) سورة التوبة  آيه 108 :

 

لَا تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَّمَسْجِدٌ

 

أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ

 

أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ فِيهِ

 

رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُوا

 

وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ  

مکارم: هرگز در آن (مسجد به عبادت) نایست! آن مسجدی که از روز نخست بر پایه تقوا بنا شده، شایسته‌تر است که در آن (به عبادت) بایستی؛ در آن، مردانی هستند که دوست می‌دارند پاکیزه باشند؛ و خداوند پاکیزگان را دوست دارد!

 
 

أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللَّهِ

 

وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى

 

شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ

 

وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ  

مکارم: آیا کسی که شالوده آن را بر تقوای الهی و خشنودی او بنا کرده بهتر است، یا کسی که اساس آن را بر کنار پرتگاه سستی بنا نموده که ناگهان در آتش دوزخ فرومی‌ریزد؟ و خداوند گروه ستمگران را هدایت نمی‌کند!
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 23:12  توسط محمد ضیغم تبار  | 

وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ  

مکارم: پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار، و کسانی که به نیکی از آنها پیروی کردند، خداوند از آنها خشنود گشت، و آنها (نیز) از او خشنود شدند؛ و باغهایی از بهشت برای آنان فراهم ساخته، که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و این است پیروزی بزرگ!

 

 

لَّقَد تَّابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِن بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِّنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَءُوفٌ رَّحِيمٌ  

مکارم: مسلّماً خداوند رحمت خود را شامل حال پیامبر و مهاجران و انصار، که در زمان عسرت و شدّت (در جنگ تبوک) از او پیروی کردند، نمود؛ بعد از آنکه نزدیک بود دلهای گروهی از آنها، از حقّ منحرف شود (و از میدان جنگ بازگردند)؛ سپس خدا توبه آنها را پذیرفت، که او نسبت به آنان مهربان و رحیم است!

 

 

وَلَا يَأْتَلِ أُولُو الْفَضْلِ مِنكُمْ وَالسَّعَةِ أَن يُؤْتُوا أُولِي الْقُرْبَى وَالْمَسَاكِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ  

مکارم: آنها که از میان شما دارای برتری (مالی) و وسعت زندگی هستند نباید سوگند یاد کنند که از انفاق نسبت به نزدیکان و مستمندان و مهاجران در راه خدا دریغ نمایند؛ آنها باید عفو کنند و چشم بپوشند؛ آیا دوست نمی‌دارید خداوند شما را ببخشد؟! و خداوند آمرزنده و مهربان است!

 

النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ إِلَّا أَن تَفْعَلُوا إِلَى أَوْلِيَائِكُم مَّعْرُوفًا كَانَ ذَلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا  

مکارم: پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است؛ و همسران او مادران آنها [= مؤمنان‌] محسوب می‌شوند؛ و خویشاوندان نسبت به یکدیگر از مؤمنان و مهاجران در آنچه خدا مقرّر داشته اولی هستند، مگر اینکه بخواهید نسبت به دوستانتان نیکی کنید (و سهمی از اموال خود را به آنها بدهید)؛ این حکم در کتاب (الهی) نوشته شده است.

 

لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا وَيَنصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ  

مکارم: این اموال برای فقیران مهاجرانی است که از خانه و کاشانه و اموال خود بیرون رانده شدند در حالی که فضل الهی و رضای او را می‌طلبند و خدا و رسولش را یاری می‌کنند؛ و آنها راستگویانند!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 22:26  توسط محمد ضیغم تبار  | 
درمكتب امام 
مهم تر از نماز


برگرفته از: صحيفه امام؛ ج19؛ ص486 | جماران؛ 22 بهمن 1364

آحاد مردم يکي يکي شان تکليف دارند

 

براي حفظ جمهوري اسلامي، يک واجب عيني،

 

اهم مسائل واجبات دنيا، اهم است،

 

از نماز اهميتش بيشتر است؛

 

براي اينکه اين حفظ اسلام است،

 

نماز فرع اسلام است.

