1. در روز بيستم ماه مبارك رمضان سال چهلم هجرت كه آثار ارتحال بر آن حضرت ظاهر شد در اثر ضربت شمشير زهر آلود كه اشقى الاولين و الاخرين بر فرق سر مباركش وارد آورده بود، به فرزندش امام حسين (ع ) فرمود: شيعيانى كه بر در خانه اجتماع نموده اند اجازه دهيد بيايند مرا ببينند، وقتى آمدند اطراف بستر را گرفتند و آهسته به حال آن حضرت گريه مى نمودند.
    حضرت با كمال ضعف فرمودند: سلونى قبل ان تفقدونى ولكن خففوا مسآئلكم .
    (سئوال كنيد از من هر چه مى خواهيد قبل از آن كه مرا نيابيد و لكن سئوال هاى خود را سبك و مختصر كنيد).
    اصحاب هر يك سئوالى مى نمودند و جواب هايى مى شنيدند.
    از جمله سئول كنندگان صعصعة بن صوحان بود كه از رجال بزرگ شيعه و از خطباى معروف كوفه و از راويان عظيم الشاءن است كه علاوه بر علماى شيعه بزرگ از علماء اهل سنت حتى صاحبان صحاح روايت هاى او را از على (ع ) و ابن عباس نقل نموده اند.
    صعصعه كه مورد توثيق همه است و مردى عالم و فاضل كه از اصحاب على (ع ) بوده به حضرت عرض كرد: (اخبرنى انت افضل ام آدم ؟)
    مرا خبر دهيد شما افضل هستيد يا آدم ابوالبشر(ع )؟
    حضرت فرمودند: تزكية المرء لنفسه قبيح قبيح است كه مرد از خود تعريف و تزكيه نمايد و لكن از باب (و اما بنعمة ربك فحدث )(401) مى گويم (انا افضل من آدم ) من از آدم افضل هستم .
    عرض كرد: (ولم ذلك يا اميرالمؤ منين ) به چه دليل افضل از آدم هستى ؟
    حضرت بياناتى فرمود كه خلاصه اش اين است كه براى آدم (ع ) همه قسم وسايل رحمت و راحت و نعمت در بهشت فراهم بود، فقط از يك درخت گندم منع گرديد و او راضى نشد و از آن درخت نهى شده خورد و از بهشت و جوار رحمت حق خارج شد. ولى خداوند مرا از خوردن گندم منع ننمود من به ميل و اراده خود چون دنيا را قابل توجه نمى دانستم از گندم نخوردم .
    كنايه از آن كه كرامت و فضيلت شخص در نزد خدا به زهد و ورع و تقوى است هر كس اعراض او از دنيا و متاع دنيا بيشتر است ، قطعا قرب و منزلت او در نزد خدا بيشتر و منتهاى زهد اين است كه از حلال غير منهى اجتناب نمايد.
    عرض كرد: (انت افضل ام نوح ؟) شما افضل هستيد يا نوح (ع )؟
    فرمود: (قال انا افضل من نوح ) من از نوح برتر هستم .
    عرض كرد: (لم ذلك ) چرا افضل هستيد از نوح ؟
    فرمود: نوح قوم خود را به سوى خدا دعوت كرد، آنها اطاعت نكردند به علاوه اذيب و آزار بسيار به آن بزرگوار نمودند تا درباره آنها نفرين كرد، (رب لاتذر على الارض من الكافرين ديارا)(402)
    اما من بعد از خاتم الانبياء (ص ) با آن همه صدمات و اذيت هاى بسيار فراوانى كه از اين امت ديدم ابدا درباره آنها نفرين نكردم و كاملا صبر نمودم (چنانچه در ضمن خطبه معروف شقشقيه فرمود: (صبرت و فى العين قذى و فى الحلق شجى )(403)
    صبر نمودم در حالى كه در چشم من خاشاك و در گلويم من استخوان بود.
    كنايه از اينكه نزديك ترين مردم خدا كسى است كه صبرش بر بلا بيشتر باشد.
    عرض كرد: (انت افضل ام ابراهيم ؟) شما افضل هستيد يا ابراهيم (ع )؟
    فرمود: (قال : انا افضل من ابراهيم ) من افضل از ابراهيم هستم . ابراهيم عرض كرد: (رب ارنى كيف تحيى الموتى قال : اولم تؤ من قال بلى ولكن ليطمئن قلبى الاية )(404)
