+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 22:55  توسط محمد ضیغم تبار  | 
 
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 22:52  توسط محمد ضیغم تبار  | 
 
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 22:51  توسط محمد ضیغم تبار  | 
 
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 22:47  توسط محمد ضیغم تبار  | 
 
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 22:45  توسط محمد ضیغم تبار  | 
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 22:43  توسط محمد ضیغم تبار  | 
 
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 22:41  توسط محمد ضیغم تبار  | 
 
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 22:39  توسط محمد ضیغم تبار  | 
 
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 22:38  توسط محمد ضیغم تبار  | 
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 22:33  توسط محمد ضیغم تبار  | 
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 22:31  توسط محمد ضیغم تبار  | 

انجیر

امام باقرعلیه السلام فرمود: انجیر بخورید که برای قولنج نافع است.(44)

ابوحمزه ثمالی از امام باقرعلیه السلام نقل می کند که وقتی پادشاه قبطی خروج کرد و خواست بیت المقدّس را خراب کند، مردم به اطراف حِزْقِیل پیغمبر جمع شده و به وی شکایت نمودند. حزقیل شب با خدا مناجات کرد و خداوند به مَلَک مسئول هوا وحی فرمود که نفوس و ارواح آنان را بگیرد و همگی مردند. حزقیل این خبر را به قومش رساند. آنان بیرون رفتند و دیدند همه آنان مرده اند، اما عُجب و خودپسندی بر حزقیل عارض شد و با خود فکر کرد که سلیمان پیغمبرعلیه السلام بیش از من فضیلتی ندارد، چون به من اختیار هوا نیز داده شده است. در این حال زخمی بر کبد حزقیل عارض شد و او را اذیّت نمود، حزقیل با خدا مناجات و خشوع کرد و روی خاکستر نشست، خداوند به وی وحی نمود که: شیره انجیر را بگیر و از بیرون بر سینه خود بمال. حزقیل چنین کرد و خوب شد.(4

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 22:28  توسط محمد ضیغم تبار  | 

فَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُم بِهَا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ  

مکارم: و (فزونی) اموال و اولاد آنها، تو را در شگفتی فرو نبرد؛ خدا می‌خواهد آنان را به وسیله آن، در زندگی دنیا عذاب کند، و در حال کفر بمیرند!

فولادوند: اموال و فرزندانشان تو را به شگفت نياورد. جز اين نيست كه خدا مى‌خواهد در زندگى دنيا به وسيله اينها عذابشان كند و جانشان در حال كفر بيرون رود.

انصاریان: اموال و فرزندانشان تو را به شگفت نیاورد؛ خدا می خواهد آنان را در این زندگی دنیا به وسیله آنها عذاب کند، و جانشان در حالی که کافرند بیرون رود.

وَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَأَوْلَادُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَن يُعَذِّبَهُم بِهَا فِي الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ  

مکارم: مبادا اموال و فرزندانشان، مایه شگفتی تو گردد! (این برای آنها نعمت نیست؛ بلکه) خدا می‌خواهد آنها را به این وسیله در دنیا عذاب کند، و جانشان برآید در حالی که کافرند!

فولادوند: و اموال و فرزندان آنان تو را به شگفت نيندازد. جز اين نيست كه خدا مى‌خواهد ايشان را در دنيا به وسيله آن عذاب كند و جانشان در حال كفر بيرون رود.

انصاریان: اموال و فرزندانشان تو را به شگفت نیاورد [این ها برای آنان خوشبختی نیست] خدا فقط می خواهد آنان را در دنیا به اموال و فرزندانشان عذاب کند، و در حالی که کافرند جانشان درآید.

قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيدٌ  

مکارم: گفتند: «آیا از فرمان خدا تعجب میکنی؟! این رحمت خدا و برکاتش بر شما خانواده است؛ چرا که او ستوده و والا است!»

فولادوند: گفتند: «آيا از كار خدا تعجّب مى‌كنى؟ رحمت خدا و بركات او بر شما خاندان [رسالت‌] باد. بى‌گمان، او ستوده‌اى بزرگوار است.»

انصاریان: گفتند: آیا از کار خدا شگفتی می کنی؟ [در حالی که] رحمت خدا و برکاتش بر شما خانواده است. یقیناً او ستوده و بزرگوار است.

وَإِن تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَإِذَا كُنَّا تُرَابًا أَإِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ أُولَئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ وَأُولَئِكَ الْأَغْلَالُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ  

مکارم: و اگر (از چیزی) تعجب می‌کنی، عجیب گفتار آنهاست که می‌گویند: «آیا هنگامی که ما خاک شدیم، (بار دیگر زنده می‌شویم و) به خلقت جدیدی بازمی‌گردیم؟!» آنها کسانی هستند که به پروردگارشان کافر شده‌اند؛ و آنان غل و زنجیرها در گردنشان است؛ و آنها اهل دوزخند، و جاودانه در آن خواهند ماند!

