بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره 2: البقرة

وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ 


إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ الَّذِي 


جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ ﴿120﴾


و هرگز يهوديان و ترسايان از تو راضى نمى ‏شوند مگر آنكه 


از كيش آنان پيروى كنى بگو در حقيقت تنها هدايت‏ خداست 


كه هدايت [واقعى] است و چنانچه پس از آن علمى كه تو را 


حاصل شد باز از هوسهاى آنان پيروى كنى در برابر خدا سرور 


و ياورى نخواهى داشت (120)


تفسیر نور
بعد از تغيير قبله، ناراحتى يهود از مسلمانان بيشتر شد و


احياناً بعضى از مسلمان‏ها نيز تمايل داشتند قبله همان


بيت المقدّس باشد تا بتوانند با يهود در الفت ودوستى زندگى


كنند، غافل از اينكه رضايت اهل كتاب با حفظ آن حاصل نمى ‏شد


و انتظار آنان، پيروى از تمام آيين آنها و نه فقط قبله آنان بود.


اين آيه در عين اينكه خطاب به پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله است،


خطاب به همه مسلمانان در طول تاريخ نيز هست كه هرگز يهود و


نصارى از شما راضى نخواهند شد، مگر آنكه تسليم بى‏چون وچراى


آنان شويد و از اصول و ارزشهاى الهى كناره بگيريد. ولى شما


مسلمان‏ها بايد با قاطعيّت دست رد به سينه نامحرم بزنيد و بدانيد


تنها راه سعادت، راه وحى است نه پيروى از تمايلات اين و آن.


1- دشمن، به كم راضى نيست. فقط با سقوط كامل و محو مكتب


و متلاشى شدن اهداف شما راضى مى‏شود. «لن ترضى عنك...»


2- اگر مسلمانان مشاهده كردند كه كفّار از دين آنان راضى


هستند، بايد در ديندارى خود ترديد نمايند. ديندارى كافرپسند،


همان كفر است. «لن ترضى... حتّى تتّبع ملّتهم»


3- جز وحى و هدايت الهى، همه راه‏ها انحرافى است.


«قل ان هدى‏اللّه هوالهدى»


4- مسئوليّت عالم، بيشتر از جاهل است.


«بعد الذى جائك من‏العلم»


5 - رابطه با اهل كتاب نبايد به قيمت صرف نظر كردن از اصول


تمام شود. جذب ديگران آرى، ولى عقب نشينى از اصول هرگز.


«لئن اتّبعت اهوائهم...»


6- پيروى از تمايلات و هوسهاى مردم، منجر به قطع الطاف الهى


 مى ‏شود. يا لطف خدا، يا هوسهاى مردم.


«ما لك من اللّه من ولىّ ولانصير»


+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر ۱۳۹۲ساعت 23:22  توسط محمد ضیغم تبار  | 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره 2: البقرة

وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ 


إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ الَّذِي 


جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ ﴿120﴾


و هرگز يهوديان و ترسايان از تو راضى نمى ‏شوند مگر آنكه 


از كيش آنان پيروى كنى بگو در حقيقت تنها هدايت‏ خداست 


كه هدايت [واقعى] است و چنانچه پس از آن علمى كه تو را 


حاصل شد باز از هوسهاى آنان پيروى كنى در برابر خدا سرور 


و ياورى نخواهى داشت (120)

شان نزول آیه

نقل شده كه يهود مدينه و نصاراى نجران انتظار داشتند كه پيامبر اسلام


(صلي الله عليه و آله) همواره در قبله با آنها موافقت كند، هنگامى كه 


خداوند قبله مسلمانان را از بيت المقدس به سوى كعبه گردانيد، آنها 


از پيامبر (صلي الله عليه و آله) مايوس شدند (و شايد در اين ميان بعضى


از طوائف مسلمانان‏ ايراد مى ‏كردند كه نبايد كارى كرد كه باعث رنجش


يهود و نصارى گردد). آيه فوق نازل شد و به پيامبر اعلام كرد كه اين


گروه از يهود و نصارى نه با هماهنگى در قبله و نه با چيز ديگر از تو راضى 


نخواهند شد، جز اينكه آئين آنها را دربست بپذيرى. بعضى ديگر نقل 


كرده‏ اند كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) اصرار فراوان داشت كه اين 


دو گروه را راضى كند، شايد اسلام را پذيرا گردند، آيه فوق نازل شد


و به پيامبر (صلي الله عليه و آله) اعلام كرد كه اين فكر را از سر بدر كن


، چرا كه آنها به هيچ قيمت راضى نخواهند شد جز آنکه از آئين آنها


پيروي کني.