    ولى ايمان به جايى رسيده كه گفتم : (لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا) اگر پرده ها بالا رود و كشف حجب گردد يقين من زياد نخواهد شد.
    كنايه از آن كه علو درجه شخص به مقام يقين او مى باشد كه واجد مقام حق اليقين شود.
    عرض كرد، (انت افضل ام موسى ؟) شما افضل هستيد يا موسى (ع )؟
    فرمود: (قال : انا افضل من موسى ) من افضل هستم .
    عرض كرد: به چه دليل شما افضل از موسى هستيد؟
    فرمود: وقتى خداوند موسى را ماءمور به دعوت فرعون كرد كه او به مصر برود، عرض كرد: (قال رب انى قتلت منهم نفسا فاخاف ان يقتلون . واخى هارون هو افصح منى لسانا فارسله معى ردا يصدقنى اخاف ان يكذبون .)(405)
    موسى گفت : اى خدا من از فرعونيان يك نفر را كشته ام و مى ترسم كه (به خون خواهى و كينه ديرينه ) مرا به قتل برسانند، و با اين حال اگر از رسالت ناگزيرم هارون را نيز كه ناطقه اش فصيح تر از من است با من شريك در كار رسالت فرما تا مرا تصديق كند كه مى ترسم اين فرعونيان سخت تكذيب رسالتم كنند.
    اما من وقتى رسول اكرم (ص ) از جانب خدا ماءمورم كرد كه بروم در مكه معظمه بالاى بام كعبه آيات اول سوره برائت را بر كفار قريش قرائت نمايم . با آن كه كمتر كسى بود كه برادر يا پدر يا عمو يا دايى يا يكى از اقارب و خويشانش به دست من كشته نشده باشند مع ذلك ابدا نترسيدم ، اطاعت نموده تنها رفتم ماءموريت خود را انجام دادم آيات سوره برائت را برخواندم و مراجعت نمودم .
    كنايه از آن كه فضيلت شخص با توكل به خداست هر كس توكلش بيشتر است فضيلتش بالاتر مى باشد موسى (ع ) به برادرش اتكاء و اعتماد نمود ولى اميرالمؤ منين (ع ) توكل كامل به خدا و اعتماد به كرم و لطف عميم ذات ذوالجلال حق نمود.
    (قال : انت افضل ام عيسى ؟ قال انا افضل من عيسى قال لم ذلك ).
    عرض كرد: شما افضل هستيد يا عيسى (ع )؟
    فرمود: من افضل از عيسى هستم .
    عرض كرد: چرا شما برتر هستيد؟
    فرمود: پس از آن مريم (س ) به واسطه دميدن جبرييل در گريبان او، به قدرت خدا حامله شد همين كه موقع وضع حمل رسيد وحى شد به مريم كه :
    اخرجى عن البيت فاءن هذه بيت العبادة لابيت الولادة .
    از خانه بيت المقدس بيرون شو زيرا كه اين خانه محل عبادت است ، نه زايشگاه و محل ولادت و زاييدن فلذا از بيت المقدس رفت در ميان صحرا پاى نخله خشكيده عيسى به دنيا آمد.
    اما من وقتى مادرم فاطمه بنت اسد را درد زاييدن گرفت در حالتى كه وسط مسجدالحرام بود به مستجار كعبه متمسك گرديده و عرض كرد: الهى به حق اين خانه و به حق آن كسى كه اين خانه بنا كرده درد زاييدن را بر من آسان گردان . همان ساعت ديوار خانه شكافته شد، مادرم فاطمه را با نداى غيبى ، دعوت به داخل خانه نمودند كه : (يا فاطمة ادخلى البيت )
    فاطمه ، مادرم وارد شد و من در همان خانه كعبه به دنيا آمدم .
    اين قضيه اشاره دارد به آن كه مرتبه اول شرف مرد به حسب و نسب طاهريت مولد است هر كه روح و نفس و جسد او پاكيزه باشد او افضل است .
    (از اين امر پروردگار به فاطمه بنت اسد در دخول كعبه معظمه و نهى از مريم (س ) از وضع حمل در بيت المقدس با توجه به شرافت مكه معظمه بر بيت المقدس شرافت فاطمه (س ) بر مريم و شرافت على (ع ) بر عيسى (ع ) معلوم مى شود