فولادوند: و اگر عجب دارى، عجب از سخن آنان [=كافران‌] است كه: «آيا وقتى خاك شديم، به راستى در آفرينش جديدى خواهيم بود؟» اينان همان كسانند كه به پروردگارشان كفر ورزيده‌اند و در گردنهايشان زنجيرهاست، و آنان همدم آتشند و در آن ماندگار خواهند بود.

انصاریان: اگر بخواهی تعجب کنی، پس تعجب از گفتار منکران لجوج است که [بدون توجه به قدرت خدا که آنان را از خاک پدید آورد، می گویند]: آیا ما هنگامی که [پس از مردن] خاک شدیم، به راستی در آفرینش جدیدی خواهیم بود؟! اینانند که به پروردگارشان کافر شدند، و اینانند که در گردنشان بندها و زنجیرها [ی گمراهی در دنیا و عذاب در آخرت] است، و اینان اهل آتش اند و در آن جاودانه اند.

أَفَمِنْ هَذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ  

مکارم: آیا از این سخن تعجّب می‌کنید،

فولادوند: آيا از اين سخن عجب داريد؟

انصاریان: آیا از این سخن تعجب می کنید؟

وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَإِن يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ  

مکارم: هنگامی که آنها را می‌بینی، جسم و قیافه آنان تو را در شگفتی فرو می‌برد؛ و اگر سخن بگویند، به سخنانشان گوش فرا می‌دهی؛ اما گویی چوبهای خشکی هستند که به دیوار تکیه داده شده‌اند! هر فریادی از هر جا بلند شود بر ضد خود می‌پندارند؛ آنها دشمنان واقعی تو هستند، پس از آنان بر حذر باش! خداوند آنها را بکشد، چگونه از حق منحرف می‌شوند؟!

فولادوند: و چون آنان را ببينى، هيكلهايشان تو را به تعجب وا مى‌دارد، و چون سخن گويند به گفتارشان گوش فرا مى‌دهى گويى آنان شمعك‌هايى پشت بر ديوارند [كه پوك شده و درخور اعتماد نيستند]: هر فريادى را به زيان خويش مى‌پندارند. خودشان دشمنند؛ از آنان بپرهيز؛ خدا بكشدشان؛ تا كجا [از حقيقت‌] انحراف يافته‌اند.

انصاریان: چون آنان را ببینی جسم و ظاهرشان [از آراستگی و وقار] تو را به شگفت آورد، و اگر سخن گویند [به علت شیرینی و جذابیّت کلام] به سخنانشان گوش فرا می دهی [اما از پوچی باطن، سبک مغزی و دورویی] گویی چوب های خشکی هستند که به دیواری تکیه دارند [و در حقیقت اجسادی بی روح اند که در هیچ برنامه ای اطمینانی به آنان نیست، از شدت بزدلی] هر فریادی را به زیان خود می پندارند. اینان دشمن واقعی اند؛ از آنان بپرهیز؛ خدا آنان را بکشد؛ چگونه [با دیدن این همه دلایل روشن، از حق به باطل] منحرف می شوند.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 22:14  توسط محمد ضیغم تبار  | 
1) سورة النساء  آيه 95 :

 

لَّا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ

 

غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ

 

فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَ

 

أَنفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ

 

بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى

 

الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ

 

الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ

 

عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا  

مکارم: (هرگز) افراد باایمانی که بدون بیماری و ناراحتی، از جهاد بازنشستند، با مجاهدانی که در راه خدا با مال و جان خود جهاد کردند، یکسان نیستند! خداوند، مجاهدانی را که با مال و جان خود جهاد نمودند، بر قاعدان [= ترک‌کنندگان جهاد] برتری مهمّی بخشیده؛ و به هر یک از این دو گروه (به نسبت اعمال نیکشان،) خداوند وعده پاداش نیک داده، و مجاهدان را بر قاعدان، با پاداش عظیمی برتری بخشیده است.

 

 
 
 

وَلَوْ أَرَادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ

 

عُدَّةً وَلَكِن كَرِهَ اللَّهُ انبِعَاثَهُمْ

 

فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقَاعِدِينَ  

مکارم: اگر آنها (راست می‌گفتند، و) اراده داشتند که (بسوی میدان جهاد) خارج شوند، وسیله‌ای برای آن فراهم می‌ساختند! ولی خدا از حرکت آنها کراهت داشت؛ از این رو (توفیقش را از آنان سلب کرد؛ و) آنها را (از جهاد) باز داشت؛ و به آنان گفته شد: «با «قاعدین» [= کودکان و پیران و بیماران‌] بنشینید!»

 

 

وَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُوا

 

بِاللَّهِ وَجَاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ

 

اسْتَأْذَنَكَ أُولُو الطَّوْلِ مِنْهُمْ

 

وَقَالُوا ذَرْنَا نَكُن مَّعَ الْقَاعِدِينَ  

مکارم: و هنگامی که سوره‌ای نازل شود (و به آنان دستور دهد) که: «به خدا ایمان بیاورید! و همراه پیامبرش جهاد کنید!»، افرادی از آنها [= گروه منافقان‌] که توانایی دارند، از تو اجازه می‌خواهند و می‌گویند: «بگذار ما با قاعدین [= آنها که از جهاد معافند] باشیم!»