+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر ۱۳۹۲ساعت 23:14  توسط محمد ضیغم تبار  | 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره 2: البقرة

 

إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلاَ تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ ﴿119﴾


ما تو را بحق فرستاديم تا بشارتگر و بيم‏دهنده باشى و [لى] درباره


دوزخيان از تو پرسشى نخواهد شد (119)


تفسیر نور
اى رسول گرامى! به توقّعات نابجاى كفّار توجّه نكن.


آنان هركدام توقّع دارند اوراق متعدّدى از آيات برايشان

نازل شود؛

«بل يريد كلّ امرء منهم ان يؤتى صحفاً منشّرةً» <412> 


در حالى كه ما ترا همراه منطق حقّ براى مردم فرستاده ‏ايم


تا از طريق بشارت وانذار، آنان را نسبت به سعادت خودشان 


آشنا كنى. اگر گروهى بهانه جويى كرده و از پذيرش حقّ 


سرباز زدند و توقّع داشتند كه بر آنان وحى نازل شود، تو 


مسئول دوزخِ آنان نيستى، تو فقط عهده‏دار بشارت و انذارى،


و مسئول نتيجه و قبول يا ردّ مردم نيستى.


بشارت و انذار، نشانه‏ى اختيار انسان است. در قرآن مكرر 


اين معنا آمده است كه آنچه بر خداوند است، فرستادن 


پيامبرى معصوم با منطق حقّ همراه با بشارت و انذار است.


حال مردم خودشان هستند كه آزادانه يا راه حقّ را 


مى ‏پذيرند و يا سرسختانه لجاجت مى ‏كنند.


1- در برابر هر تضعيف روحيّه ‏اى از طرف دشمن، نياز


به تقويت و تسليت و تسكين روحى از طرف خدا است. 


«ارسلناك بالحقّ» (در آيه قبل بهانه‏هاى كفّار نقل شد،


در اين آيه پيامبر صلى الله عليه وآله با كلمه «بالحقّ» تأييد وتقويت مى ‏شود.)


2- بشارت وتهديد، همچون دو كفّه ترازو بايد در حال


تعادل باشد، وگرنه موجب غرور يا يأس مى‏شود. «بشيراً ونذيراً»





 







+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر ۱۳۹۲ساعت 23:2  توسط محمد ضیغم تبار  | 











+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر ۱۳۹۲ساعت 22:7  توسط محمد ضیغم تبار  | 


 آیا خوردن گوشت حیوانی که بدون


ذبح و خود بخود مرده ؛حلال است؟

جــــــــــــواب : گوشت حیوانی که

مردار شده یعنی خود به خود و

بدون ذبح شرعی مرده است حرام

است ،

خدا متعال می فرماید:

 إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ


الْخِنزِیرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللّهِ فَمَنِ


اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلا إِثْمَ


 عَلَیْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿173﴾(سوره بقره)


همانا (الله) مردار و خون و گوشت


‏خوک و آنچه را که (هنگام سر بریدن)


نام غیر الله بر آن گرفته شده را بر شما


حرام گردانیده است (ولى) کسى که ناچار


و مجبورشود در صورتى که ستمگر و


متجاوز نباشد

بر او (در خوردن ازاین حرام های مذکور )


گناهى نیست زیرا الله بسیار آمرزنده و بی نهایت


مهربان است

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر ۱۳۹۲ساعت 14:40  توسط محمد ضیغم تبار  | 

هدف از بعثت پیامبر بزرگوار اسلام


صلی الله علیه و آله وسلم چه بوده است؟


خدامتعال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم


را فرستاده تا به بنی نوع بشر قرآن تلاوت کند


و آنها را از گناهان و شرکها پاک نموده و به


آنها قرآن و سنت بیاموزد و به آنها احکامی


که نمی دانند یاد بدهد، به این گفته الله مهربان


توجه فرمایید:


کَمَا أَرْسَلْنَا فِیکُمْ رَسُولًا مِّنکُمْ یَتْلُو عَلَیْکُمْ آیَاتِنَا


وَیُزَکِّیکُمْ وَیُعَلِّمُکُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَیُعَلِّمُکُم


مَّا لَمْ تَکُونُواْ تَعْلَمُونَ ﴿151﴾ (سوره بقره)


 همان طور که ما (به شما احسان نموده و) در میان


شما پیامبری از خودتان فرستادیم (و او) آیات ما را


 بر شمامى ‏خواند و شما را


(از شرک و دیگر گناهان)


پاک مى‏ گرداند و به شما قرآن وسنّت مى ‏آموزد


  و آنچه را که نمى ‏دانستید به شما یاد مى ‏دهد .