    .............
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مهر ۱۳۹۰ساعت 0:3  توسط محمد ضیغم تبار  | 
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ



وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ



أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَيْهِ



فَلَن يَضُرَّ اللّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللّهُ الشَّاكِرِينَ ﴿144﴾ سوره 3: آل عمران




و محمد جز فرستاده‏اى كه پيش از او [هم] پيامبرانى [آمده و] گذشتند



نيست آيا اگر او بميرد يا كشته شود از عقيده خود برمى‏گرديد و هر كس



از عقيده خود بازگردد هرگز هيچ زيانى به خدا نمى‏رساند و به زودى خداوند



سپاسگزاران را پاداش مى‏دهد (144)




فی خطبه الغدیر قال النبی صلی الله علیه و اله : معاشر الناس


انذرکم انی رسول الله قد خلت من قبلی الرسل افان مت


او قتلت انقلبتم علی اعقابکم ومن ینقلب علی عقبیه فلن


یضر الله شیئا وسیجزی الله الشاکرین الا و ان علیا هو



الموصوف بالصبر و الشکر ثم من بعده ولدی من صلبه .




رسو لخدا صلی الله علیه و اله در خطبه غدیر فرمود : ای


مردم به شما هشدار می دهم که من رسول خدا هستم


و قبل از من رسو لانی در گذشته اند آیا اگر من بمیرم یا


کشته شوم عقبگرد میکنید و هرکس عقبگرد کند ضرری



بخدا نمیزند و خدا اهل شکر را پاداش خواهد داد آگاه باشید



که مسلما علی بن ابیطالب و فرزندان او موصوف به صبر و شکر هستند .


منبع : احتجاج- ج 1 ص 77



وفی العیاشی عن الباقر علیه الصلوه و السلام قال کان الناس اهل رده


بعد رسول الله صلی الله علیه و اله الا ثلثه قیل و من اثلثه قال المقداد


و ابوذر و سلمان الفارسی .


ااز امام باقر (ع) روایت شده که فرمود : مردم بعداز مرگ رسو ل الله



صلی الله علیه و الهاهل تردید و ارتداد شدند مگر سه نفر عرض کرد



آن سه نفر کدامند ؟

 

  1. فرمود : مقداد " اباذر " سلمان فارسی .


    منبع : عیاشی ج 1 ص 198
     
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۰ساعت 23:52  توسط محمد ضیغم تبار  | 


لَيْسَ لَكَ مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذَّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظَالِمُونَ ﴿128﴾



هيچ يك از اين كارها در اختيار تو نيست‏يا [خدا] بر آنان مى‏بخشايد يا



عذابشان مى‏كند زيرا آنان ستمكارند (128)




عن جابرالجعفی قال: قرات عند ابی جعفر (ع) قول الله لیس لک من الامرشیء


قال بلی والله ان له من الامر شیئا وشیئا ولیس حیث ذهبت و لکنی اخبرک ان


الله تبارک وتعالی لما امر نبیه علیه السلام ان یظهر ولایه علی فکر فی عداوه


قومه له ومعرفته بهم و ذلک الذی فضله الله به علیهم فی جمیع خصاله کان


اول من امن برسول الله صلی الله علیه واله و بمن ارسله وکان انصر الناس لله


و لرسوله و اقتلهم لعدوهما و اشدهم بغضا لمن خالفهما و فضل علمه الذی


لم یساوه احد و مناقبه التی لا تحصی شرفا فلما فکر النبی صلی الله علیه


واله فی عداوه قومه له فی هذه الخصال و حسد هم له علیها ضاق عن ذلک


(صدره ) فاخبر الله انه لیس له من هذا الامر شیی انما الامر فیه الی الله ان



یصیر علیا علیه السلام وصیه و ولی الامر بعده فهذا عنی الله و کیف لایکون



له من الامر شی .



جابر جعفی میگوید در نزد امام باقر علیه السلام این آیه را تلاوت کردم که

 

 
لیس لک من الامر شی از اینکار چیزی بدست تو نیست . امام باقر (ع) فرمود :


بلکه قسم بخدا برای پیامبر چیزها وجود داشت و اینطور نیست که تو خیال کرده ای .


اما من بتوخبر بدهم که( اصل موضوع از این قرار است ) پروردگار هنگامیکه پیامبر ش


را مامور اظهار و ابلاغ ولایت علی بن ابیطالب (ع)کرد رسول اکرم (ص)د رحیرت ماند


که با عداوت و دشمنی قومش با علی (ع) چه باید کرد زیرا فضائلی را که رسول الله

(ص) در علی (ع) سراغ داشت همه وهمه باعث طغیان و دشمنی وحسادت مردمش



میشد که آن فضائل عبارت بودند از اینکه علی ع اول کسی بود که ایمان به پیامبر و



رسالتش آورده بود علی ع بهترین یار خدا و رسول بود رزمنده ترین افراد با دشمنان



خدا و رسول و سرسخت ترین افراد با مخالفین و نیز علم او احد ی برابری نمیکرد



و در یک کلام مناقب او شمارش نداشت ای مسائل پیامبر را به فکر انداخته بود



و سینه اش را تنگ کرده بود در این موقع خداوند بوی خبر داد از اینکار چیزی بدست



تو نیست اینکار مربو ط بخداست که علی ع راوصی و ولی امر بعداز خودت نمائی .



