعیّتتان شما را مغرور ساخت، ولی (این فزونی جمعیّت) هیچ به دردتان نخورد و زمین با همه وسعتش بر شما تنگ شده؛ سپس پشت (به دشمن) کرده، فرار نمودید!

إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ  
مکارم: اگر او را یاری نکنید، خداوند او را یاری کرد؛ (و در مشکلترین ساعات، او را تنها نگذاشت؛) آن هنگام که کافران او را (از مکّه) بیرون کردند، در حالی که دوّمین نفر بود (و یک نفر بیشتر همراه نداشت)؛ در آن هنگام که آن دو در غار بودند، و او به همراه خود می‌گفت: «غم مخور، خدا با ماست!» در این موقع، خداوند سکینه (و آرامش) خود را بر او فرستاد؛ و با لشکرهایی که مشاهده نمی‌کردید، او را تقویت نمود؛ و گفتار (و هدف) کافران را پایین قرار داد، (و آنها را با شکست مواجه ساخت؛) و سخن خدا (و آیین او)، بالا (و پیروز) است؛ و خداوند عزیز و حکیم است!

صفحه ( 3 / 1 )

 
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 23:56  توسط محمد ضیغم تبار  | 
بسم الله الرحمن الرحیم

 

1) سورة البقرة  آيه 210 :

هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا أَن يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلَائِكَةُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ  

مکارم: آیا (پیروان فرمان شیطان، پس از این همه نشانه‌ها و برنامه‌های روشن) انتظار دارند که خداوند و فرشتگان، در سایه‌هائی از ابرها به سوی آنان بیایند (و دلایل تازه‌ای در اختیارشان بگذارند؟! با اینکه چنین چیزی محال است!) و همه چیز انجام شده، و همه کارها به سوی خدا بازمی‌گردد.
 
2) سورة البقرة  آيه 246 :أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ مِن بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُّقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِن كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُوا قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِن دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِّنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ  
مکارم: آیا مشاهده نکردی جمعی از بنی اسرائیل را بعد از موسی، که به پیامبر خود گفتند: «زمامدار (و فرماندهی) برای ما انتخاب کن! تا (زیر فرمان او) در راه خدا پیکار کنیم. پیامبر آنها گفت: «شاید اگر دستور پیکار به شما داده شود، (سرپیچی کنید، و) در راه خدا، جهاد و پیکار نکنید!» گفتند: «چگونه ممکن است در راه خدا پیکار نکنیم، در حالی که از خانه‌ها و فرزندانمان رانده شده‌ایم، (و شهرهای ما به وسیله دشمن اشغال، و فرزندان ما اسیر شده‌اند)؟!» اما هنگامی که دستور پیکار به آنها داده شد، جز عدّه کمی از آنان، همه سرپیچی کردند. و خداوند از ستمکاران، آگاه است.
 
3) سورة آل عمران  آيه 154 : ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُّعَاسًا يَغْشَى طَائِفَةً مِّنكُمْ وَطَائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ الْأَمْرِ مِن شَيْءٍ قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ يُخْفُونَ فِي أَنفُسِهِم مَّا لَا يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ مَّا قُتِلْنَا هَاهُنَا قُل لَّوْ كُنتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَلِيَبْتَلِيَ اللَّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحِّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ  
مکارم: سپس بدنبال این غم و اندوه، آرامشی بر شما فرستاد. این آرامش، بصورت خواب سبکی بود که (در شب بعد از حادثه احد،) گروهی از شما را فرا گرفت؛ اماگروه دیگری در فکر جان خویش بودند؛ (و خواب به چشمانشان نرفت.) آنها گمانهای نادرستی -همچون گمانهای دوران جاهلیت- درباره خدا داشتند؛ و می‌گفتند: «آیا چیزی از پیروزی نصیب ما می‌شود؟!» بگو: «همه کارها (و پیروزیها) به دست خداست!» آنها در دل خود، چیزی را پنهان می‌دارند که برای تو آشکار نمی‌سازند؛ می‌گویند: «اگر ما سهمی از پیروزی داشتیم، در این جا کشته نمی‌شدیم!» بگو: «اگر هم در خانه‌های خود بودید، آنهایی که کشته‌شدن بر آنها مقرر شده بود، قطعاً به سوی آرامگاه‌های خود، بیرون می‌آمدند (و آنها را به قتل می‌رساندند). و اینها برای این است که خداوند، آنچه در سینه‌هایتان پنهان دارید، بیازماید؛ و آنچه را در دلهای شما (از ایمان) است، خالص گرداند؛ و خداوند از آنچه در درون سینه‌هاست، با خبر است.
 
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 14:3  توسط محمد ضیغم تبار  | 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
 
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ  
مکارم: ای کسانی که ایمان آورده‌اید همگی در صلح و آشتی درآیید! و از گامهای شیطان، پیروی نکنید؛ که او دشمن آشکار شماست‌

إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلَا تَظْلِمُوا فِيهِنَّ أَنفُسَكُمْ وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ  
مکارم: تعداد ماه‌ها نزد خداوند در کتاب الهی، از آن روز که آسمانها و زمین را آفریده، دوازده ماه است؛ که چهار ماه از آن، ماه حرام است؛ (و جنگ در آن ممنوع می‌باشد.) این، آیین ثابت و پابرجا (ی الهی) است! بنابر این، در این ماه‌ها به خود ستم نکنید (و از هرگونه خونریزی بپرهیزید)! و (به هنگام نبرد) با مشرکان، دسته جمعی پیکار کنید، همان گونه که آنها دسته جمعی با شما پیکار می‌کنند؛ و بدانید خداوند با پرهیزگاران است!

وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ  
مکارم: شایسته نیست مؤمنان همگی (بسوی میدان جهاد) کوچ کنند؛ چرا از هر گروهی از آنان، طایفه‌ای کوچ نمی‌کند (و طایفه‌ای در مدینه بماند)، تا در دین (و معارف و احکام اسلام) آگاهی یابند و به هنگام بازگشت بسوی قوم خود، آنها را بیم دهند؟! شاید (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند، و خودداری کنند!

وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ  
مکارم: و ما تو را جز برای همه مردم نفرستادیم تا (آنها را به پاداشهای الهی) بشارت دهی و (از عذاب او) بترسانی؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند!

اگر شیطان بزرگ امریکا بگذارد مرگ بر امریکا "اسرائیل

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 13:56  توسط محمد ضیغم تبار  | 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 15:14  توسط محمد ضیغم تبار  | 

آیه لیله المبیت
 

وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ (بقره / 207)

 

و از میان مردم كسى است كه جان خود را براى طلب خشنودى خدا مى‏فروشد، و خدا نسبت به [این‏] بندگان مهربان است.

 

 

 

شان نزول آیه

 

در غایة المرام بیست حدیث ـ كه نه حدیث آن از طرق اهل سنت و یازده حدیثش از طرق امامیه است ـ روایت می كند كه این آیه در شأن امیر مؤمنان علی علیه السّلام در لیلة المبیت؛ یعنى شبى كه در جاى پیامبر(ص) خوابید و پیامبر (ص) به مدینه هجرت فرمود، نازل شد و این مطلب را عموم مفسرین شیعه و سنی در ذیل این آیه ذكر نموده‏اند. (اطیب البیان فی تفسیر القرآن: 2 / 386)

 

 

 

 

جریان لیله المبیت

 

پیامبر اکرم(ص) در سال دهم بعثت حضرت ابوطالب حامى و مدافع خویش را از دست داد. هنوز مدتی از داغ عمو نگذشته بود که حضرت خدیجه همسر گرامی و حامی دیگرش را از دست دااد. از این رو مشركان قریش تصمیم گرفتند به هر قیمتى که شده نداى توحید را در محیط شرك خاموش سازند و او را زندانى، تبعید و یا به قتل برسانند.