 



+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر ۱۳۹۲ساعت 14:24  توسط محمد ضیغم تبار  | 

آیا دشمنی با هریک از پیامبران الهی کفر است؟ 

 ایمان به تمام پیامبران الهی واجب است

ودشمنی با هر یک از آنها کفر است،

زیراخدا متعال می فرماید:

مَن کَانَ عَدُوًّا لِّلّهِ وَمَلآئِکَتِهِ وَرُسُلِهِ وَ


جِبْرِیلَ وَمِیکَالَ فَإِنَّ اللّهَ عَدُوٌّ



لِّلْکَافِرِینَ ﴿98﴾(سوره بقره)


یعنی : هر که دشمن الله و فرشتگان و


پیامبران او و جبرئیل و میکائیل باشد


(او کافراست و این را بداند که)


یقینا الله تنها دشمن کافران است .

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر ۱۳۹۲ساعت 14:15  توسط محمد ضیغم تبار  | 

 

 بله دشمنی و عداوت با فرشتگان کفر است،

خدا متعالی  می فرماید:

مَن کَانَ عَدُوًّا لِّلّهِ وَمَلآئِکَتِهِ وَرُسُلِهِ وَجِبْرِیلَ


وَمِیکَالَ فَإِنَّ اللّهَ عَدُوٌّ لِّلْکَافِرِینَ ﴿98﴾(سوره بقره)


یعنی : هر که دشمن الله و فرشتگان


و پیامبران او و جبرئیل و میکائیل


باشد (او کافراست و این را بداند که)


یقینا خدا تنها دشمن کافران است .

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر ۱۳۹۲ساعت 14:6  توسط محمد ضیغم تبار  | 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره 2: البقرة

وَلِلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿115﴾

و مشرق و مغرب از آن خداست پس به هر سو رو كنيد آنجا روى [به]

خداست آرى خدا گشايشگر داناست (115)


شان نزول آیه

در شان نزول آيه روايات مختلفى نقل شده است: ابن عباس

مى ‏گويد: اين آيه مربوط به تغيير قبله است، هنگامى كه

قبله مسلمانان از بيت المقدس به كعبه تغيير يافت، يهود در مقام

انكار بر آمدند و به مسلمانان ايراد گرفتند كه مگر مى‏شود قبله

را تغيير داد؟ آيه نازل شد و به آنها پاسخ داد كه شرق و غرب

جهان از آن خدا است. در روايت ديگرى مى ‏خوانيم: كه اين آيه

در مورد نماز مستحبى نازل شده است كه هرگاه انسان سوار

بر مركب باشد به هر سو كه برود (هر چند پشت به قبله باشد)،

مى ‏تواند نماز مستحبى بخواند. بعضى ديگر از "جابر" نقل كرده ‏اند

كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) گروهى از مسلمانان را به يكى از

ميدانهاى جنگ فرستاد، شب هنگام كه تاريكى همه جا را فرا گرفت،

نتوانستند قبله را بشناسند و هر گروهى به سويى نماز خواندند،

هنگام طلوع آفتاب ديدند همگى به غير جانب قبله نماز گذارده اند،

از پيامبر (صلي الله عليه و آله) سؤال كردند، آيه فوق نازل شد و

به آنها اعلام كرد كه نمازهايشان در چنين حالتى صحيح بود

(البته اين حكم شرائطى دارد كه در كتب فقهى آمده است).

هيچ مانعى ندارد كه همه شان نزولهاى فوق براى آيه ثابت باشد.



تفسیر نور
يهود بعد از تغيير قبله‏ ى مسلمانان از بيت‏ المقدّس به كعبه،

ايجاد سؤال و يا القاء شبهه مى‏كردند كه به چه دليلى قبله

تغيير يافته است. هرچند در آيات قبل <402> به اجمال و

سربسته، خداوند پاسخ اينگونه اعتراضات را بيان فرمود، ولى

اين آيه نيز بر اين حقيقت تكيه مى‏كند كه مشرق و مغرب از آن

خداست و به هرسو رو كنيد، خدا آنجاست. اگر كعبه نيز به عنوان

قبله قرار داده شده است، براى تجلّى وحدت مسلمانان و تجديد

خاطرات ايثارگرى و شرك ستيزى ابراهيم عليه السلام است.

و بدين خاطر داراى قداست و احترام مى ‏باشد.

چنانكه در رساله‏هاى احكام مراجع آمده است، در نمازهاى

مستحبى، قبله شرط نيست و حتّى مى‏توان در حال راه رفتن

يا سواره بجا آورد. برخى روايات نيز در ذيل اين آيه، به

اين مطلب اشاره نموده‏اند. <403>

اگر به فرموده آيه‏ى قبل، گروهى در خرابى مسجد تلاش

كردند، شما از پاى ننشينيد كه توجّه به خدا در انحصار

جهتى خاصّ نيست.