آری اینست معنی آیه بنابر این چگونه برای پیامبر چیزی نبوده است.



منبع : احتجاج ج1ص 77

 

منبع : احتجاج ج1ص 77


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۰ساعت 23:43  توسط محمد ضیغم تبار  | 
سوره 3: آل عمران

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


إِذْ هَمَّت طَّآئِفَتَانِ مِنكُمْ أَن تَفْشَلاَ وَاللّهُ وَلِيُّهُمَا وَعَلَى اللّهِ



فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ سوره 3: آل عمران ﴿122﴾



آن هنگام كه دو گروه از شما بر آن شدند كه سستى ورزند



با آنكه خدا ياورشان بود و مؤمنان بايد تنها بر خدا توكل كنند (122)



عن ابی عبدالله(ع) فی ذکرغزوه احد:فلم یزل علی (ع)یقاتلهم



حتی اصابه فی راسه و وجهه ویدیه و بطنه و رجلیه سبعون جراحه .


کذا اورده علی بن ابراهیم فی تفسیره فقال جبرائیل ان هذه لهی


المواساه یا محمد فقال محمد انه منی و انا منه فقال جبرائیل وانا


منکما قال ابوعبد الله (ع)نظر رسول الله (ص)الی جبرئیل بین السماء


و الارض علی کرسی من ذهب و هو یقول



لاسیف الا دوالفقارو لافتی الا علی .




از امام صادق (ع)در ذکر غزوه احد چنین آمدهاست که فرمود: علی بن ابیطالب (ع)


همواره با مشرکان بجنگید تا هفتاد جراحت بسر وروی و شکم و دست و پایش رسید


علی بن ابراهیم در تفسیر خود چنین آورده:



جبرئیل به پیغمبر (ص) عرضه داشت یا رسول الله الحق این فداکاری علی (ع)


مواسات با تست . حضرت فرمود من از علیم و علی از منست .


جبرئیل گفت من نیز از شمایم .


حضرت صادق (ع) میفرماید : پیغمبر به جبرئیل نظر افکند که بر میان زمین



و آسمان بر کرسی ای نشسته و همی گوید لاسیف الا ذوالفقار و لا فتی الا علی



یعنی شمشیری نیست جز ذوالفقار و جوانمردی نیست جز علی (ع)



منبع : مجمع البیان ج 2ص 497
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۰ساعت 23:39  توسط محمد ضیغم تبار  | 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ



وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ .....


و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد ﴿103﴾ سوره 3: آل عمران


امام باقر (ع)روایت شده که پروردگار تبارک وتعالی میدانست که مردم بعد مرگ


رسول خدا (ص)متفرق می شوند و گرفتار اختلاف خواهند شد بنابر این آنها رامنع


کرد از تفرق و جدائی همانطور که پیشینیان رانهی فرمود و آنگاه امت را امر فرمود


که همگی بر ولایت آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین متحد شوند وتفرق را کنار بگذارند.


منبع : صافی ص 98
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۰ساعت 23:27  توسط محمد ضیغم تبار  | 
 

  سوره 1: الفاتحة


     بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


  به نام خداوند رحمتگر مهربان (1)


   اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ ﴿6﴾
  

  ما را به راه راست هدايت فرما (6)
 

  صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ ﴿7﴾

 
 راه آنان كه گرامى‏شان داشته‏اى نه [راه] مغضوبان و نه [راه] گمراهان (7)

 امام سجاد ع فرمود


 میان خدا وحجت او هیچکونه حجابی نیست و خدا از اومستوری ندارد  مائیم درهای (وجود) خداوند


  مائیم صرلط مسقیم  مائیم مخزن علم او  مائیم تفسیر کننده وحی او  مائیم ارکان توحیدومحل سز او.

  منبع :معانی الاخبار 35


حضرت محمدص فرمود:


  منظور کلام خدا صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ شیعان علی ع

 

 هستندکه نعمت ولایت علی بن ابیطالب ع  بآنها داده شده وبر آنها غضب نمی شود و گمراه نخواهند گشت.


