|
سير
در سير موارد زير يافت مى شود: گوگرد، يد، سيليس و مهمتر از همه اسانس گوگردى به نام آليل (40). سير يك ماده ضد عفونى كننده طبيعى و پلشت پر بسيار جالب توجهى براى ريتين است . تجمع مواد فوق الذكر در سير سبب شده است كه مصرف اين گياه بدن انسان را در برابر بيماريها، عدم تعادل غددى و اغلب اختلالات ديگر محافظت نمايد. از آنجا كه سير سبب شده است كه مصرف اين گياه بدن انسان را در برابر بيماريها، عدم تعادل غددى و اغلب اختلالات ديگر محافظت نمايد. از آنجا كه سير ترشح غدد معده را تحريك نموده و قابليت تحرك جدار آن را فعاليت مى بخشد يك ماده اشتهاانگيز و در عين حال كمك كننده هضم به شمار مى رود. يكى از عللى كه معده نتواند سير را بطور هميشگى مصرف و تحمل نمايد آن باشد كه آنرا بخوبى نجويده و كاملا با بزاق ممزجش نكرده اند يا آنكه مخاط دستگاه گوارش زياد تحريك يا خراشيده شده است . در حالت اول بايستى مراقبت نمود كه سير را در دهان بخوبى بجوند و با آب دهان ممزوج و مخلوط سازند و در حالت دوم ، قبل از غذا كمى آب و يك قاشق مربا خورى از مواد پانسمان كننده معده ميل كنند. واقعا جاى بسى تاسف است كه انسان خود را از خوردن سير محروم كند زيرا مى توان يقين حاصل كرد كه سير كليه ترشحات رسوبى انگلى (بلورهاى اسيد اوريك و غيره ) مبتلايان به تصلب شرائين را حل كرده و از تكليس سرخرگها جلوگيرى مى كند. سير قلب را به كار واداشته و خون را تصفيه نموده و در نتيجه جريان خون را تسهيل مى نمايد. فشار خون را پائين برده به سر حد عادى مى رساند. كسانيكه داراى فشار خون عادى يا كمى پائين تر از معمول هستند نبايستى از اين لحاظ بيمى به خود راه دهند زيرا آنچه مسلم است آن است كه سير همه چيز را به حال تعادل برمى گرداند. اگر داروى پائين آورنده فشار خون براى كسى كه داراى فشار خون پائين است خطرناك واقع مى شود سير بالعكس داراى چنين اثر نامطلوبى نبوده بلكه اثر بهبود بخشنده و مطلوبى بر روى چنين افراد بر جاى مى گذارد. فراموش نكنيم كه سير دفع كننده قوى كرم روده است كه بعضى اوقات مى توان با سير گردنبندى ساخته يا آنرا در كيسه كوچكى ريخته به گردن كودك بياويزيم تا انگلها از بدن او فرار كنند و اين همان كارى است كه در ازمنه قديم در بعضى نواحى انجام مى دادند. براى مصرف داخلى ساده ترين راه آن است كه به تمام غذاهاى خود سير اضافه كنيم . در صورت امكان بهتر آن است كه سير به شكل خام خورده شود زيرا پختن قسمت اعظم ماده مؤ ثر آنرا از بين مى برد. اگر بخواهيم سريعتر و بيشتر عمل كند دوتا چهار عدد سير را رنده كرده در يك گيلاس آب گرم مى ريزيم و مى گذاريم تمامى شب بماند و بخوبى خيس بخورد. صبح روز بعد آن را صاف كرده آب آن را بنوشد و تفاله اش را بدور بيندازد. طريقه ديگر آنكه سير را شب قيمه قيمه كرده جعفرى و روغن زيتون به آن بيفزايند و صبح همراه با صبحانه ميل كنند. مى توان سير را قيمه اى خورد كرده بر روى قطعه اى از نان كه كره روى آن ماليده باشند بريزند و به مصرف برسانند. امروزه چنين دريافته اند كه سير از محافظين و پيشگيرى كننده هاى سرطان شناخته شده است . بعلاوه داروى مؤ ثر بر ضد سياه سرفه و اغلب سرفه هاى عصبى به شمار مى رود. طريقه اى