جهت قبله به شرق يا غرب باشد، موضوعى تربيتى

و سياسى است، اصل و مقصود، ياد خدا و ارتباط با او

مى ‏باشد. قرآن در ستايش گروهى از بندگان

مى ‏فرمايد: «يذكرون اللّه قياماً و قعوداً و على جنوبهم»

<404> آنان خدارا به حال ايستاده و نشسته و خوابيده ياد

مى ‏كنند. و يا در پاسخ هياهويى كه براى تغيير قبله درست شد،

مى ‏فرمايد: «ليس البر ان تولّوا وجوهكم قِبل المشرق والمغرب

ولكنّ البرّ من آمن باللّه» <405> يعنى: اى مردم! نيكى اين

نيست كه رو به سوى شرق يا غرب در حال عبادت بكنيد،

بلكه نيكى در ايمان واقعى شما به خدا و انجام كارهاى

خداپسندانه است.

هرچند در آيه قبل، از بزرگترين ظلم يعنى تخريب مساجد

يا منع از مساجد، سخن به ميان آمد و يا اينكه در جاى ديگر

مى ‏فرمايد: اگر جهاد نبود صوامع و بيع و مساجد ويران

مى ‏شدند. <406> ولى آيه بشارت به اين است كه مبادا مأيوس

شويد و يا احساس نااميدى و بى‏پناهى بكنيد، تمام جهان، محل

عبادت و همه جاى هستى قبله‏ گاه است.

1- هركارى كه به فرمان خداوند بوده و رنگ الهى داشته باشد،

وجه ‏اللَّه و عبادت است. «اينما تولّوا فثَمّ وجه اللَّه»

2- خداوند در همه جا حاضر و بر هر چيز ناظر است.

«انّ اللَّه واسع عليم»

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۲ساعت 23:7  توسط محمد ضیغم تبار  | 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره 2: البقرة

أَمْ تُرِيدُونَ أَن تَسْأَلُواْ رَسُولَكُمْ كَمَا سُئِلَ مُوسَى مِن قَبْلُ


وَمَن يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالإِيمَانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِيلِ ﴿108﴾



آيا مى ‏خواهيد از پيامبر خود همان را بخواهيد كه قبلا از موسى

خواسته شد و هر كس كفر را با ايمان عوض كند مسلما از راه

درست گمراه شده است (108)


شان نزول آیه


از ابن عباس نقل شده كه"وهب بن زيد" و" رافع بن حرمله"

نزد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) آمدند و گفتند: از سوى

خدا نام ه‏اى به عنوان ما بياور تا آن را قرائت كنيم و سپس ايمان

بياوريم! و يا نهرهايى براى ما جارى فرما تا از تو پيروى كنيم!.

بعضى ديگر گفته ‏اند: گروهى از عرب از پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)

همان تقاضايى را كردند كه يهود از موسى داشتند، گفتند، خدا

را آشكارا به ما نشان ده تا با چشم خود ببينيم و ايمان بياوريم!

بعضى ديگر نوشته‏ اند كه آنها از پيامبر (صلي الله عليه و آله) تقاضا كردند

براى آنان بتى از درخت مخصوص "ذات انواط" قرار دهد تا آن را

پرستش كنند، همانگونه كه جاهلان بنى اسرائيل به موسى

گفتند: "اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلهة" براى ما بتى قرار ده همانگونه

كه بت پرستان دارند! آيه فوق نازل شد و به آنها پاسخ گفت.


تفسیر نور
با توجّه به خود آيه و آنچه از شأن نزول‏ها برمى ‏آيد، برخى از مسلمانان

ضعيف‏ الايمان و بعضى از مشركان، از پيامبر صلى الله عليه وآله تقاضاهاى

نامربوط و غير منطقى داشتند، مثلاً تقاضا مى‏كردند براى ما نامه‏ اى از

سوى خداوند بياور! و يا نهرهايى را براى ما جارى ساز. و برخى ديگر

همانند بنى‏ اسرائيل مى‏ گفتند: خداوند را آشكارا به ما نشان بده تا

با چشم او را ببينيم و به او ايمان بياوريم!

آوردن معجزه و اتمام حجّت، براى صدق دعوت پيامبر لازم است،

ولى انجام دادن هر درخواستى، طبق هوس و ميل هر فردى كه

از راه مى ‏رسد، درست نيست. يك مهندس يا نقاش براى اثبات مهارت

خويش، چند نمونه كار ارائه مى‏دهد، ولى ضرورت ندارد براى هر كسى

خانه‏ اى بسازد يا تابلويى بكشد!

بازگويى مشكلات و تاريخ انبيا، براى دلدارى دادن به پيامبر اسلام

صلى الله عليه وآله است، كه اگر افرادى از تو سؤال و درخواست

نامعقول دارند، از انبياى پيشين نيز از همين قبيل درخواست‏ها مى ‏كردند.

1- از سؤالات ودرخواست‏هاى بى ‏جا بپرهيزيد كه گاهى زمينه‏ ساز كفر است.