 منبع :معانی الاخبارص36

 

 


                     سوره 3: آل عمران

 

   هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ

   فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ


   تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا


    يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ ﴿7﴾

 

اوست كسى كه اين كتاب [=قرآن] را بر تو فرو فرستاد پاره‏اى از آن آيات محكم


[=صريح و روشن] است آنها اساس كتابند و [پاره‏اى] ديگر متشابهاتند


 [كه تاويل‏پذيرند] اما كسانى كه در دلهايشان انحراف است براى فتنه‏جويى و طلب تاويل


 آن [به دلخواه خود] از متشابه آن پيروى مى‏كنند با آنكه تاويلش را جز خدا و ريشه‏داران


  در دانش كسى نمى‏داند [آنان كه] مى‏گويند ما بدان ايمان آورديم همه [چه محكم و چه متشابه]


  از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان كسى متذكر نمى‏شود (7)


امام صادق ع فرمود :


رلسخون در علم امام علی ع و امامان بعد از او صلوات الله علیهم اجمعین هستند

 

  منبع : اصول کافی ج 1ص 213

 

                               سوره 6: الأنعام

 


  وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُواْ بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴿97﴾

 


 و اوست كسى كه ستارگان را براى شما قرار داده تا به وسيله آنها در تاريكيهاى خشكى و

 

 دريا راه يابيد به يقين ما دلايل [خود] را براى گروهى كه مى‏دانند به روشنى بيان كرده‏ايم (97)

 

 از بغضی از رولیات که از طرق اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین وارد شده است استفاده میشود


 که آیه فوق تفسیر دیگری نیز دارد ومنظور از نجوم رهبران الهی وهادیان راه سعادت یعنی امامان


 هستند که مردم یه وسیله آنها در تاریکی ها ی زندگی از گمراهی نجات می یابند.


منبع : تفسیر نمونه ج 5ص 364

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۰ساعت 15:48  توسط محمد ضیغم تبار  | 
 

باتوجه به آیات قرآن مبین برخی از کارهای ابلیس عبارتنداز:

 

۱-دشمنی باانسان:

 

يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُواْ مِمَّا فِي الأَرْضِ حَلاَلًا طَيِّبًا وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ

 

الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿168﴾

 

اى مردم از آنچه در زمين است‏حلال و پاكيزه را بخوريد و از

 

 گامهاى شيطان پيروى مكنيد كه او دشمن آشكار

 

 شماست (168)

 

۲-الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاء وَاللّهُ

 

يَعِدُكُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلًا وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿268﴾

 

شيطان شما را از تهيدستى بيم مى‏دهد و شما

 

 را به زشتى وامى‏دارد؛ و(لى‏) خداوند از جانب خود

 

به شما وعده آمرزش و بخشش مى‏دهد، و خداوند

 

گشايشگر داناست‏. (268)

 

یکی دیگر از کارهای شیطان است که انسان را نسبت

 

 به آینده خویش بیمناک می*سازد و از این رهگذر مانع

 

 وی از انجام کارهای خیر می*شود. خداوند در قرآن

 

 مجید می*فرماید: «الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ؛ شیطان

 

 به تهیدستیتان وعده می*دهد». (بقره، 268)

 

و بدین وسیله شما را از کار مفید اجتماعی اخلاقی

 

 انفاق باز می*دارد.

 

۳-گمراهی و ذلت آفرینی برای بشر

 

لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءنِي وَكَانَ الشَّيْطَانُ

 

 لِلْإِنسَانِ خَذُولًا ﴿29﴾

 

او [بود كه] مرا به گمراهى كشانيد پس از آنكه قرآن

 

به من رسيده بود و شيطان همواره فروگذارنده

 

انسان است (29)

 

۳-خلف وعده

 

وَقَالَ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضِيَ الأَمْرُ إِنَّ اللّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ

 

 الْحَقِّ وَوَعَدتُّكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيْكُم مِّن

 

سُلْطَانٍ إِلاَّ أَن دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلاَ تَلُومُونِي

 

وَلُومُواْ أَنفُسَكُم مَّا أَنَاْ بِمُصْرِخِكُمْ وَمَا أَنتُمْ بِمُصْرِخِيَّ

 

 إِنِّي كَفَرْتُ بِمَآ أَشْرَكْتُمُونِ مِن قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِينَ

 

 لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿22﴾

 

و چون كار از كار گذشت [و داورى صورت گرفت]

 

شيطان مى‏گويد در حقيقت‏خدا به شما وعده داد

 

وعده راست و من به شما وعده دادم و با شما خلاف

 