 

خداوند پیامبر اکرم(ص) را از نقشه قریش آگاه ساخت و آیات ذیل نازل شد:

 

«وَ إِذْ یَمْكُرُ بِكَ الَّذینَ كَفَرُوا لِیُثْبِتُوكَ أَوْ یَقْتُلُوكَ أَوْ یُخْرِجُوكَ وَ یَمْكُرُونَ وَ یَمْكُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماكِرینَ (30)؛ و [یاد كن‏] هنگامى را كه كافران در باره تو نیرنگ مى‏كردند تا تو را به بند كَشَند یا بكُشند یا [از مكّه‏] اخراج كنند، و نیرنگ مى‏زدند، و خدا تدبیر مى‏كرد، و خدا بهترین تدبیركنندگان است.»

 

در میان این پیشنهادهاى سه گانه، نقشه قتل پیامبر تصویب گشت و قرار شد از هر قبیله فردى انتخاب گردد و در نیمه شب وارد خانه پیامبر شوند و او را قطعه قطعه كنند و خون او در میان قبائل عرب پخش گردد تا خاندان هاشم را یاراى نبرد با قبائل كه در ریختن خون وى شركت كرده اند، نباشد.

 

فرشته وحى، پیامبر را از نقشه قریش آگاه كرد او از شیوه غافل گیرى بهره گرفت و خانه را ترك نمود. ولى براى این كه اطمینان افراد مسلح را نسبت به ماندن خود در خانه جلب كند، لازم دید كه كسى در بستر پیامبر بخوابد و این شخص فداكار جز امام على(ع) نبود و از این نظر پیامبر رو به على(ع) كرد و فرمود: مشركان قریش امشب نقشه قتل مرا كشیده اند و تصمیم گرفته اند كه به طور دسته جمعى به خانه من بریزند و مرا در میان بسترم بكشند، از این جهت از طرف خدا مإمورم كه مكه را به سوى نقطه اى ترك كنم، هم اكنون لازم است امشب در فراش من بخوابى و آن «بُرد سبز» را به خود بپیچى تا آنان تصور كنند كه من هنوز در بسترم آرمیده ام و از تعقیب من صرف نظر کنند.

 

در چنین شرائط وحى الهى درباره ستایش ایمان على(ع)بر قلب پیامبر فرود آمد، و ایمان و وفاى على را ستود و فرمود: (و من الناس من یشرى نفسه ابتغإ مرضاه الله و الله رووف بالعباد)

 

على(ع) از آغاز شب در بستر پیامبر آرمید و چهل نفر تروریست اطراف خانه را محاصره كرده و از شكاف در به داخل خانه مى نگریستند و وضع خانه را عادى مى دیدند و گمان مى كردند كه پیامبر(ص) در بستر خود آرمیده است. همه آنان سراپا یك تن، حس و مراقبت بودند دلها بیدار و چشمها تیز و سینه ها پر از كینه بود.  آنان وضع خانه را تحت نظر گرفته بودند كه جنبش مورى از نظر آنان مخفى نبود.

 

 

 

یورش به خانه وحى

 

مإموران قریش كه دست هاى آنان روى قبضه شمشیر بود، منتظر فرمانى بودند كه به خانه وحى یورش ببرند. از شكاف در به خوابگاه پیامبر مى نگریسته اند و تصور مى كردند وى در بستر خود آرمیده و روانداز سبز رنگى را به روى خود افكنده است، ولى نمى دانستند او على(ع)است كه با قلبى مطمئن و آرام در خوابگاه پیامبر آرمیده است.

 

فرمان یورش صادر شد مإموران با شمشیرهاى برهنه به طور دسته جمعى به خانه پیامبر هجوم آوردند، و ناگهان دیدند كه تیر آنان به سنگ خورده و پیامبر مكه را ترك گفته است و على(ع) در خوابگاه او خوابیده است. آیه یاد شده در آغاز در این سبب فرود آمد.

 

 

 

نکات تفسیری:

 

ـ وَ مِنَ النَّاسِ «من» براى تبعیض است و طبق اخبار وارده در ذیل آیه مراد از «بعض مردم» امیر مؤمنان على(ع) است. (اطیب البیان فی تفسیر القرآن: 2 / 386)

 

ـ این آیه در مقابل آیه اول از آیات 206 ـ  204 سوره بقره است كه در آنجا نیز ‏فرمود: (وَ مِنَ النَّاسِ ... )

 

ـ از این مقابله فهمیده مى‏شود كه وصف در این جمله نیز در مقابل وصف آن جمله است یعنى همانطور كه مراد از جمله: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یُعْجِبُكَ» بیان این معنا است كه در آن عصر و آن ایام مردى وجود داشته كه به گناهان خود افتخار مى‏كرده، و عزت مى‏فروخته، و از خودش خوشش مى‏آمده، و به ظاهر دم از صلاح مى‏زده، در حالى كه در دل نقشه دشمنى مى‏كشیده، مردى بوده كه از رفتارش چیزى جز فساد و هلاك عاید دین و انسانیت نمى‏شده.

 

ـ همچنین از جمله: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ...» نیز فهمیده مى‏شود در آن روز مردى وجود داشته كه جز به پروردگار خود نمى‏بالیده، و جز به دست آوردن رضاى خداى تعالى هیچ هدفى را دنبال نمى‏كرده، مردى بوده كه رفتارش امر دین و دنیا را اصلاح مى‏كرده، و به وسیله او حق احقاق مى‏شده، و عیش انسانها پاكیزه مى‏شده، و بشر از بركات اسلام برخوردار مى‏شد.

 

ـ با این بیان ارتباط انتهای آیه با ابتدای آن به خوبى روشن مى‏گردد، و معلوم مى‏شود كه چرا در ذیل آیه فرموده: «وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ، خدا نسبت به بندگان رؤوف است؟» چون وجود چنین فردى در میان انسانها خود رأفتى است از خداى سبحان به بندگانش آرى اگر مردانى داراى این صفات بین مردم و در مقابل آن دسته دیگر از مردان منافق و مفسده‏جو وجود نداشتند، اركان دین منهدم مى‏شد، و در بناى صلاح رشاد سنگى روى سنگ قرار نمى‏گرفت. اما خداى تعالى همواره آن باطل‏ها را به وسیله این حق‏ها از بین برده، و افساد دشمنان دین را به وسیله اصلاح اولیائش تلافى و جبران مى‏كند، هم چنان كه خودش فرمود:

 

«وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذْكَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِیراً (حج / 40)؛ و اگر خدا بعضى از مردم را با بعض دیگر دفع نمى‏كرد، صومعه‏ها و كلیساها و كنیسه‏ها و مساجدى كه نام خدا در آنها بسیار برده مى‏شود، سخت ویران مى‏شد»

 

و نیز فرمود: «فَإِنْ یَكْفُرْ بِها هؤُلاءِ فَقَدْ وَكَّلْنا بِها قَوْماً لَیْسُوا بِها بِكافِرِینَ. (انعام / 89)؛ اگر اینان [مشركان‏] بدان كفر ورزند، بى‏گمان، گروهى [دیگر] را بر آن گماریم كه بدان كافر نباشند.»