«ام تريدون ان تسئلوا... و من يتبدل الكفر»

2- خطراتى كه پيروان ديگر اديان را تهديد كرده، مسلمانان را نيز تهديد

مى ‏كند. «تسئلوا رسولكم كما سئل موسى»

3- از عاقبت و سرانجام ديگران، عبرت بگيريد. «كما سئل موسى»

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۲ساعت 22:51  توسط محمد ضیغم تبار  | 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره 2: البقرة

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقُولُواْ رَاعِنَا وَقُولُواْ انظُرْنَا

وَاسْمَعُوا ْوَلِلكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ 104﴾

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد نگوييد راعنا و بگوييد

انظرنا و [اين توصيه را] بشنويد و [گر نه] كافران را عذابى

دردناك است (104)

تفسیر نور

برخى از مسلمانان براى اينكه سخنان پيامبر را خوب درك

كنند، درخواست مى‏كردند كه آن حضرت با تأنّى و رعايت

حال آنان سخن بگويد. اين تقاضا را با كلمه «راعنا»

مى ‏گفتند. يعنى مراعاتمان كن. ولى چون اين تعبير در

عرف يهود، نوعى دشنام تلقى مى‏شد، آيه نازل شد

كه بجاى «راعنا» بگوييد: «انظرنا» تا دشمن سوء استفاده نكند.

اين اوّلين آيه از آغاز قرآن است كه با خطاب: «يا ايّها الّذين آمنوا»

شروع مى ‏شود. و از اين به بعد بيش از هشتاد مورد وجود دارد

كه با همين خطاب آمده است.1- توجّه به انعكاس حرف‏ ها داشته

باشيد. «لا تقولوا راعنا...» ممكن است افرادى با حسن نيّت سخن

بگويند، ولى بايد بازتاب آنرا نيز در نظر داشته باشند.

2- دشمن، تمام حركات وحتّى كلمات ما را زير نظر دارد واز هر

فرصتى كه بتواند مى‏خواهد بهره برده وضربه بزند. «لا تقولوا راعنا...»

3- اسلام، به انتخاب واژه‏هاى مناسب، بيان سنجيده ونحوه‏ ى طرح

و ارائه مطلب توجّه دارد. «وقولوا انظرنا» 4- بايد در سخن گفتن با

بزرگان ومعلّم، ادب در گفتار رعايت شود. «لا تقولوا راعنا و قولوا...»

5 - اگر ديگران را سفارش به مراعات ادب مى ‏كنيم، بايد ابتدا

خودمان در سخن با مردم، رعايت ادب را بكنيم. «يا ايها الذين آمنوا»

خطاب محترمانه است. 6- اگر از چيزى نهى مى‏شود، بايد جايگزين

مناسب آن معرّفى شود.«لاتقولوا راعنا وقولوا انظرنا»

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۲ساعت 22:30  توسط محمد ضیغم تبار  | 




+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۲ساعت 22:2  توسط محمد ضیغم تبار  | 


شهادت یعنی قطره،قطره،تا خدا...

 

 

 

          شهادت داستان زندگی کسانی است که دانستند دنیا جای ماندن نیست...

 

          شهید یعنی استخوان و یک پلاک

 

          سالها تنهای تنها زیر خاک

 

        ما هنوز شهادتی بی درد میخواهیم،غافل از این که شهادت را جز به اهل  درد نمی دهند...

 

      در عجبم از گمنامیت،که من خود را با نام تو پیدا می کنم ای شهید...

 

      شهادت تزریق خون به پیکر اجتماع است...

 

     شهید یعنی جان و زنده بودن ما...

 

    شهادت یعنی رفتن بهترین ها برای دفاع از ...

 

 

   شهادت یعنی صلابت،شجاعت،استقامت...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۲ساعت 21:47  توسط محمد ضیغم تبار  | 


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۲ساعت 0:10  توسط محمد ضیغم تبار  | 


مناظره علامه امینی با عالم سنی

علامه امینی (ره) (عالم بزرگ معاصر، صاحب كتاب ارزشمند الغدیر) در یكی از سفرها در مجلسی شركت كرد، یكی از علمای اهل تسنّن به او گفت: «شما شیعیان در مورد حضرت علی ـ علیه السّلام ـ غلو و زیاده‌روی می‌كنید، مثلا او را با لقب «یَدُالله»، «عَیْنُ الله» (دست خدا، چشم خدا) و... می‌خوانید، توصیف صحابه، تا این حد، نادرست است.»

علاّمه بی‌درنگ جواب داد: «اگر عمر بن خطاب، علی ـ علیه السّلام ـ را با چنین القابی خوانده باشد، چه می‌گویید؟» او گفت: سخن عمر برای ما حجت است. علامه امینی در همان مجلس، یكی از كتاب‌های اصیل اهل تسنّن را طلبید، آن كتاب را حاضر كردند، علامه آن را ورق زد، صفحه‌ای از آن را گشود كه در آن صفحه این حدیث آمده بود:

«مردی به طواف كعبه اشتغال داشت، در همانجا به زن نامحرمی، نگاه نامشروع كرد، حضرت علی ـ علیه السّلام ـ او را در آن حال دید، با دست، ضربه به صورت او زد و به این ترتیب او را مجازات كرد.