 كردم و مرا بر شما هيچ تسلطى نبود جز اينكه شما

 

 را دعوت كردم و اجابتم نموديد پس مرا ملامت نكنيد

 

و خود را ملامت كنيد من فريادرس شما نيستم و شما

 

 هم فريادرس من نيستيد من به آنچه پيش از اين مرا

 

 [در كار خدا] شريك مى‏دانستيد كافرم آرى ستمكاران

 

عذابى پردرد خواهند داشت (22)

 

دادن وعده*های دروغ به انسان که اگر این

 

کار را بکنی، چنین و چنان می*شود که در

 

بعضی آیات از چنین وعده*ای سخن رفته است،

 

 مثل آیه: «یَعِدُهُمْ وَیُمَنِّیهِمْ وَمَا یَعِدُهُمُ الشَّیْطَانُ

 

إِلاَّ غُرُورًا؛ (شیطان) وعده*شان می*دهد و به

 

 آرزو کردن وادارشان می*کند و جز فریب، شیطان وعده*شان ندهد»

 

۵-تزئین و زیبا نمودن کارهای زشت

 

وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لاَ غَالِبَ لَكُمُ

 

الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّي جَارٌ لَّكُمْ فَلَمَّا تَرَاءتِ الْفِئَتَانِ

 

نَكَصَ عَلَى عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكُمْ إِنِّي أَرَى

 

 مَا لاَ تَرَوْنَ إِنِّيَ أَخَافُ اللّهَ وَاللّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿48﴾

 

و [ياد كن] هنگامى را كه شيطان اعمال آنان را برايشان

 

 بياراست و گفت امروز هيچ كس از مردم بر شما پيروز

 

نخواهد شد و من پناه شما هستم پس هنگامى كه

 

دو گروه يكديگر را ديدند [شيطان] به عقب برگشت و

 

 گفت من از شما بيزارم من چيزى را مى‏بينم كه شما

 

 نمى‏بينيد من از خدا بيمناكم و خدا سخت‏كيفر است (48)

 

شیطان کارهای زشت انسان را در نظر وی تزیین می*کند.

 

 آیات فراوانی موضوع تزیین شیطان را گوشزد کرده*اند؛

 

نظیر آیه: «تَاللّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَی أُمَمٍ مِّن قَبْلِکَ فَزَیَّنَ لَهُمُ

 

 الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِیُّهُمُ الْیَوْمَ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ؛

 

 به خدا قسم که (انبیا را) فرستادیم به سوی امت*هایی

 

پیش از تو، سپس شیطان کردار (بد) ایشان را در نظرشان

 

 زینت داد؛ پس او امروز دوستدارشان است و درگیر عذابی

 

 دردناکند». (نحل، 63) و آیه: «وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ

 

 فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِیلِ فَهُمْ لاَ یَهْتَدُونَ؛ و شیطان کردارشان را

 

 برایشان زینت داد، پس ایشان را از راه (خدا) بازداشت،

 

 پس آنان هدایت نیافتند». (نمل، 24)

 

 

۶-ایجادنسیان و فراموشی از ذکر خدا

 

اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُوْلَئِكَ حِزْبُ

 

الشَّيْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿19﴾

 

شيطان بر آنان چيره شده و خدا را از يادشان برده است

 

 آنان حزب شيطانند آگاه باش كه حزب شيطان همان

 

 زيانكارانند (19)

 

۷-ایجادکینه ودشمنی میان مرذم به واسطه باده و قمار

 

إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِي

 

 الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ

 

فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ ﴿91﴾

 

همانا شيطان مى‏خواهد با شراب و قمار ميان شما

 

دشمنى و كينه ايجاد كند و شما را از ياد خدا و از نماز

 

باز دارد پس آيا شما دست برمى‏داريد (91)

 

۸-راست جلوه دادن پندار خود برای مردم

 

وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقًا مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿20﴾

 

و قطعا شيطان گمان خود را در مورد آنها راست‏يافت و جز

 

گروهى از مؤمنان [بقيه] از او پيروى كردند (20)

 

۹-تعلیم سحر و جادو به مردم

 

وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا

 

 كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيْاطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ

 

 السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ

 

 وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ

 

 فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ

 

 وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَآرِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَ

 

يَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ

 

 اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْاْ

 

بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ ﴿102﴾

 

و آنچه را كه شيطان[صفت]ها در سلطنت‏سليمان

 

خوانده [و درس گرفته] بودند پيروى كردند و سليمان

 