كه دكتر واسيلف (41) به كار مى برد و ما آن را آزمايش كرده و موفقيت حاصل نموديم آن است كه شب هنگام مقدار لازم و كافى سير را پوست كنده در 250 گرم آب جوشان مى ريزيم . براى كودكان تا يكساله 15 گرم ، كودكان تا پنج ساله 25 گرم و ده الى دوازده ساله 40 گرم و از آن بزرگتر 60 تا 80 گرم از اين محلول را روزى هشت تا ده قاشق بدهند (قاشق مرباخورى تا 5 ساله قاشق دسر خورى تا كودكان ده الى دوازده ساله و از بزرگترها را قاشق سوپخورى مى دهند). در صورتيكه كودكان از خوردن آن امتناع كردند مى توان به نسبت يك به دو مقدارى شكر به آن اضافه كنند. علاوه بر آن سير در موارد استعمال خارجى نيز داراى خواص غير قابل ترديدى است . براى مراقبت و از بين بردن ميخچه و زگيل (كف پا و غيره ) و كيست هاى كوچك از سير استفاده مى كنند. بدين ترتيب كه سير پوست كنده را بر روى ميخچه يا كيست مى مالند و اين كار را چندين بار در روز تكرار مى كنند و پس از خاتمه كار، درمان را با استفاده از يك مشمع كوچك (42) تكميل مى نمايند. در مورد زگيل ، سير را حلقه وار به اندازه قسمت شاخى زگيل بريده و روى آن مى گذارند و يا پانسمان مى گذارند و يا پانسمان مى كنند بطوريكه بخوبى روى زگيل بچسبد. اين كار را روزى دو مرتبه صبح و شب تكرار كرده و پانسمان را عوض مى نمايند. گانگليونهاى محتقن را با مخلوطى از سير پوست كنده و روغن زيتون ماساژ مى دهند. در مورد كريهائى كه منشا روماتيسمى داشته باشد هر شب تامپون پنبه اى را از عصاره سيرى كه تازه بدست آمده باشد آغشته نموده در گوش بيمار مى گذارند. كسانى كه از دندان درد شكايت داريد يا از گوش درد مى نالند يك حبه سير را تنزيب نازكى پيچيده در گوش مى گذارند تا بتوانند در موقع لزوم به كمك تنزيب آن را خارج كنند. در كرمخوردگى دندان سير پوست كنده را در داخل كرمخوردگى بگذارند. در اين موارد احتياجى به مراجعه دندان پزشك نخواهد بود. همچنين سير كمك خوبى در درمان مبتلايان به روماتيسم و نقرس مى باشد. بدين ترتيب كه قسمتهاى دردناك را با مخلوطى از روغن زيتون كافورى و سير(نسبت دو قسمت روغن كافورى و يك قسمت سير) بخوبى ماساژ دهند. ماساژ ستون مهره ها با مخلوط فوق قدرت و نيرو به بدن بخشيده شخص را مستعد انجام هر كار مى كند. بيمارى جرب را نيز مى توان با همين مخلوط درمان نمود. در اين وقت بجاى روغن از آب مخصوص (43) استفاده مى كنند.
+ نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین ۱۳۹۶ساعت 6:38  توسط محمد ضیغم تبار
|
خواص و فوايد ميوه جات - غلات - بقولات
زرد آلو زرد آلو ميوه بسيار مغذى است بخصوص موقعى كه به حالت خشك در آمده باشد(برگه زرد آلو). اين ميوه سازنده بافتها و استخوان است . به سبب دارا بودن ويتامين هاى گروه ب موجب تعادل دستگاه عصبى بدن مى گردد و به جهت سرشار بودن از قند يك نيرو بخش قوى و درجه اول محسوب مى شود. زردالو حيات حيات سلولى را زيادت بخشيده و امكان فعاليت و طول عمر بيشترى به شخص مى دهد. اين ميوه بخصوص در موارد كمخونى ، اختالات يا افسردگى هاى روانى و گرفتگى صدا(ورم حنجره ) تجويز مى شود. زرد آلوى تازه يكى از داروهاى معالج اسهال است و چون آنرا بصورت خشك در آورند يبوست را درمان مى كند.
+ نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین ۱۳۹۶ساعت 6:29  توسط محمد ضیغم تبار
|
فضیلت و خواص سوره الرحمن ![]() الرحمن و نام دیگرش «آلاء»1 پنجاه و پنجمین سوره قرآن است كه مكی و 78 آیه دارد. در فضیلت این سوره از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم روایت شده كه فرمودند هر چیزی عروسی دارد و عروس قرآن سوره الرحمن است . 2 و در روایات دیگری آمده : هركسی سوره الرحمن را قرائت كند خداوند به ضعف و ناتوانی او رحم می آورد و او توانایی ادای شكر نعمت های خدا دادی را پیدا می كند. 3 امام صادق علیه السلام فرمودند: از قرائت سوره الرحمن و عمل به آن غافل نباشید زیرا این سوره در دل منافقان استقرار نمی یابد. در روز قیامت خداوند این سوره را به شكل انسانی در بهترین شكل و خوشترین بو وارد می كند تا اینكه در جایگاهی كه نزدیكتر از آن وجود ندارد نزد خداوند می ایستد آنگاه خداوند می فرماید چه كسی در دنیا همواره تو را قرائت می كرد؟ سوره الرحمن در جواب می گوید ای پروردگارم فلان و فلان پس از آن چهره ایشان سفید و نورانی می شود خداوند به این گروه می فرماید هر كس را كه دوست دارید شفاعت كنید آن گاه خداوند می فرماید به بهشت وارد شوید و هرجایی كه دوست دارید سكونت گزینید. 4 از امام صادق علیه السلام نقل شده: هر كس سوره الرحمن را قرائت كند و همه جا پس از آیه «فبای الاء ربكما تكذبان» بگوید: «لابشیء من الائك رب اكذب» اگر در آن روز یا شب از دنیا برود شهید محسوب می شود. 5 از حضرت زهرا سلام الله علیها روایت شده است: قرائت كننده سوره الرحمن در ملكوت آسمان ها و زمین ها ساكن در بهشت فردوس خوانده می شود. 6 امام صادق علیه السلام فرمودند: اگر سوره الرحمن را بنویسند و همراه كسی كه درد چشم دارد باشد، بهبود می یابد آثار و بركات سوره 1)آسان شدن امور : از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده: هر كس این سوره را بنویسد و به خود همراه داشته باشد خداوند هر كار سختی را برای او آسان می كند. 7
2) درمان درد چشم امام صادق علیه السلام فرمودند: اگر سوره الرحمن را بنویسند و همراه كسی كه درد چشم دارد باشد، بهبود می یابد.8
3) بهبود بیماری طحال، قلب و... مرحوم كفعمی در كتاب المصباح آورده است : اگر سوره الرحمن را بنویسند و بشویند و از آب آن بیاشامند برای بیماری طحال و دردها و بیماری های قلب مفید است و اگر نوشته آن را برای درد چشم و بیماری صرع به همراه داشته باشند بهبود می بخشد.9
4)آسان شدن وضع حمل: برای تسهیل وضع حمل آیه «سنفرغ لكم ایها الثقلان فبای الاء ربكما تكذبان» را بنویسند و بر پشت حامله ببندند بعد كه فارغ شد آن را باز كنند. 10
+ نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین ۱۳۹۶ساعت 4:49  توسط محمد ضیغم تبار
|
امام سجاد(ع) فرمودند: «بيست سال از خداوند درخواست كردم؛ به من اسم اعظم را تعليم دهد. پس در شبى ايستاده بودم و نماز میخواندم. چشمهاى من به خواب رفت و ديدم كه جدّم رسول خدا(ص) از روبهرو میآمد. وقتی نزديک من شد؛ بين دو چشم مرا بوسيد و گفت: از خداوند متعال چه خواسته بودی؟! گفتم: اى جدّ بزرگوارم! از خداوند خواستم تا اسم اعظم خود را نشانم دهد. پیامبر(ص) فرمودند: اى پسرم! اين دعا را بنويس. گفتم کجا بنويسم؟ فرمودند: با انگشت خود بر كف دستت بنويس؛