او در حالی كه دستش را بر صورتش نهاده بود و بسیار ناراحت بود، به عنوان شكایت از علی ـ علیه السّلام ـ، نزد عمر بن خطاب آمد، و ماجرا را گفت.

عمر در پاسخ او گفت: قد رای عین الله و ضرب یدالله: «همانا چشم خدا دید و دست خدا زد.»

كنایه از اینكه: چشم علی ـ علیه السّلام ـ آنچه می‌بیند خطا نمی‌كند، زیرا چشم او چشمی است كه آمیخته با اعتقاد به خدا است و چنین چشمی، اشتباه نمی‌كند، و دست علی ـ علیه السّلام ـ نیز جز در راه رضای خدا حركت نمی‌نماید.

سؤال كننده وقتی كه این حدیث را دید مطلب را دریافت، و قانع شد.

توضیح اینكه: اینگونه تعبیرات، شبیه جمله «روح الله» برای حضرت مسیح ـ علیه السّلام ـ است، كه به منظور «اضافه تشریفی» گفته می‌شود، نه اینكه منظور، آن باشد كه خدا، روح یا دست و چشم دارد.
--------------------------------------
منبع:

محمّد محمّدی اشتهاردی-یكصد و یك مناظره، ، ص197

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۲ساعت 0:6  توسط محمد ضیغم تبار  | 

وهابیت ،زاده شیطان


دین برتر اعلام شد!!!
=============
برخی از عقاید مضحک وهابیت :

خدا جسم دارد، فردای قیامت با ملائکه در صحنه محشر حاضر می شود و همه او را با چشم سر می بینند. خدا در عالم بالا بر روی تختی نشسته و همه عالم خاکی را تحت نظر د

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۲ساعت 0:3  توسط محمد ضیغم تبار  | 

حقانیت حضرت علی (ع) از زبان اهل سنت +منبع

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۲ساعت 0:1  توسط محمد ضیغم تبار  | 


حقانیت امیرالمومنین(علیه السلام) از زبان عالم اهل سنت ابن حجرمکی:
ابن حجر مکی به نقل از رسول خدا (ص):

یاعلی خداوند غفران خود را نازل میکند بر تو و ذریه تو و بر فرزندانت و بر اهلت و بر شیعیانت و بر محبین شیعیانت.
صواعق المحروقه .ص 96

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۲ساعت 23:59  توسط محمد ضیغم تبار  | 

حدیثی از مولای متقیان حضرت علی (علیه السلام):

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۲ساعت 23:56  توسط محمد ضیغم تبار  | 


حدیث حضرت علی (ع) درباب بندگی خداوند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۲ساعت 23:54  توسط محمد ضیغم تبار  | 
اثبات آسمانی بودن قرآن کریم از آیات

وَ إِنْ کُنْتُمْ فی‏ رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ23فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتی‏ وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکافِرینَ24

ترجمه فارسی:

و اگر در باره آنچه بر بنده خود [ پیامبر ] نازل کرده ایم شک و تردید دارید ، ( دست کم ) یک سوره همانند آن بیاورید و گواهان خود را- غیر خدا- برای این کار ، فرا خوانید اگر راست می گویید! 23

پس اگر چنین نکنید- که هرگز نخواهید کرد- از آتشی بترسید که هیزم آن ، بدنهای مردم ( گنهکار ) و سنگها [ بتها ] است ، و برای کافران ، آماده شده است! 24


 » تفسیر المیزان  
23)
(وان کنتم فی ریب ممانزلناعلی عبدنا):(پس اگر شما درباره آنچه ما به بنده خویش نازل کرده ایم درشک و ریب هستید)،(فاتوابسوره من مثله ):(پس بیاورید یک سوره مانند آن )، این امر تعجیزی است برای اظهار اعجاز قرآن تابفهماند هیچ کس نمی تواند نظیر این قرآن را بیاورد،درحالیکه قرآن ازجانب خدابر مردی امی نازل شده است ،(وادعواشهداءکم من دون الله ان کنتم صادقین ):(پس دعوت کنید ازشاهدان خود(غیرازخداوند)اگر راست می گویید)،این تحدی ومبارزه طلبی درقرآن بارها عنوان شده است و تاهم اکنون هم اهل فصاحت وبلاغت ازکفار عرب نتوانسته اند حتی آیه ای به مانند آیات قرآن تدوین کنند وقرآن بواسطه علم و آگاهی دادن ازغیب و به جهت عدم وقوع خلاف و تفاوت درآن و به جهت بلاغت و فصاحت و جهات متعدد دیگر به درجه ای ازمبارزه طلبی صعود کرده است که شهادت منکران را نیز می پذیرد