كفر نورزيد ليكن آن شيطان[صفت]ها به كفر گراييدند

 

كه به مردم سحر مى‏آموختند و [نيز از] آنچه بر آن دو

 

فرشته هاروت و ماروت در بابل فرو فرستاده شده بود

 

[پيروى كردند] با اينكه آن دو [فرشته] هيچ كس را

 

تعليم [سحر] نمى‏كردند مگر آنكه [قبلا به او]

 

 مى‏گفتند ما [وسيله] آزمايشى [براى شما]

 

 هستيم پس زنهار كافر نشوى و[لى] آنها از آن

 

 دو [فرشته] چيزهايى مى‏آموختند كه به وسيله

 

 آن ميان مرد و همسرش جدايى بيفكنند هر چند

 

 بدون فرمان خدا نمى‏توانستند به وسيله آن به احدى

 

 زيان برسانند و [خلاصه] چيزى مى‏آموختند كه برايشان

 

زيان داشت و سودى بديشان نمى‏رسانيد و قطعا [يهوديان]

 

دريافته بودند كه هر كس خريدار اين [متاع] باشد در آخرت

 

بهره‏اى ندارد وه كه چه بد بود آنچه به جان خريدنداگر

 

 مى‏دانستند (102)

 

۱۰-تحرکه تبذیر و اسراف

 

إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا ﴿27﴾

 

چرا كه اسرافكاران برادران شيطانهايند و شيطان همواره نسبت

 

 به پروردگارش ناسپاس بوده است (27)

 

۱۱-عمده کار شیطان، وسوسه کردن انسان است

 

که در چند مورد از آیات قرآن سخن رفته است؛ نظیر

 

 آیه: «فَوَسْوَسَ إِلَیْهِ الشَّیْطَانُ قَالَ یَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّکَ

 

عَلَی شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْکٍ لاَّ یَبْلَی؛

 

 پس شیطان به او وسوسه کرد، گفت: ای آدم آیا

 

 تو را هدایت کنم به درخت ابدیت و قدرتی که

 

 کهنه نشود». (طه، 120)

 

و آیات سوره ناس که عمومی است و به

 

 همه انسان*ها مربوط می*شود:

 

«قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ … مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاس

 

 * الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاس؛ بگو پناه می*برم

 

 به پروردگار و صاحب اختیار آدمیان …. از شرِّ وسوسه

 

 شیطان که وسوسه می*کند در دل انسان».

 

منبع : قرآن مبین

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۰ساعت 21:41  توسط محمد ضیغم تبار  | 
 

  سوره 1: الفاتحة


     بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


  به نام خداوند رحمتگر مهربان (1)


   اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ ﴿6﴾
  

  ما را به راه راست هدايت فرما (6)
 

  صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ ﴿7﴾

 
 راه آنان كه گرامى‏شان داشته‏اى نه [راه] مغضوبان و نه [راه] گمراهان (7)

 امام سجاد ع فرمود


 میان خدا وحجت او هیچکونه حجابی نیست و خدا از اومستوری ندارد  مائیم درهای (وجود) خداوند


  مائیم صرلط مسقیم  مائیم مخزن علم او  مائیم تفسیر کننده وحی او  مائیم ارکان توحیدومحل سز او.

  منبع :معانی الاخبار 35


حضرت محمدص فرمود:


  منظور کلام خدا صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ شیعان علی ع

 

 هستندکه نعمت ولایت علی بن ابیطالب ع  بآنها داده شده وبر آنها غضب نمی شود و گمراه نخواهند گشت.


 منبع :معانی الاخبارص36

 

 


                     سوره 3: آل عمران

 

   هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ

   فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ


   تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا


    يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ ﴿7﴾

 

اوست كسى كه اين كتاب [=قرآن] را بر تو فرو فرستاد پاره‏اى از آن آيات محكم


[=صريح و روشن] است آنها اساس كتابند و [پاره‏اى] ديگر متشابهاتند


 [كه تاويل‏پذيرند] اما كسانى كه در دلهايشان انحراف است براى فتنه‏جويى و طلب تاويل


 آن [به دلخواه خود] از متشابه آن پيروى مى‏كنند با آنكه تاويلش را جز خدا و ريشه‏داران


  در دانش كسى نمى‏داند [آنان كه] مى‏گويند ما بدان ايمان آورديم همه [چه محكم و چه متشابه]


  از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان كسى متذكر نمى‏شود (7)


امام صادق ع فرمود :


رلسخون در علم امام علی ع و امامان بعد از او صلوات الله علیهم اجمعین هستند

 