دعا اين است:
يَا اللهُ يَا اللهُ يَا اللهُ وَحْدَكَ وَحْدَكَ لَا شَرِيكَ
بَلَكَ أَنْتَ الْمَنَّانُ دِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
وَ ذُو الْأَسْمَاءِ الْعِظَامِ وَ ذُو الْعِزِّ الَّذِي لَا يُرَامُ
إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ
وَ صَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِينَ
اى خدا! اى خدا! اى خدا! تو يگانهاى، تو يگانهاى، شريكى براى تو نیست، تو بخشنده، پديد آورنده آسمانها و زمين، صاحب بزرگى و بخشش، صاحب نامهاى بزرگ و صاحب عزتی كه مغلوب نمیگردد. خداى شما خداى يگانه است، نيست خدایى مگر او كه بخشنده مهربان است و رحمت خدا باد بر محمّد و بر همه آل او". سپس آنچه خواهی دعا کن». پس آنگاه امام سجاد(ع) فرمودند: «قسم به كسى كه محمّد را به راستى به پيامبرى فرستاد؛ اين دعا را تجربه نمودم و همانگونه بود كه آنحضرت فرمودند». زيد بن على گفته كه من نيز تجربه نمودم چنان بود كه پدرم على بن الحسين گفت.[2]
+ نوشته شده در شنبه پنجم فروردین ۱۳۹۶ساعت 0:5  توسط محمد ضیغم تبار
|
در زمان خلیفه دوم، چه بدعتهایی در اسلام رخ داد؟
پرسش
بدعتهای خلیفه دوم کداماند؟
پاسخ اجمالی
منابع تاریخی و روایی فریقین، تصمیماتی از خلیفه دوم نقل میکنند که یا مخالف با تصمیمات پیامبر اسلام(ص) بوده و یا این،که در زمان حضرتشان چنین موضوعی وجود نداشته است. از دیدگاه شیعه و گروهی از اهلسنت، چنین تصمیماتی بدعت شمرده میشود. تصمیماتی؛ مانند تغییر در اذان، سه طلاق در یک مجلس، نماز تراویح، جلوگیری از عقد موقت، چهار تکبیر در نماز میت و ... .
پاسخ تفصیلی
«بدعت» در لغت، به معنای کار نو و بیسابقه است و در اصطلاح، معنایش «ادخال ما لیس من الدین فی الدین» است؛ یعنی نسبت دادن چیزی به دین، در حالیکه در واقع جزو دین و شریعت نیست و با هیچیک از قوانین و مقررات اسلام هماهنگی و سازگاری نداشته باشد؛ از اینرو تطبیق مقررات کلی اسلام بر مصادیق جدید و تازه، بدعت نیست.[1]
در فاصله زمانی رحلت پیامبر(ص) و حکومت علوی، خلفای سهگانه که برای خود حق تشریع قائل بودند، با وجود قرآن و سنت، به علت مصلحتگراییهای خودخوانده، تصمیماتی گرفتند که یا مخالف با تصمیم پیامبر(ص) بود و یا در زمان حضرتشان مسبوق به سابقه نبود. امام علی(ع) در ارتباط با بدعتگذاری چنین میفرماید: «[ای مردم!] فتنهها از جایی آغاز میشوند که هوای نفس پیروی شده و بدون توجه به آموزههای قرآنی، حکمهای جدیدی به وجود میآیند ...».[2] در ادامه به چند نمونه اشاره خواهیم کرد که به عنوان بدعتی از خلیفه دوم در منابع از آنها یاد شده است.[3] 1. بدعت در اذان یکی از بدعتهای ایشان، تغییر اذان است که به دستور او عبارت «الصلاةُ خیرٌ من النوم» وارد اذان صبح شد و بدینگونه آنرا تشریع کرد، در حالیکه اندیشمندان تاریخ و حدیث اهلسنت نیز میدانند که این فراز نه تنها در زمان پیامبر(ص)، بلکه در زمان ابوبکر نیز به عنوان بخشی از اذان نبود.