 

ـ پس فسادى كه در دین و دنیا راه پیدا مى‏كند، از ناحیه عده‏اى از افراد است كه جز خودپرستى هواى دیگرى بر سر ندارند، و این فساد و شكافى كه اینان در دین ایجاد مى‏كنند جز باصلاح و اصلاح آن دسته دیگر كه خود را به خداى سبحان فروخته و در دل جز به پروردگار خود نمى‏اندیشند پر نمى‏شود، و زمین و زمینیان به صلاح نمى‏گرایند، و خداى تعالى این معامله سودمند خود را در آیات شریفه قرآن خاطرنشان ساخته است. مانند آیه:

 

«إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ، یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ، وَعْداً عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الْقُرْآنِ، وَ مَنْ أَوْفى‏ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِكُمُ الَّذِی بایَعْتُمْ بِهِ (توبه / 111)؛ در حقیقت، خدا از مؤمنان، جان و مالشان را به [بهاى‏] اینكه بهشت براى آنان باشد، خریده است همان كسانى كه در راه خدا مى‏جنگند و مى‏كُشند و كشته مى‏شوند. [این‏] به عنوان وعده حقّى در تورات و انجیل و قرآن بر عهده اوست. و چه كسى از خدا به عهد خویش وفادارتر است؟ پس به این معامله‏اى كه با او كرده‏اید شادمان باشید، و این همان كامیابى بزرگ است.» (المیزان فی تفسیر القرآن: 2 / 147 ـ 146)

 

ـ «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی»: و از بین مردم كسى است كه مى‏فروشد. «نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ»: خود را در طلب رضاى خدا؛ یعنى رضایت خدا را براى خود نمى‏خواهد، و اگر هم براى خودش بخواهد، احساس اینكه این درخواست (رضایت خدا) براى خود او است، وجود ندارد، زیرا اگر جلب رضایت خدا براى خودش، با شعار و احساس و نیّت باشد، به قول خداى تعالى كه مى‏فرماید: «یَشْرِی نَفْسَهُ»، تناقض پیدا مى‏كند. (تفسیر بیان السعاده فی مقامات العباده: 2 / 428)

 

 

 

تطمیع نمودن معاویه برای ساختن شان نزولی جعلی

 

این آیه با توجه به شان نزول آن، یكى از بزرگترین فضایل امام على (ع) است كه در اكثر منابع اسلامى آمده است و این امر به قدرى چشمگیر است كه معاویه، به خاطر دشمنى خاصى كه با امام على ع داشت چنان از این فضیلت ناراحت بود كه شخصی به نام «سمرة بن جندب» را با چهارصد هزار درهم تطمیع كرد كه بگوید این آیه در باره عبدالرحمن بن ملجم، قاتل امام على(ع) نازل شده، و آن منافق جنایت پیشه نیز چنین كرد، ولى همانطور كه انتظار مى‏رفت حتى یك نفر این حدیث جعلی را نپذیرفت. (تفسیر نمونه: 2 / 81؛ نیز شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید: 4 / 73)

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 14:0  توسط محمد ضیغم تبار  | 
 

بسم الله الرحمن الرحیم
 
امار- اوقات شرعی
 اوقات شرعی
5:33 مانده تا غروب خورشید    
03:49:52 اذان صبح
05:23:59 طلوع خورشید
12:22:10 اذان ظهر
19:18:28 غروب خورشید
19:38:12 اذان مغرب
اوقات به افق :
   
اوقات شرعی
امار- اوقات شرعی
 اوقات شرعی
 
   
   
   
   
   
 
   
اوقات شرعی
تقویم
شنبه
  17 مرداد 1394
 August / 8 / 2015
 شوال / 22 / 1436
  مناسبت هاي امروز:
  روز خبرنگار
  مناسبت هاي فردا:
  مناسبتی وجود ندارد

روزشمار در سايت شما
وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ  
مکارم: بعضی از مردم (با ایمان و فداکار، همچون علی (ع) در «لیلة المبیت» به هنگام خفتن در جایگاه پیغمبر ص)، جان خود را به خاطر خشنودی خدا می‌فروشند؛ و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.

وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَتَثْبِيتًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِن لَّمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ  
مکارم: و (کار) کسانی که اموال خود را برای خشنودی خدا، و تثبیت (ملکات انسانی در) روح خود، انفاق می‌کنند، همچون باغی است که در نقطه بلندی باشد، و بارانهای درشت به آن برسد، (و از هوای آزاد و نور آفتاب، به حد کافی بهره گیرد،) و میوه خود را دو چندان دهد (که همیشه شاداب و با طراوت است.) و خداوند به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.

لَّا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِّن نَّجْوَاهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلَاحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا  
مکارم: در بسیاری از سخنانِ درِگوشی (و جلسات محرمانه) آنها، خیر و سودی نیست؛ مگر کسی که (به این وسیله،) امر به کمک به دیگران، یا کار نیک، یا اصلاح در میان مردم کند؛ و هر کس برای خشنودی پروردگار چنین کند، پاداش بزرگی به او خواهیم داد.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُم مِّنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ أَن تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِن كُنتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِي سَبِيلِي وَابْتِغَاءَ مَرْضَاتِي تُسِرُّونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيْتُمْ وَمَا أَعْلَنتُمْ وَمَن يَفْعَلْهُ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ  
مکارم: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید! شما نسبت به آنان اظهار محبّت می‌کنید، در حالی که آنها به آنچه از حقّ برای شما آمده کافر شده‌اند و رسول اللّه و شما را به خاطر ایمان به خداوندی که پروردگار همه شماست از شهر و دیارتان بیرون می‌رانند؛ اگر شما برای جهاد در راه من و جلب خشنودیم هجرت کرده‌اید؛ (پیوند دوستی با آنان برقرار نسازید!) شما مخفیانه با آنها رابطه دوستی برقرار می‌کنید در حالی که من به آنچه پنهان یا آشکار می‌سازید از همه داناترم! و هر کس از شما چنین کاری کند، از راه راست گمراه شده است!

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ  
مکارم: ای پیامبر! چرا چیزی را که خدا بر تو حلال کرده بخاطر جلب رضایت همسرانت بر خود حرام می‌کنی؟! و خداوند آمرزنده و رحیم است.

مرگ برسه مفسدین اوباما نتیا هو سلیمان امریکائی

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 13:45  توسط محمد ضیغم تبار  | 

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 17:41  توسط محمد ضیغم تبار  | 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 17:40  توسط محمد ضیغم تبار  | 
مفهوم ولایت مطلقه :

 

 

 

 

 

فقها ، اقسام ولایت را که نام می برند ،

 

محدودۀ هر یک را مشخص میسازند ،

 

مثلاً ولایت پدر بر دختر در امر ازدواج ، ولایت وصی یا قیّم شرعی بر صغار

 

و ... ولی هنگامی که ولایت فقیه را مطرح می کنند ، دامنۀ آن را گسترده تر

 

دانسته و در تمامی ابعاد سیاست مداری و مصالح عمومی مسلمانان

 

و ملّت که بسیار پر دامنه است میدانند . بنا براین ولایت فقیه مانند

 

دیگر ولایت ها محدود و یک بعدی نیست بلکه در رابطه با تمامی

 

احکام اسلام و تمامی مصالح امّت می باشد .