24) (فان لم تفعلوا ولن تفعلوا فاتقوا النار التی وقودها الناس والحجاره اعدت للکافرین ):(پس اگر انجام ندادید و هرگز هم نمی توانید انجام دهید، دراین صورت از آتشی که هیزم آن مردم و سنگها هستند بپرهیزید)،بعدازتحدی ومبارزه طلبی و ثابت شدن عدم قدرت آنها برنظیر آوردن برای قرآن به تحقیق برحذر می دارد خداوند بندگانش را به وجوب ترسیدن و پرهیز ازآتش جهنم ،آتشی که انسان هیزم آنست و به همین آتش سوزانده می شود، لذا او به آتشی معذب می شود که خودش هیزم آنست و اما سنگ پس منظور بت هایی هستندکه کافران آنها را می پرستیده اند که همانا آماده شده است برای کافران ، پس آنها وآنچه ازغیر خدا پرستیده اند همه هیزم جهنم هستند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۲ساعت 23:52  توسط محمد ضیغم تبار  | 

سخنی از سید شهیدان اهل قلم شهید سید مرتضی آوینی:

دیندار آنست که در کشاکش بلا دیندار بماند وگرنه ،در راحت فراغت و صلح چه بسیارند اهل دین!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۲ساعت 23:50  توسط محمد ضیغم تبار  | 

محل هایی که شیطان حتما حضور دارد:

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۲ساعت 23:47  توسط محمد ضیغم تبار  | 


احادیثی که درباره قدرت نمایی و شجاعت و معجزات و مناقب علی (ع) در روز خیبر روایت شده بی شمار است. ابن اسحاق سیره نویس و مورخ قدیم اسلام حدیث ذیل را از سلمة بن عمر و الاکوع صحابی رسول الله (ص) روایت کرده است:

 «پیغمبر رایت خویش را به ابوبکر صدیق داد و او را به یکی از قلاع خیبر فرستاد. او برفت و منتهای کوشش را به کار برد اما توفیقی به دست نیاورد و فتح ناکرده بازگشت. روز دیگر عمر بن الخطاب را فرستاد. او هم برفت و جهد بسیار کرد اما کاری از پیش نبرد و برگشت. آن گاه رسول الله (ص) فرمود: «لاعطین الرایة غدا رجلا یحب الله و رسوله (و یحبه الله و رسوله) یفتح الله علی یدیه لیس بفرار، همانا فردا این رایت را به مردی خواهم داد که خدای و رسول او را دوست دارد (در بعض روایات : و خدا و رسول او هم او را دوست دارند) خدا خیبر را به دست او می گشاید. او هرگز نمی گریزد پس علی رضوان الله علیه را بخواند و او به درد چشم مبتلی بود پس رشحه ای از آب دهان در چشم او چکانید و گفت: «خذ هذه الرایة فامض بها حتی یفتح الله علیک» این رایت را بگیر و آن را با خود ببر تا خدای خیبر را بر تو بگشاید. علی با آن رایت از نزد رسول الله (ص) بیرون آمد. به سرعت می دوید و نفس می زد. ما هم در پی او رفتیم. تا این که رایت خود را در زیر دیوار قلعه بر کومه ای از سنگ نشاند. جهودی از فراز قلعه سر برآورد و گفت: تو کیستی؟ گفت: علی بن ابی طالب، جهود گفت: علوتم و ما انزل علی موسی سوگند به کتابی که بر موسی نازل شده غلبه کردید. سلمه گوید: علی از آن جنگ برنگشت تا خدا خیبر را به دست او نگشود» .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۲ساعت 23:38  توسط محمد ضیغم تبار  | 

نشانه های قرآن در دانمارک(خط مرزی آب شور و آب شیرین)

در شمالی ترین، شهر دانمارکی ها می توان یک نشانه قرآنی را دید. در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می توان در سجیه دید. جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم می پیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این پدیده زیبا بوجود می آید و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.

سورة مباركه الرحمن

مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (۱۹) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (۲۰) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ (۲۱) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (۲۲)

۱۹. دو دریا را به گونه ای روان كرد كه با هم برخورد كنند.۲۰. اما میان آن دو حد فاصلی است كه به هم تجاوز نمی کنند.۲۱. پس كدامین نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏ كنید؟ ۲۲. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏ شود.


سوره مباركه فرقان آیه ۵۳:


« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»

و اوست كسی كه دو دریا را موج زنان به سوی هم روان كرد این یكی شیرین و آن یكی شور و تلخ است ومیان آن دو حریمی استوار قرار داد.

سوره مباركه فاطر آیه ۱۲:

وَمَا یَسْتَوِی الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ فِیهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

این دو دریا یکسان نیستند: یکی آبش شیرین و گواراست و یکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می خورید، و از آنها چیزهایی برای آرایش تن خویش بیرون می کشید و می بینی که کشتی ها برای یافتن روزی و غنیمت، آب را می شکافند و پیش می روند، باشد که سپاسگزار باشید.