[4] از مالک بن انس نقل است: «مؤذّن نزد عمر بن خطاب آمد تا او را براى نماز صدا کند، دید او خوابیده است، پس گفت: "الصلاة خیر من النوم" عمر هم دستور داد مؤذن، این جمله را در اذان صبح قرار دهد».[5] عبدالله بن عمر میگوید پدرم به مؤذّنش گفت: وقتى در نماز صبح به «حىّ على الفلاح» رسیدى بگو: «الصلاة خیر من النوم، الصلاة خیر من النوم».[6] از دیگر تغییرات خلیفه دوم در اذان، حذف «حیّ علی خیر العمل» است. این بند در زمان پیامبر(ص)، بخشی از اذان بود؛ ولی چون عمر میخواست به مردم بباوراند که بهترین عمل، جهاد در راه خدا است، تصمیم گرفت که بند (حیّ علی خیر العمل) را از اذان حذف کند و به این وسیله مصلحتاندیشی خود را بر پذیرش آنچه در شرع مقدس آمده بود، مقدم داشت.[7] همچنین نقل شده است که؛ خلیفه دوم چند چیز را در زمان پیامبر(ص) جلوگیرى کرد و به مردم دستور داد که آنها را ترک کنند؛ مانند متعه زنان، حج تمتع و گفتن «حى على خیر العمل».[8] 2. بدعت در طلاق سوم طلاق سومى که زن مطلقه براى طلاق دهنده جز با محلّل شرعى، حلال نمیشود در صورتی است که مرد یک بار زن را طلاق داده و رجوع نموده بار دوم طلاق داده و رجوع کرده است، سپس براى سومین بار که طلاق دهد، دیگر آن زن براى او حلال نخواهد شد، مگر اینکه شخصى به عنوان «محلّل»(شوهر دیگری) با زن مطلقه همبستر شود. چنانکه در قرآن مجید آمده است: «طلاقى که شوهر میتواند رجوع کند، دو مرتبه است پس آنگاه که طلاق داد یا رجوع و نگهدارى زن نماید به خوشى و سازگارى، یا رها کند و خیراندیشى کند... اگر زن خود را طلاق سوم داد، دیگر براى او حلال نیست تا شوهری دیگر او را بگیرد».[9] طاووس یمانى میگوید: ابو الصهباء به ابن عباس گفت: مگر طلاق سوم در عصر پیامبر(ص) و ابوبکر یکسان نبود؟ ابن عباس گفت: آرى، چنین بود، ولى در زمان عمر، مردان همسرانشان را پیدرپى (بدون فاصله) طلاق میدادند. عمر نیز اجازه داد که آنها بدینگونه طلاق دهند.[10] همچنین از ابن عباس به طرق متعدد - که همگى صحیح است- روایت شده است: طلاق سوم در عصر پیامبر(ص) و ابوبکر و دو سال اول زمان خلافت عمر، یکسان بود، ولى عمر گفت: مردم درباره امرى که شوق زیادى به آن دارند، عجله میکنند، خوب است ما هم آنرا امضا کنیم و براى ایشان جایز بدانیم! و بدینگونه [سه] طلاق با یک لفظ [و بدون فاصله] را براى آنها تجویز کرد.[11] حاکم نیشابورى این حدیث را در مستدرک نقل کرده و گفته: به شرط شیخین صحیح است.[12] در حالیکه پیامبر اکرم(ص) بر خلاف آن قضاوت کرد؛ زیرا ابن عباس «رکانه» همسر خود را در یک مجلس سه طلاقه کرد و بعد سخت غمگین شد. سپس موضوع را از پیامبر(ص) پرسید. حضرت فرمود: چگونه او را طلاق دادى؟ گفت: سه طلاقه کردم، فرمود: در یک مجلس؟ گفت: آرى. فرمود: «این یک طلاق است، اگر میخواهى رجوع کن».[13] نسائى روایت میگوید است که به پیامبر(ص) خبر دادند مردى زنش را یکجا سه طلاقه کرده است، حضرت برخاست و در حالى که غضبناک بود فرمود: «با بودن من با کتاب خدا بازى میشود؟» در این وقت مردى برخاست و گفت: یا رسول الله! او را به قتل نرسانیم ...؟