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 13:49  توسط محمد ضیغم تبار  | 
 

 

 

 

 

خصوصیّات ولی فقیه :

 

1- فقیه بودن 

 

 2- عدالت و تقوا 

 

 3- تدبیر 

 

 4- شجاعت

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 13:2  توسط محمد ضیغم تبار  | 

 

 

 

 

 

اهمیّت ولایت :

واژه ولی ، ولایت و دیگر مشتقات آن 233 بار در قرآن

 

به کار رفته ، مانند آیۀ زیر :

 

« ای کسانی که ایمان آورده اید ، خدا را اطاعت کنید و از

 

فرستادۀ او و اولی الامر ( صاحبان امرتان ) اطاعت نمایید »

 

( نساء – آیۀ 59 )

 

روایت :  امام باقر علیه السّلام فرمود اسلام بر پنج چیز بناء

 

شده است : بر نماز و زکات و حج و روزه و ولایت صحابۀ حضرت

 

پرسید کدام یک از این پنج چیز برتر است ؟ فرمود ولایت برتر است .

 

زیرا کلید چهار چیز دیگر می باشد ، و ولی بر آنها راهنمایی می کند .

 

( ولایت فقیه جلد 1 صفحه 13 )

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 13:0  توسط محمد ضیغم تبار  | 

 

 

معنای ولایت :

 

ولایت به معنای سرپرستی و تصدّی امر است که در مورد شیء

 

یا اشیاء ، شخص یا اشخاص تحقّق می یابد ، و معنای دیگری

 

مثل دوستی و نصرت دارد که آنها نیز بی مناسبت با معنای تصدّی

 

نیستند . سرپرستی فرزند برای پدر نوعی ولایت است ، امّا

 

مفهوم  ولایت در رابطه با جامعه همان حکومت است و شخص

 

حاکم را ولی مسلمین یا ولی امر می نامند .

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 12:57  توسط محمد ضیغم تبار  | 

 

 

 

معنای فقیه :

 

فقیه یعنی کسی که در احکام فرعی و برنامه های

 

عملی دین اسلام از تجربه و تخصّص کافی برخوردار

 

است .و قدرت استخراج احکام شرعی و قوانین

 

اسلامی را از منابع آن دارد .

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 12:55  توسط محمد ضیغم تبار  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لَّا ذَلُولٌ تُثِيرُ الْأَرْضَ وَلَا تَسْقِي الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لَّا شِيَةَ فِيهَا قَالُوا الْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوهَا وَمَا كَادُوا يَفْعَلُونَ  

مکارم: گفت: خداوند می‌فرماید: «گاوی باشد که نه برای شخم زدن رام شده؛ و نه برای زراعت آبکشی کند؛ از هر عیبی برکنار باشد، و حتی هیچ‌گونه رنگ دیگری در آن نباشد.» گفتند: «الان حق مطلب را آوردی!» سپس (چنان گاوی را پیدا کردند و) آن را سر بریدند؛ ولی مایل نبودند این کار را انجام دهند.

وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ  

مکارم: (نشانه آن، این است که) هنگامی که روی برمی‌گردانند (و از نزد تو خارج می‌شوند)، در راه فساد در زمین، کوشش می‌کنند، و زراعتها و چهارپایان را نابود می‌سازند؛ (با اینکه می‌دانند) خدا فساد را دوست نمی‌دارد.

نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُم مُّلَاقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ  

مکارم: زنان شما، محل بذرافشانی شما هستند؛ پس هر زمان که بخواهید، می‌توانید با آنها آمیزش کنید. و (سعی نمائید از این فرصت بهره گرفته، با پرورش فرزندان صالح) اثر نیکی برای خود، از پیش بفرستید! و از خدا بپرهیزید و بدانید او را ملاقات خواهید کرد و به مؤمنان، بشارت ده!

زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللَّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ  

مکارم: محبّت امور مادی، از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسبهای ممتاز و چهارپایان و زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است؛ (تا در پرتو آن، آزمایش و تربیت شوند؛ ولی) اینها (در صورتی که هدف نهایی آدمی را تشکیل دهند،) سرمایه زندگی پست (مادی) است؛ و سرانجام نیک (و زندگیِ والا و جاویدان)، نزد خداست.

مَثَلُ مَا يُنفِقُونَ فِي هَذِهِ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَثَلِ رِيحٍ فِيهَا صِرٌّ أَصَابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ فَأَهْلَكَتْهُ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَلَكِنْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ  

مکارم: آنچه آنها در این زندگی پست دنیوی انفاق می‌کنند، همانند باد سوزانی است که به زراعت قومی که بر خود ستم کرده (و در غیر محل و وقت مناسب، کشت نموده‌اند)، بوزد؛ و آن را نابود سازد. خدا به آنها ستم نکرده؛ بلکه آنها، خودشان به خویشتن ستم می‌کنند.

وَجَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالْأَنْعَامِ نَصِيبًا فَقَالُوا هَذَا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَذَا لِشُرَكَائِنَا فَمَا كَانَ لِشُرَكَائِهِمْ فَلَا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ وَمَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَى شُرَكَائِهِمْ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ  

مکارم: آنها [= مشرکان‌] سهمی از آنچه خداوند از زراعت و چهارپایان آفریده، برای او قرار دادند؛ (و سهمی برای بتها!) و بگمان خود گفتند: «این مال خداست! و این هم مال شرکای ما [= یعنی بتها] است!» آنچه مال شرکای آنها بود، به خدا نمی‌رسید؛ ولی آنچه مال خدا بود، به شرکایشان می‌رسید! (آری، اگر سهم بتها با کمبودی مواجه می‌شد، مال خدا را به بتها می‌دادند؛ امّا عکس آن را مجاز نمی‌دانستند!) چه بد حکم می‌کنند (که علاوه بر شرک، حتّی خدا را کمتر از بتها می‌دانند)!

وَقَالُوا هَذِهِ أَنْعَامٌ وَحَرْثٌ حِجْرٌ لَّا يَطْعَمُهَا إِلَّا مَن نَّشَاءُ بِزَعْمِهِمْ وَأَنْعَامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُهَا وَأَنْعَامٌ لَّا يَذْكُرُونَ اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا افْتِرَاءً عَلَيْهِ سَيَجْزِيهِم بِمَا كَانُوا يَفْتَرُونَ  

مکارم: و گفتند: «این قسمت از چهارپایان و زراعت (که مخصوص بتهاست، برای همه) ممنوع است؛ و جز کسانی که ما بخواهیم -به گمان آنها- نباید از آن بخورند! و (اینها) چهارپایانی است که سوارشدن بر آنها (بر ما) حرام شده است!» و (نیز) چهارپایانی (بود) که (هنگام ذبح،) نام خدا را بر آن نمی‌بردند، و به خدا دروغ می‌بستند؛ (و می‌گفتند: «این احکام، همه از ناحیه اوست.») بزودی (خدا) کیفر افتراهای آنها را می‌دهد!

وَدَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ إِذْ يَحْكُمَانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَكُنَّا لِحُكْمِهِمْ شَاهِدِينَ  

مکارم: و داوود و سلیمان را (به خاطر بیاور) هنگامی که درباره کشتزاری که گوسفندان بی شبان قوم، شبانگاه در آن چریده (و آن را تباه کرده) بودند، داوری می‌کردند؛ و ما بر حکم آنان شاهد بودیم.

مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ  

مکارم: کسی که زراعت آخرت را بخواهد، به کشت او برکت و افزایش می‌دهیم و بر محصولش می‌افزاییم؛ و کسی که فقط کشت دنیا را بطلبد، کمی از آن به او می‌دهیم امّا در آخرت هیچ بهره‌ای ندارد!

أَفَرَأَيْتُم مَّا تَحْرُثُونَ  

مکارم: آیا هیچ درباره آنچه کشت می‌کنید اندیشیده‌اید؟!

أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَارِمِينَ  

مکارم: که بسوی کشتزار و باغ خود حرکت کنید اگر قصد چیدن میوه‌ها را دارید!

صفحه ( 1 / 1 )

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 12:47  توسط محمد ضیغم تبار  | 
تفسیر آیات قرآن در نهج البلاغه
 
تفسیر آیات قرآن در نهج البلاغه
ابراهیم محمودزاده
"... استغفروا ربکم إنه کان غفارا. یرسل السماء علیکم مدرارا. و یمددکم باموال و بنین..."
( نوح/12-10)"ان الله یبتلی عباده عند الاعمال السیئة بنقص الثمرات و حبس البرکات، و إغلاق خزائن الخیرات، لیتوب تائب و یقلع مقلع، و یتذکر متذکر، و یزدجر مزدجر. و قد جعل الله سبحانه الاستغفار سببا لدرور الرزق و رحمة الخلق فقال:" استغفروا ربکم انه کان غفارا. یرسل السماء علیکم مدرارأ. و یمددکم باموال و بنین" فرحم الله امرأ استقبل توبته، و استقال خطیئته، و بادر منیته."(1)


 کلید واژه : تفسیر آیات قرآن در نهج البلاغه
"... استغفروا ربکم إنه کان غفارا. یرسل السماء علیکم مدرارا. و یمددکم باموال و بنین..."
( نوح/12-10)"ان الله یبتلی عباده عند الاعمال السیئة بنقص الثمرات و حبس البرکات، و إغلاق خزائن الخیرات، لیتوب تائب و یقلع مقلع، و یتذکر متذکر، و یزدجر مزدجر. و قد جعل الله سبحانه الاستغفار سببا لدرور الرزق و رحمة الخلق فقال:" استغفروا ربکم انه کان غفارا. یرسل السماء علیکم مدرارأ. و یمددکم باموال و بنین" فرحم الله امرأ استقبل توبته، و استقال خطیئته، و بادر منیته."(1)

خدا، بندگان خود را به کیفر کارهای زشت آنان، مبتلا سازد به کاهش میوه درختان و به ناباریدن باران، و بستن گنجینه های خیر به روی ایشان، تا توبه خواه، توبه کند و معصیت کار، دل از معصیت بکند، و پند گیرنده ، پند پذیرد و بازدارنده ، راه نافرمانی را بر بندگان بگیرد. و خدا آمرزش خواستن را وسیله پیوسته داشتن روزی بر روزی خواران و موجب رحمت بر بندگان قرار داده است. و فرموده است: پس خدا بیامرزد کسی را که پیشتاز توبه رود، و از گناهانش بخشش طلبد، پیش از آن که مرگش برسد.

اهل سقر
"ما سلککم فی سقر. قالوا لم نک من المصلین."
(مدثر/ 43-42)"تعاهدوا أمر الصلاة و حافظوا علیها، و استکثروا منها، و تقربوا بها، فانها کانت علی المومنین کتابا موقوتا. ألا تسمعون الی جواب أهل النار حین سئلوا:"ما سلککم فی سقر. قالوا لم نک من المصلین."(2)

کار گزاردن نماز را بر عهده بگیرید و حفاظت آن را بپذیرید و آن را بسیار به جای آرید و با نماز خود را به خدا نزدیک کنید. که نماز واجب است بر مومنان و باید به وقت آن اقامه شود. آیا گوش فرا نمی دهید به پاسخ دوزخیان که چون از آنان پرسیدند" چه چیز شما را در آتش سوزان درآورد؟ گفتند: ما از نمازگزاران نبودیم." و نماز گناهان را می زداید، چنانکه برگ را از درخت بزدایند و گناهان را از گناهکار می گشاید چنانکه بند از کسی بگشایند و رسول خدا(ص) نماز را به چشمه آب گرم که بر در سرای مردی بود همانند فرمود که او اگر روزها و شب ها و پنج بار خود را بدان بشوید، دیگر چرکی بر تن وی نخواهد بود. همانا کسانی از مومنان حق آن را شناختند که زیور دنیا از نمازشان باشد و به فکر دیگر کار نیفکند و نه آنچه موجب روشنی چشم بود از مال و فرزند. خدای سبحان فرماید:" مردانی که آنان را بازرگانی و خرید و فروش از یاد خدا و بر پاداشتن نماز و پرداخت زکات باز نمی دارد.

رسول خدا خود را با گزاردن نماز رنج می داد با آن که مژده بهشت شنیده بود . چون خدای سبحان به او فرمود: " و کسان خود را بفرما تا نماز کنند و خود بر آن شکیبا باش." پس کسان خود را امر به نماز می کرد و خود بر گزاردن نماز طاقت می آورد.

غرور انسان
"یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم."
(انفطار/6)"ادحض مسئول حجة و اقطع مغتر معذرة. لقد ابرح جهالة بنفسه. یا ایها الانسان ما جراک علی ذنبک و ما غرک بربک و ما انسک بهلکة نفسک... و شم برق النجاة. وارحل مطایا التشمیر."(3)

- انسان- از هر سوالی دلیلش بی پاتر است و از هر فریب خورده عذرش ناپذیراتر. چون به شناخت خود نادان است، خود را می پسندد. و بر خود می نازد.

ای انسان! تو را بر گناه چه چیز چیره کرده است؟ و بر پروردگارت چنین دلیر ؟ چرا به کشتن خود مأنوسی، مگر دردت را درمان نیست و یا بیداریت از این خوابِ گران نیست؟ تو که بر دیگری مهربانی چرا در کارخود وامی مانی؟ بسا که یکی را در تابش آفتاب بینی و او را به سایه آوری، یا برگرفتاری که بیماری وی را گداخته از روی رحمت اشک باری! پس چه تو را بر درد خود شکیبا نمود، و در مصیبتت توانایی بخشود، و در گریستن بر نفس خویش که نزد تو گرانبهاترین جانهاست، به شکیبایی ات امر فرمود؟ و چگونه بیم کیفری بیدارت نمی سازد که شبانگاه بر تو بتازد.

حال آن که با نافرمانی خدا خود را تباه ساخته ای و در پنجه قهرش انداخته ای . پس سستی ِدل را با پایداری درمان کن و خوابِ غفلت دیده ات را به بیداری .

و طاعت خدا را بپذیر و به یاد او انس گیر. و به خاطر آور آنگاه که تو روی از او گردانده ای او روی به تو گرداند و تو را به خواستن بخشایش از خود می خواند و - جامه- کرم خویش بر تو می پوشاند، و تو از او روی گردانی و دیگری را خواهان. پس چه نیرومند است و بزرگوار، و تو چه ناتوانی و بی مقدار، و چه گستاخ در نافرمانی پروردگار هستی . در سایه پوشش او می آرامی، و در پهنه بخشایش او می خرامی، نه بخشش خویش را از تو بریده و نه پرده خود را بر تو دریده، بلکه در یک چشم به هم زدنی، بی احسان او به سر نبرده ای، در سختی که بر تو تازه گردانیده، یا گناهی که بر تو پوشانیده، یا از بلاییت رهانیده . پس چه گمان به او بری، اگر وی را فرمان بری؟

به خدا اگر این رفتار میان دو کس بود که در قوت برابر بودند و در قدرت یکی - و تو یک تن از آن دو بودی، نخست خود را محکوم می نمودی که رفتارت نکوهیده است و کردار ناپسندیده.