سوره مباركه نمل آیه ۶۱:

اَمَّنْ جَعَلَ الْاَرْضَ قَرَارًا وَ جَعَلَ خِلالَهَا اَنْهَارًا وَ جَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَ جَعَلَ بَینَ الْبَحْرَیْنِ حَاجِزًا ءَاِلهٌ مَعَ اللهِ بَلْ اَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ ﴿۶۱﴾

[آیا شریكانى كه مى ‏پندارند بهتر است‏] یا آن كس كه زمین را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پدید آورد و براى آن، كوه‏ها را [مانند لنگر] قرار داد، و میان دو دریا برزخى گذاشت؟ آیا معبودى با خداست؟ [نه،] بلكه بیشترشان نمى ‏دانند.


+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۲ساعت 23:32  توسط محمد ضیغم تبار  | 

هیچ کس با بخشیدن کوچک نمی شود؛


و گرنه خداوند اینقدر بزرگ نبود ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر ۱۳۹۲ساعت 14:36  توسط محمد ضیغم تبار  | 




آمده ام ای خدا ، جانا تو پناهم بده

عاشق فریاد دل ، ربا تو پیامم بده

سوگند به تو ای حرمت درماندگان

عاشق راهت شدم ، محبا راهم بده  . . .

####################

الهی

تو را میخوانم که بهترینها هستی

پس به بهترینهایم بهترینها را عطاکن . . .

####################

عشق اول ، عشق پاک اولیاست

عشق اول ، داده ایی از رب ماست

عشق اول ، روح او به جسم ماست

عشق اول ، یک دم از عشق خداست . . 

####################

خدایا بفهمانم که بی تو چه می شوم ، اما نشانم نده

مهربانا هم بفهمانم و هم نشانم بده که با تو چه خواهم شد . . .

####################

خوش به حال آنکه قلبش مال توست

حال و روزش هر نفس، احوال توست

خوش به حال آنکه چشمانش تویی

آرزوهایش همه آمال توست

آنکه دستش تا ابد در دست تو

کوچ او از غصه ها با بال توست

من خطاکارم خداوندا، ولی

دیدگانم تا ابد دنبال توست . . .


 www.jazzaab.ir | اس ام اس جملات زیبا با موضوع خداوند مهربان

دلم کـــــــــــمی خدا میخواد…
کمی سکـــــــــــوت…
کمی دل بریدن میخواد…
کمی اشک…
کمی بهت…
کمی آغوش آسمانی
کمی دور شدن از این آدمها…!
کمی رسیدن به خدا…
.
.
.
همه را صدا زدم جز خدا . . .
هیچ کس جوابم را نداد جز خدا . . .
.
.
.
خدایا !
من چیزی نمیبینم
آینده پنهان است
ولی آسوده ام ،
چون تو را می بینم
و تو همه چیز را . . .
.
.


امروز كه جمعه هست مي ايي نه؟
یــا صاحب الزمان 
آقای مـن 
مــولای مـن 
از قـدیــم گفته انـد 
" خلایـــق هــرچه لایــق " بی راه نگـفـته انــد 
اقرار می کنیم هنوز لیاقت حضور در محضر شما را پیدا نکرده ایم 
که اگرغیر از این بود 
هم اینک در زمان ظهـور و در حضور شما به سرمی بردیم 
" از ماست که برماست " 
آری، ما مستحق بلای غیبتیـم ؛ 
سزاوار چنیـن سرنوشتی هستیم ؛ 
تــو را نخواســته ایم ؛ به بی امامی " عــادت " کـرده ایم ؛ 
هنــوز باورمان نــشــده 

تا نیایی گره از کـار بشر وا نــشــود

اللهم عجل لولیک الفرج

--------------------------------------------

جان مولا معصيت ديگر بس است
شيعيان !بس نيست غفلت هايمان؟
غربت و تنهايي مولايمان؟
ماعبيد و عبد دنيا گشته ايم
غافل از مهدي زهرا گشته ايم
من که دارم ادعاي شيعه گي
چه بگويم من به جز شرمندگي...
هيچ داري از دل مهدي خبر؟
گريه هاي هرشبش را تا سحر؟
اوکه ارباب تمام عالم است
من بميرم سر به زانوي غم است .

شيعيانّ! مهدي غريب و بي کس است

 بازهم شرمندگی،آقا جان شرمنده ایم



+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر ۱۳۹۲ساعت 14:33  توسط محمد ضیغم تبار  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر ۱۳۹۲ساعت 14:20  توسط محمد ضیغم تبار  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر ۱۳۹۲ساعت 14:17  توسط محمد ضیغم تبار  | 








+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر ۱۳۹۲ساعت 14:11  توسط محمد ضیغم تبار  |