[14] و سایر روایات معتبر و صریحى که در اینباره رسیده است.[15] 3. نماز تراویح تراویح، به نمازهایی گفته میشود که اهلسنت در ماه رمضان پس از نماز عشاء به جماعت میخوانند. بنابر روایاتی که از اهلبیت(ع) رسیده، پیامبر گرامی اسلام(ص) چنین نماز جماعتی نخوانده است.[16] در بسیاری از منابع اهلسنت نیز به این موضوع که عمر بن خطاب بنیانگذار نماز تراویح بوده اشاره شده است. بخارى در کتاب «تراویح» در حدیث صحیح از عبدالرحمن بن عبد قارى، روایت میکند: «در یکى از شبهاى ماه رمضان با عمر به مسجد رفتیم، دیدیم مردم دسته دسته و پراکنده هستند». تا آنجا که گوید: «عمر گفت: به نظر من اگر اینان به یک پیشنماز اقتدا میکردند بهتر بود، سپس دستور داد ابى بن کعب، پیشنماز ایشان باشد. شبى دیگر با وى به مسجد رفتیم، دیدیم مردم نمازهاى مستحبى را با جماعت میگزارند. عمر گفت: این بدعت خوبى است!...».[17] قسطلانى وقتى به این گفته عمر میرسد که گفت: «این بدعت خوبى است»، میگوید: «اینکه آنرا بدعت دانست، به علت آن است که پیامبر اکرم(ص) دستور نداد تا نمازهاى مستحبى ماه رمضان را به جماعت بخوانند. در زمان ابوبکر هم سابقه نداشت، در اول شب هم نبود، و این تعداد رکعات هم نداشت».[18] 4. نهى از متعه زنان یکی از مسائل اختلافی بین مسلمانان، نکاح موقت یا همان متعه است، بر اساس نظر مشهور؛ منع از نکاح متعه در بین اهلسنت، به فرمان عمر بر میگردد.[19] 5. چهار تکبیر در نماز بر اموات پیامبر اکرم(ص) در نماز بر اموات، پنج تکبیر میگفت، ولى خلیفه دوم، به نظرش رسید که باید چهار تکبیر گفت، پس مردم را واداشت که در نماز میّت، چهار تکبیر بگویند. گروهى از بزرگان اهلتسنن به این معنا تصریح کردهاند.[20] [1]. ر. ک: «بدعت و ملاک آن»، سؤال 1878.
[2]. سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق، صبحی صالح، خطبه 50، ص 88، قم، هجرت، چاپ اول، 1414ق.
[3]. برای آگای بیشتر ر. ک: شرف الدین، سید عبد الحسین، اجتهاد در مقابل نص، مترجم، دوانی، علی، ص 217 - 453، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ نهم، 1383ش.
[4]. شرف الدین، سید عبد الحسین، اجتهاد در مقابل نص، مترجم، دوانی، علی، ص 291، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ نهم، 1383ش.
[5]. اصبحی مدنی، مالک بن أنس بن مالک، موطأ، ص 72، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، 1406ق؛ بغوی شافعی، أبو محمد الحسین بن مسعود، شرح السنة، ج 2، ص 265، بیروت، المکتب الإسلامی، چاپ دوم، 1403ق.
[6]. دار قطنی، أبو الحسن علی بن عمر، سنن الدارقطنی، ج 1، ص 454، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، 1424ق؛ ابوبکر بیهقی، أحمد بن حسین، السنن الکبرى، ج 1، ص 623، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ سوم، 1424ق؛ حمیری، أبوبکر عبد الرزاق بن همام، المصنف، ج 1، ص 473، بیروت، المکتب الإسلامی، چاپ دوم، 1403ق؛ ابن اثیر جزری، مبارک بن محمد، جامع الأصول فی أحادیث الرسول، ج 5، ص 286، مکتبة الحلوانی، مطبعة الملاح، مکتبة دار البیان، چاپ اول، 1390ق.