سخن به راست بگویم، دنیا تو را فریفته نساخته، که تو خود فریفته دنیایی و بدان پرداخته. آنچه را مایه عبرت است برایت آشکار داشت، و میان تو و دیگری فرقی نگذاشت، او با دردها که به جسم تو می گمارد و با کاهشی که در نیروت پدید می آورد، راستگوتر از آن است که با تو دروغ گوید و وفادارتر از آن که با تو راه خیانت پوید، و بسا نصیحت گویی از سوی دنیا که وی را متهم داشتی و راستگویی که گفته او را دروغ پنداشتی. اگر در پی شناخت او باشی در خانه های ویران و سرزمین های خالی از مردمان، اندرزهایی چنان نیکو فرا یاد تو آرد، و نمونه هایی برای گرفتن پند، پیش چشمت دارد، که او را همانند دوستی یابی مهربان، و از بدبختی و تباهی ات نگران، و دنیا خانه ای است خوب برای کسی که آن را چون خانه نپذیرد و محلی است نیکو برای آن که آن را وطن خویش نگیرد و همانا فردا خوشبختان دنیا آنانند که امروز از آن گریزانند.

آنگاه که زمین لرزیدن گیرد و رستاخیز روی آورد، با همه هراس که دارد و به هر کیش پیروانش پیوندند و به هر پرستنده، پرستندگانش به هر مهتر فرمانبرانش. پس دیده ای در فضا گشاده و گامی آهسته در زمین نهاده نماندَ، جز که در ترازوی داد و محکمه عدالت بنیادِ حق تعالی جزایی را که درخور است ستاند. پس بسا حجت که آن روز باطل و ناپسندیده باشد، و دستاویزهای عذر که بریده. پس در کار خویش بکوش، تا عذری آوری که پایدار باشد، و حجتی که استوار. و آن را بگیر که برای تو می ماند - و آن نیکویی کردار است- از آنچه برای آن نخواهی ماند - که جهان ناپایدار است - و سفر خود را آماده باش و به برق ِنجات دیده گشاده و بارگی جد و جهد را بار برنهاده است.

دنیای فانی
"الهیکم التکاثر. حتی زرتم المقابر."
(تکاثر/2-1)"یا له مراما ما ابعده و زورا ما اغفله و خطرا ما افظعه. لقد استخلوا منهم ای مدکر ... و ان للموت لغمرات هی افظع من ان تستغرق بصفة او تعتدل علی عقول اهل الدنیا." (4)

و از سخنان آن حضرت است: پس از خواندن " الهیکم التکاثر حتی زرتم المقابر."

وه! که چه مقصد بسیار دور و چه زیارت کنندگان بی خبر- و در خواب غرور- و چه کاری دشوار و مرگبار. پنداشتند که جای مردگان تهی است، حالی که سخت مایه عبرتند - لیکن عبرت گیرنده کیست؟ - از دورجای دست به مردگان یازیدند- و به آنان نازیدند- آیا بدانجا می نازند که پدرانشان خفته اند، یا به کسان بسیاری که در کام مرگ فرو رفته اند؟ خواهند کالبدهای خفته بیدار شود، و جنبش های آسوده در کار. حالی که مایه پند باشند بهتر است تا وسیله فخر و بزرگواری، و موجب خواری شان شمارند سزاوارتر تا وسیله عزت و سالاری . با دیده تار بدانها نگریستند، و نابخردانه نگریستند که چیستند، و اگر از فراخنای خانه های ویران، و سرزمین های تهی از باشندگان می پرسیدند، و می گفتند: آنان به زمین در شدند گمراه، و شما که به جای آنانید، مردمی هستید نا آگاه. سرهاشان را به پا می سپرید، و بر روی پیکرهاشان می کارید، و در آنچه به دور افکنده اند می چرید، و در خانه ها که ویران کردند درید، و روزگاری که میان آنان و شماست، بر شما در گریه و عزاست.

آنان پیش از شما به جایی که مقصد شماست رخت کشیدند، و زودتر از شما به آبشخورتان رسیدند. پایه هایی داشتند بلند، و در جرگه هایی بودند سرافراز و ارجمند. پادشاهان یا رعیت راه خویش را تا به درون برزخ سپردند، و رخت به دل زمین بردند. خاک گوشت هایشان را خورد، و خون هاشان را در خود فرو بُرد. پس در شکاف گورها بی جان مانده اند، و نارویا و نهان و ناپیدا. نه از چیزی بیمناکند، و نه از دگرگونی ها اندوهناک. نه از زلزله ها ترسان و نه بانگ تندرها را شنوا و از آن هراسان، غایبانی اند که انتظارشان را نبرند، و حاضرانی که از جمع به دَرَند. فراهم بودند و پراکنیدند، و پیوسته بودند و جدا گردیدند. نه از درازی زمان است و نه از دوری مکان، که خبرهاشان پوشیده مانده است و خانه هاشان خموش گردیده، بلکه جامی به آنان نوشاندند که گویا بودند و گنگ گردیدند، شنوا بودند و از آن پس نشنیدند . جنبان بودند و آرمیدند، گویی چون بیهشان به خاک افتادند و خوابیدند.

همسایگانند و با هم نمی آرمند، و دوستانی اند که به دیدار هم نمی روند. رشته های آشنای شان پوسیده، پیوندهای برادری شان از هم بریده، همگی تنهایند و با هم در یک جایند، و از هم دورند حالی که رفقایند. نه برای شب بامدادی می شناسند، و نه برای روز شامی می دانند، در هر یک از شب و روز که رخت بر بستند پیوسته در آنند. خطرهای خانه هاشان را سخت تر از آن دیدند که می ترسیدند، و نشانه ها دیدند بزرگتر از آنچه می سنجیدند. پس این دو پایان - نعمت یا نیران- برای آنان به درازا کشید تا رسید به جایگاه بیم و امید، و اگر سخن گفتندی، در وصف آنچه نگریسته و دیده اند درماندندی. و هر چند نشانه هاشان ناپدید گردیده است و خبرهاشان بریده، چشم عبرت آنان را دید، و گوش ِخرد بانگشان را شنید. سخن سردادند. بی لب و دهان و چنین گفتند - اما نه به زبان- که : چهره های شاداب در تُرنجید، و تن های نرم پوسید، و ما را پوشاک فرسودگی در بَر است و سختی تنگی گور بر سر، وحشت را به ارث می بریم از یکدیگر. سرای های خاموش بر سرمان فرو ریخت- و خاک بر پیکرمان بیخت- چندانکه زیبایی تن هامان بر پا نماند و آب و رنگ چهره هامان برجا، و ماندنمان در خانه وحشت دراز و دیرپا. نه از اندوهی گشایشی یافتیم، و نه از تنگی جای ، فراخی و رهایشی. و اگر تصویرشان در آیینه خردت آشکار شود، یا آنچه پس پرده نهان است برای تو پایدار که چسان گوش هاشان از انبوه خزندگان ناشنواست و دیده شان از خاک سرمه کشیده و نابیناست، و زبان هاشان در کام از پس گشادگی و فصاحت بریده است و دلها در سینه هاشان از پس بیداری آرمیده، و در هر یک از اندامهاشان پوسیدگی تازه آسیب رسانیده و آن را زشت و تباه ساخته، و راه های رسیدن آفت را بدانها آسان گردانیده- در معرض تباهی فتاده - آسیبها را گردن نهاده، نه دست هایی که بلا را باز دارد، و دیده هایی خارغم در آن شکسته، در هر یک از این اطوار ناهنجار حالتی است که دگرگون نشود و سختیی که برطرف نگردد.