  منبع : اصول کافی ج 1ص 213

 

                               سوره 6: الأنعام

 


  وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُواْ بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴿97﴾

 


 و اوست كسى كه ستارگان را براى شما قرار داده تا به وسيله آنها در تاريكيهاى خشكى و

 

 دريا راه يابيد به يقين ما دلايل [خود] را براى گروهى كه مى‏دانند به روشنى بيان كرده‏ايم (97)

 

 از بغضی از رولیات که از طرق اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین وارد شده است استفاده میشود


 که آیه فوق تفسیر دیگری نیز دارد ومنظور از نجوم رهبران الهی وهادیان راه سعادت یعنی امامان


 هستند که مردم یه وسیله آنها در تاریکی ها ی زندگی از گمراهی نجات می یابند.


منبع : تفسیر نمونه ج 5ص 364

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۰ساعت 15:50  توسط محمد ضیغم تبار  | 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 

   ابلیس یازده  بار در قرآن مجید به کار رفته است .

 

نه مورد آن مربوط به تکبر ابلیس سجده بر آدم می باشد

 

دومورد دیگر در سوره های شعراء و سباء میباشد

که مجموعا یازده مورد محسوب میگردداین یازده مورد عبارتند از:

 

 ۱-  وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى

 

وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿۳۴﴾  سوره  بقره

و چون فرشتگان را فرموديم براى آدم سجده كنيد پس بجز

 

ابليس كه سر باز زد و كبر ورزيد و از كافران شد [همه] به

 

سجده درافتادند (۳۴)

 

۲-وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلآئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ

 

 فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ ﴿۱۱﴾سوره۷ الأعراف

 

و در حقيقت‏شما را خلق كرديم سپس به صورتگرى شما

 

 پرداختيم آنگاه به فرشتگان گفتيم براى آدم سجده كنيد

 

پس [همه] سجده كردند جز ابليس كه از سجده‏كنندگان نبود (۱۱)

                      

۳-إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿۳۱ س حجر

 

جز ابليس كه خوددارى كرد از اينكه با سجده‏كنندگان باشد (۳۱)

 

۴-قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلاَّ تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿۳۲

 

فرمود اى ابليس تو را چه شده است كه با سجده‏كنندگان

 

 نيستى (۳۲) س حجر

 

۵-وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلآئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إَلاَّ إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ

 

لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا ﴿۶۱ س اسراء

 

و هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم براى آدم سجده كنيد پس

 

[همه] جز ابليس سجده كردند گفت آيا براى كسى كه از گل

 

 آفريدى سجده كنم (۶۱)

 

۶-وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ

 

 فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاء مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ

 

عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا ﴿۵۰ س کهف

 

و [ياد كن] هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم آدم را سجده كنيد

 

پس [همه] جز ابليس سجده كردند كه از [گروه] جن بود و از فرمان

 

 پروردگارش سرپيچيد آيا [با اين حال] او و نسلش را به جاى من

 

 دوستان خود مى‏گيريد و حال آنكه آنها دشمن شمايند و چه

 

بد جانشينانى براى ستمگرانند (۵۰)

 

۷-وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى ﴿۱۱۶﴾س طه 

 

و [ياد كن] هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم براى آدم سجده كنيد پس

 

جز ابليس كه سر باز زد [همه] سجده كردند (۱۱۶)

 

۸-فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿۷۳سوره ۳۸: ص

 

پس همه فرشتگان يكسره سجده كردند (۷۳)

 

إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنْ الْكَافِرِينَ ﴿۷۴

 

مگر ابليس [كه] تكبر نمود و از كافران شد (۷۴)

 

۹-قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ

 

أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْعَالِينَ ﴿۷۵﴾سوره۳۸:ص

 

فرمود اى ابليس چه چيز تو را مانع شد كه براى چيزى

 

كه به دستان قدرت خويش خلق كردم سجده آورى

 

آيا تكبر نمودى يا از [جمله] برترى‏جويانى (۷۵)

 

۱۰-وَجُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ ﴿۹۵ شعراء

 

و [نيز] همه سپاهيان ابليس (۹۵)

 

۱۱-وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقًا

 

 مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۲۰ سوره سباء

 

 و قطعا شيطان گمان خود را در مورد آنها راست‏يافت و جز گروهى

 

 از مؤمنان [بقيه] از او پيروى كردند (۲۰)

 

 

منبع :قرآن کریم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۰ساعت 15:23  توسط محمد ضیغم تبار  |