[7]. ر. ک: اجتهاد در مقابل نص، ص 313 - 317؛ ر. ک: رسولی محلاتی، سید هاشم، درسهایی از تاریخ تحلیلی اسلام، ج 2، ص 643، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1383ش.
[8]. آمدی، سیف الدین، ابکار الافکار فی اصول الدین، ج 5، ص 258، قاهره، دار الکتب، 1423ق؛ نیز ر. ک: کوفى، ابوالقاسم، الاستغاثة فی بدع الثلاثة، ص 59 – 60، تهران، مؤسسة الأعلمی، چاپ اول، 1373ش؛ ابن عطیه، جمیل حمود، أبهى المراد فی شرح مؤتمر علماء بغداد، ج 2، ص 698، بیروت، مؤسسة الأعلمی، چاپ اول، 1423ق.
[9]. بقره، 229 – 230.
[10]. قشیری نیشابوری، مسلم بن حجاج، المسند الصحیح المختصر بنقل العدل عن العدل إلی رسول الله(ص)(صحیح مسلم)، محقق، عبدالباقی، محمد فؤاد، ج 2، ص 1099، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، بیتا.
[11]. همان؛ شیبانی، أحمد بن محمد، مسند احمد بن حنبل، ج 5، ص 61، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، 1421ق؛ أبوبکر بیهقی، أحمد بن الحسین، السنن الصغیر، ج 3، ص 116، کراتشی، جامعة الدراسات الإسلامیة، چاپ اول، 1410ق.
[12]. حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، ج 2، ص 214، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1411ق.
[13]. ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، ج 8، ص 410، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ دوم، 1409ق.
[14]. نسائی، أبو عبد الرحمن أحمد بن شعیب، المجتبى من السنن(السنن الصغری)، ج 6، ص 142، حلب، مکتب المطبوعات الإسلامیة، چاپ دوم، 1406ق.
[15]. ر. ک: اجتهاد در مقابل نص، ص 321 – 323.
[16]. ر. ک: «نماز تراویح در مذهب اهل بیت(ع)»، سؤال 6313؛ «فلسفه برگزار نکردن نماز تراویح»، سؤال 26484؛ «گرته برداری از بدعت عمر در مراسم شب قدر شیعیان»، سؤال 41784.
[17]. بخاری، محمد بن اسماعیل، الجامع المسند الصحیح المختصر من أمور رسول الله(ص) و سننه و أیامه(صحیح بخاری)، ج 3، ص 45، بیروت، دار طوق النجاة، چاپ اول، 1422ق.
[18]. قسطلانی، أحمد بن محمد، إرشاد الساری لشرح صحیح البخاری، ج 3، ص 426، مصر، المطبعة الکبرى الأمیریة، چاپ هفتم، 1323ق.
[20]. «أول من جمع الناس فى صلاة الجنائز على أربع تکبیرات عمر»؛ أبو هلال عسکری، حسن بن عبد الله، الأوائل، ص 164، طنطا، دار البشیر، چاپ اول، 1408ق؛ جلال الدین سیوطی، عبد الرحمن بن أبی بکر، تاریخ الخلفاء، ص 110، مکتبة نزار مصطفى الباز، چاپ اول، 1425ق؛ أبو المحاسن بردی حنفی، یوسف بن تغری، مورد اللطافة فی من ولی السلطنة و الخلافة، ج 1، ص 50، قاهره، دار الکتب المصریة، بیتا.
+ نوشته شده در جمعه چهارم فروردین ۱۳۹۶ساعت 23:56  توسط محمد ضیغم تبار
|
دکتر مائو به شما کمک میکند عمر طولانی و سالمی داشته باشید
گردو به دلیل ترد بودن عالی و طعم لذتبخش، اغلب در انواع آجیلها و میان وعدهها و مخلوطها جای میگیرد و نیز به دلیل فوایدی که برای مغز و قلب دارد، در برنامه سلامت شما در تمام دوران زندگی نقش بسیار مهمی ایفا میکند
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین ۱۳۹۶ساعت 22:30  توسط محمد ضیغم تبار
|
|