و زمین چه پیکرها که در کام فرو برد، گرانقدر و ارجمند خوش آب و رنگ و دلپسند. در دنیا خوش خورده، در ناز و نعمت به سربرده، گاهِ اندوه به شادی می پرداخت و هنگام مصیبت خود را سرگرم می ساخت تا صفای عیش او تیره نگردد، و نه سپاه اندوه بر لذتش چیره. به ناگاه هنگامی که او به دنیا و دنیا بدو می خندید، و در چاربالش زندگی خویش بیخبرانه می غلتید، روزگار خار مصیبت در دلش خَست، و قوتهایش را در هم شکست. بالاها از نزدیک بدو نگریست، بیماریی بدو روی آورد که نمی دانست از کجا و چیست، و اندوهی که نهان ِدرون او را می کافت، و او آن را می جست و نمی یافت، و سستی ها در او پدید گردید، حالی که از همه وقت تندرست تر بود و نشانی از بیماری در خود نمی دید. پس هراسان روی به پزشکان آورد و به دستورشان کار کرد . گرمی را به سردی آرام کردن، و سردی را به گرمی به سر کار آوردن.

اما داروی سردی، گرمی را از کار نینداخت، و آنچه برای گرمی به کار رفت سردی را بیشتر ساخت، و ترکیبات و اخلاط، مزاج را به اعتدال نیاورد، بلکه نیروی هر دردآور را بیشتر کرد. - سرکنگبین صفرا فزود، و روغن بادام خشکی نمود - چندانکه تیمار خوار ناتوان شد، و بیماردار سرگردان ، و کسان او در وصف بیماری اش وامانده و در پاسخ پرسندگان درمانده، تا خبری را که نهان می کنند و می دانند، چگونه بدو رسانند. یکی گوید از این بیماری نَرَهد، دیگری ایشان را امید بهبودی دهد، و سومی تعزیت گوید، که چون او بَسی مُرد و این هم راه آنان را به سر خواهد برد، و آنگاه که وی آماده جدایی از این جهان است و رها کردن دوستان، ناگهان اندوهی که دارد بر او هجوم آرد. بر روزنه های ادراکش پرده کشیده شود و تری زبان خشکیده، و چه بسیار پاسخ ها که داند اما گفتن نتواند، و بانگی دل آزار که شنود و خود را کر نمایاند. نوحه سالمندی که او را بزرگ می شمرد، یا گریه خردسالی که بر او رحمت می آورد، و مرگ را ورطه هایی است دشوارتر از آنچه بتوان وصف کرد، یا در میزان دل های مردم دنیا توان آورد.
پی نوشت ها:
1- خطبه 143، ص 138.

2- خطبه 199، ص 235.

3- خطبه 223، ص 257.

4- خطبه 221، ص 252.
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 17:32  توسط محمد ضیغم تبار  | 
   دعـا، سـپـر مـؤمـن ، اسـلحـه پيامبران عليهم السلام ، ستون دين ، نور آسمان و زمين ، كليد نـجـات و گـنـجـيـنـه رسـتـگـارى اسـت .(1) قرآن كريم مؤمنان را به دعا كه عبادتى بزرگ ، بلكه روح همه عبادتهاست دستور داده ، مى فرمايد:

ادعـونـى اسـتـجب لكم ؛ ان الذين يستكبرون عن عبادتى سيدخلون جهنم داخرين(غافر: 60)مرا بخوانيد كه شما را اجابت مى كنم ؛ همانا به زودى كسانى كه با تكبر از عبادت من سرباز مى زدند، با خوارى داخل جهنم خواهند شد.

      در روايات ، افزون بر بيان اهميت اين امر، آثار و فوايدى نيز براى بعضى از ذكرها و دعـاهـا و نيز خواصى براى برخى از آيات قرآن كريم ذكر شده است تا مؤ منان را هر چه بيشتر تشويق نمايد و نيز به آنان بياموزد كه هيچ جنبشى و هيچ اثرى از هيچ موجودى در جـهـان هـسـتـى صـادر نـمـى شـود، مـگـر آنـكـه تـحـت اراده و نـفـوذ خـداونـد قـادر متعال است و مؤمن بايد در هر حال ، در سختى و آسايش و فقر و ثروت ، همواره اراده او را نافذ بداند و خود را تحت سلطه آن موجود برتر و عالى بداند.
        در مـيـان تـعليمات مرحوم آيت الله العظمى قاضى نيز به چنين مواردى برمى خوريم كه گـويـاى احـاطـه بـسـيـار ايشان بر آيات و روايات و نيز تعبد آن حكيم فرزانه و تمسك شـديـد آن عارف يگانه به ريسمان محكم قرآن و عترت مى باشد. استاد سيد حسن قاضى طباطبايى ، فرزند مرحوم قاضى ، در يادداشتهاى خود به نمونه هايى اشاره فرموده اند كه جا دارد با بيان آنها اين اوراق را متبرك و نورانى سازيم :
       آن مرحوم براى تقويت حافظه ، خواندن آيت الكرسى و معوذتين (دو سوره مباركه ناس و فلق ) را سفارش مى فرمودند.
مرحوم قاضى براى طلب وسعت رزق اين آيات را قرائت مى نمودند:
اسـتـغـفـروا ربـكـم انـه كـان غـفـارا # يـرسـل السـمـاء عـليـكـم مـدرارا # و يـمـددكـم بـامـوال و بـنـيـن و يـجـعـل لكـم جـنـات و يـجـعـل لكـم انـهـارا (نـوح : 12 - 10)

 و از پـروردگـارتـان طـلب بـخـشش كنيد كه او بسيار آمرزنده است تا از آسمان ، فراوان بر شـمـا فـرو فـرسـتـد و شما را با دارايى و فرزندان نيرو بخشد و براى شما نهرهايى قرار دهد.

       به همه سفارش مى كردند اين ذكر را قرائت كنند:
اسـتـغـفـر الله الذى لا اله الا هـو مـن جـميع ظلمى و جرمى و اسرافى على نفسى و اتوب اليه

از خداوندى كه هيچ معبودى جز او نيست ، به خاطر تمامى ظلمها و گناهانم و ستمى كه بر خود روا داشته ام طلب بخشش ‍ مى كنم و به سوى او باز مى گردم .
 

      آن مـرحـوم در هـنـگـام اضطراب و ناراحتى هاى روحى ، خواندن اين كلمات را سفارش مى كردند:
لا اله الا الله وحـده لا شـريـك له و له الحـمـد و له المـلك و هـو عـلى كـل شى ء قدير. اعوذ بالله من همزات الشياطين و اعوذ بك ربى من ان يحضرون ، ان الله هـو السـمـيع العليم

هيچ معبودى جز خداوند يكتاى بى شريك وجود ندارد و ستايش و حكومت مخصوص اوست و او بر هر كارى تواناست . از وسوسه هاى شياطين به خدا پناه مى بـرم و بـه تـو پـنـاه مـى بـرم - اى پـروردگـارم - از ايـنكه نزد من حاضر شوند، همانا خداوند شنوا و داناست .