 

اين تکليف براي همه ماست.
    

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 22:23  توسط محمد ضیغم تبار  | 

راهنمای سفر در ایران {خوزستان}

وسایل مورد نیاز سفر:

کفش مناسب، دوربین عکاسی، لباس راحت و خنک (ترجیحاً رنگ روشن)، کلاه و عینک آفتابی، کرم ضد آفتاب، دفترچه بیمه و داروهای شخصی.


 آشنایی مختصر با خوزستان

خوزستان در جنوب غربی ایران، در جلگه ای وسیع و سرسبز واقع شده است که از طریق راه های آسفالته استان های لرستان، چهارمحال و بختیاری، فارس و بوشهر قابل دسترس است.

با اتوبوس-  قطار و هواپیما نیز می توان به خوزستان، سفر کرد.

وضعیت جوی

خوزستان، دارای آب و هوایی که در تابستان، گرم و در زمستان، مطبوع و بهاری است و همیشه ایام، سرسبز است. در تابستان، هوای مناطق شمال خوزستان، خنک و مطبوع و همزمان درجنوب استان، گرم و دارای رطوبت بالاست. در زمستان هم می توان در کوه های شمال خوزستان، برف بازی کرد و با حرکت به سمت جنوب به فاصله 3 ساعت، می توان از هوای مطبوع و خنک، بهره برد.

مردم شناسی

آنچه که بیش از پیش در این استان خودنمایی می کند، مهربانی و پذیرش کسانی است که به خوزستان سفر میکنند. این استان به جهت، موقعیت استراتژیک خود در طول سده های گذشته، پذیرای مهاجران زیادی از اقوام مختلف بوده است و لذا نمیتوان، قومی را منسوب به دشت خوزستان دانست.

اکثریت ترکیب نژادی اهواز از بختیاری، عرب، دزفولی، شوشتری، بهبهانی و اصفهانی تشکیل شده است که از دوره حکومت ناصرالدین شاه قاجار، در پی رونق کشتیرانی در کارون و اکتشاف نفت، به این شهر سرازیر شدند و ساکنین اولیه این شهر را تشکیل دادند. در جای جای این استان، مردمان به زبان فارسی، تکلم می کنند و مشکلی در ارتباط با جامعه محلی وجود ندارد.

سوغات

سوغاتی که میتوانید از این استان، بهمراه ببرید، میناکاری قوم صابئین از اهواز (توجه کنید که میناکاری صنعتی هم در بازار اهواز یافت می شود که اصالت و ظرافت و استحکام میناکاری دست ساز را ندارد) - جاجیم – گلیم - انواع بافته های حصیری – انواع ترشی- انواع خرما - ارده - شیره خرما - حلوا شکری و انواع کلوچه.

خوزستان تنها استانی است که 3 اثر جهانی ثبت شده در فهرست آثار یونسکو(زیگورات چغازنبیل- سازه های آبی تاریخی شوشتر- شهر باستانی شوش) و همچنین تالاب بین المللی شادگان را در خود دارد.

این استان با چشم انداز های بی بدیل طبیعی و تنوع اقوام و آثار غنی میراث فرهنگی، از بهترین مقاصد سفر به شمار می رود.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 23:11  توسط محمد ضیغم تبار  | 

یک سوال ریاضی از امام علی (علیه السلام)

شخصی از امام علی (ع) پرسید: «عددی را به دست من بده که قابل

 

 قسمت بر ۲و ۳و ۴و ۵و ۶و ۷و ۸و ۹و ۱۰ باشد بی آنکه باقی بیاورد.»

 

امام علی علیه السلام بی درنگ به او فرمود: «اضرب ایام اسبوعک فی ایامسنتک»

 

یعنی: «روزهای هفته را در روزهای یک سال خودت ضرب کن»

 

سوال کننده هفت را در ۳۶۰ ضرب کرد. حاصل آن یعنی ۲۵۲۰ بر تمام آن

 

 اعداد قابل قسمت بود بی آنکه باقی مانده بیاورد.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 23:9  توسط محمد ضیغم تبار  |