       بـراى حـفـظ امـنـيت خانه دستور مى دادند كه اين دعا بر روى كاغذى نوشته و بر درب منزل آويخته شود:
يـا حـافـظـا لا يـنـسـى ؛ يـانعمة لا تحصى ؛ انت قلت و قولك الحق، انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون (حجر:9 )

اى نگهبانى كه فراموش نمى كنى و اى نعمتى كـه هـرگز به شماره در نمى آيى ، تو فرمودى ، و سخن تو حق است ، همانا قرآن را ما نازل كرديم و خود آن را حفظ خواهيم كرد.

      در صـورت تـرس از زيـان خـوراكـى يـا نوشيدنى به خواندن اين كلمات سفارش مى نمودند:
بسم الله الرحمن الرحيم خير الاسماء اله الارض و السماء الرحمن الرحيم الذى لا يضر مـع اسـمـه سـم و لا داء

بـه نـام خـداونـد بـخشنده مهربان ، بهترين نامها، معبود زمين و آسمانها، خداوند رحمان و رحيمى كه با نام او هيچ سم و بيمارى اى زيان نمى رساند.

        آن مـرحـوم سفارش مى فرمودند در صورت روبرو شدن با شخص ‍ ستمگرى كه از او مـى تـرسـيـد، دسـتـهـا را باز كنيد و اين حروف را بر دست راست بشماريد: بسم الله الرحمن الرحيم ؛ ك - ه - ى - ع - ص و بر دست چپ نيز بسم الله الرحمن الرحيم ؛ ح - م - ع - س - ق خـوانـده شـود؛ سـپـس انـگـشـتـان دو دسـت را داخل يكديگر نماييد.

      براى ايمنى از نيش زدن حيوانات موذى ، اين دعا را سفارش مى فرمودند:

اعوذ بكلمات الله التـامـات التـى لا يـجـاوزهـن بر و لا فاجر من شر ما ذراء و من شر ما براء و من شر كـل دابـة ؛ هـو آخـذ بـنـاصـيـتـها، ان ربى على صراط مستقيم

 به كلمات تامه خداوند، كـلمـاتـى كـه هـيـچ نـيـكـوكـار و بدكارى از آن تجاوز نمى كند پناه مى برم از شر آنچه آفريده است ، او بر همه آنان تسلط دارد، همانا پروردگارم بر صراط مستقيم است .
      زمـانـى كـه در نـجـف اشـرف بيمارى مالاريا شيوع پيدا كرد، مرحوم قاضى به افراد مبتلا توصيه مى نمودند آياتى از قرآن را كه در مورد حضرت ابراهيم عليه السلام است ، تـلاوت نـمـايـنـد؛ مـانـنـد اين آيه:

 قلنا يا نار كونى بردا و سلاما على ابراهيم # و اردادوا بـه كـيـدا فـجـعـلنـاهم الاخسرين (انبياء69-70) گفتيم : اى آتش ! بر ابراهيم سرد و سلامت شو! و آنان خواستند با او مكر كنند، پس آنان را خوار كرديم .
مـرحـوم آيـت الله شـيـخ عـلى قـسـام ، يـكـى از شـاگـردان ايـشـان چـنـيـن نقل فرمودند:
مـن از جـهـت فـرامـوشـكـارى و كـمـى حـافـظـه ، بـراى آقا سيد على قاضى شكايت كردم و ـخـصوصا متذكر شدم از اينكه چيزى را در جايى مى گذارم ، بعد به ذهنم مراجعه كرده و چـيـزى بـه ياد نمى آورم . مرحوم قاضى فرمودند: زمانى كه چيزى را در جايى قرار مـى دهـى ، بـخـوان : بـسـم الله الرحـمـن الرحـيـم ، فانك سوف لن تنساه ان شاء الله تعالى .(2)

     مـرحـوم قـاضـى قـرائت دعـاى زيـر را بـه مـدت چهل شب ، هر شب يك بار تا صد بار براى برآورده شدن حاجت سالكان درگاه الهى مفيد مى دانستند:
الهى كيف ادعوك و انا انا و كيف اقطع رجائى منك و انت انت ؟ الهى اذا لم اسالك فتعطينى ، فـمـن ذا الذى ادعوه فيعطينى ؟ الهى اذا لم ادعك فتستجيب لى ، فمن ذا الذى ادعوه فيستجيب لى ؟ الهـى اذا لم اتـضـرع اليك فترحمنى ؟ فمن ذا الذى اتضرع اليه فيرحمنى ؟ الهى فـكـمـا فـلقـت البـحـر لمـوسـى عـليـه السـلام و نـجـيـتـه اسـالك ان تـصلى على محمد و آل مـحـمـد و ان تـنـجـيـنـى مـمـا انـا فـيـه و تـفـرج عـنـى فـرجـا عـاجـلا غـيـر اجل بفضلك و رحمتك يا ارحم الراحمين .

      مـرحـوم سـيـد هـاشـم حـداد از اسـتـاد خـويـش ، مـرحـوم قـاضـى نقل فرموده اند كه قرائت كهيعص (مريم : 1) و حمعسق (شورى : 1) و آيه و عنت الوجوه للحى القيوم و قد خاب من حمل ظلما (طه 111) براى دفع شر دشمن مفيد است .
       آنـچـه ذكـر شـد، بـرخـى از دعاهايى است كه آن مرحوم به شاگردان خويش ‍ مى آموختند و دعـاهـاى ويـژه اى نـيـز وجـود داشـت كـه ايـشـان جـز بـراى افـراد خـاصـى نقل نمى كردند.

  1. ر ك : اصول كافى ، ج 4، كتابالدعاء، باب 2
  2. از يادداشتهاى استاد سيد حسنقاضى طباطبايى

منبع:دريـاى عـرفـان(زنـدگـى نـامـه و شـرح احوال آيت الله سيد على قاضى ) هادى هاشميان

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 17:23  توسط محمد ضیغم تبار  | 

 

لو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لَفتحنا علیهم برات من السموات و الارض

اگر اهل روستا ها ایمان آورند و تقوا پیشه کنند قطعا برایشان برکات آسمان ها و زمین را باز می کنیم

 

و قلت استغفروا ربکم انه کان غفارا

یرسل السماء علیکم مدراراً و یمددکم باومال و بنین و یجعل لکم انهاراً

و گفتم از پروردگارتان آمرزش بطلبید که قطعا او آمرزنده است .

از آسمان بر شما (باران) را می فرستد به مدت طولانی و کمکتان میکند  برای افزایش مال و فرزندان و برایتان رود ها جاری می کند

این یکی از طرح هایی است که توانستم بعد از مدت ها بزنم
حجم عکس حدود 3mg است .
امیدوارم خدا قبول کند

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 14:38  توسط محمد ضیغم تبار  | 
فردی چند گردو به بهلول داد و گفت: «بشکن و بخور و برای من دعا کن.»
بهلول گردوها را شکست ولی دعا نکرد. آن مرد گفت: «گردوها را می‌خوری نوش جان، ولی من صدای دعای تو را نشنیدم!»
بهلول گفت: «مطمئن باش اگر در راه خدا داده‌ای، خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است!»

شنیده شدن صدای گردوی دعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 14:29  توسط محمد ضیغم تبار  | 

پوستر:خدا کند از خود راضی نباشیم

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 14:26  توسط محمد ضیغم تبار  |