 

صفحه ( 1 / 1 )

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر ۱۳۹۵ساعت 23:7  توسط محمد ضیغم تبار  | 

افتراق امّت به هفتاد و سه فرقه

6. چنان‌که در «کنزالعمال» جلد 11 ط بیروت مؤسسه الرساله کتاب الفتن صفحه 114 آمده است:

اِفْتَرَقتِ الْیَهُودُ عَلی اِحْدی وَ سَبْعینَ فِرْقةٍ فَواحِدَةٌ فِی الْجَنَّةِ وَ سَبْعُونَ فِی النّارِ وَافْتَرَقْتِ النَّصاری عَلی ثِنَتَیْنِ وَ سَبْعینَ فِرْقَةً فَاِحْدی وَ سَبْعُونَ فِی النّارِ وَ واحِدَةُ فِی الْجَنَّةِ وَ الّذی نَفْسُ مُحمَّدٍ بِیَدِهِ لَتَفْتِرَقَنَّ اُمّتی عَلی ثَلاثِ وَ سَبْعینَ فَرِقَة فَواحِدَةُ فِی الجَنَّةِ وَ ثِنتانْ وَ سَبْعُونَ فِی النّارِ الحدیث)

یعنی یهود هفتاد و یک فرقه شدند یک فرقه آنان در بهشت و هفتاد فرقه ایشان در آتش، و نصارا هفتاد و دو فرقه شدند هفتاد و یک فرقه ایشان در آتشند و یک فرقه در بهشت (سپس پیغمبر(ص) فرمود) سوگند به آن خدایی که جان محمد در دست اوست البته امت من هفتاد و سه فرقه می‌شوند یک فرقه آنان در بهشت و هفتاد و دو فرقه ایشان در آتشند.

آقای نصرت آبادی جمیع این فِرَق مسلمین هم قرآن می‌خوانند و هم برای اثبات مذهبشان با قرآن استدلال می‌کنند، با آن‌که هر کدام از ایشان یک مذهب مخصوص به خود دارند، و هر صاحب مذهبی خود را بر حق می‌داند و طرف مقابل خویش را باطل می‌پندارد، پس اگر قرآن کریم به تنهایی کفایت امور مسلمین را می‌کرد و رفع اختلافات ایشان را می‌نمود، نبایستی امت اسلامی هفتاد و سه فرقه شوند!.

خلاصه گفتار بالا این است: قرآن کریم به تنهایی رفع اختلاف نمی‌کند وگرنه مسلمین هفتاد و سه فرقه نمی‌شدند.

7. و تأیید می‌کند گفتار بالا را این حدیث:

اَتانی جَبْرَئیلُ  علیه السلام آنِفاً فَقالَ: اِنّا لِلّهِ وَ اِنّااِلَیهِ راجِعُونَ قُلْتُ اَجَلْ اِنّا لَلّهِ وَ اِنّا اِلَیهِ راجِعُونَ، فمِمَّ ذلک یا جَبْرَئیلُ؟ قالِ اِنَّ اُمّتِکَ مُفتِّنةٌ بَعْدَکَ بِقلیلِ مِنَ الدَّهْرِ غَیْرَ کَثیرٍ قُلتُ فِتْنَةَ کفرا و فتنة ضَلالَةٍ؟ قالَ کُلّ ذلِکَ سَیَکُونُ فقلْتُ وَ مِنْ اِینَ ذاکَ وَ انَا تارِکٌ فیهم کِتابَ اللهِ؟ قالَ بِکتابِ اللهِ یُضِلُّونَ وَ اَوَّلُ ذلِکَ مِنْ قِبَلِ قُرّائِهِمْ وَ اُمرائِهِمْ الحدیث / کنز العمال، جلد 11، کتاب الفتن و الاهواء که این حدیث تصریح دارد به این‌که با وجود قرآن میان مسلمین، باز گمراه می‌شوند؟!

آقای نصرت‌آبادی برای تأیید و تحکیم گفتار بالا نیز اضافه می‌کنم: پیغمبری که تمام قرآن بر قلب مقدس او نازل شده [20] و به جمیع معناهای ظاهری و باطنی آن عالم و آگاه است، و تمام اسرار ان را می‌داند، و مجموع قرآن را هم در اختیار مسلمین گذارده است، با این وصف می‌فرماید: دوات و صحیفه بیاورید تا بنویسم برای شما چیزی را که بعد از من گمراه نشوید، این نیست مگر آن‌که خود آن حضرت(ص) می‌دانستند قرآن کریم به تنهایی کفایت امور مسلمین را نمی‌کند، و جلوگیر تفرّق و تشتّت آنان نیست، به همین جهت امر کردند به آوردن دوات و صحیفه.

شیخ محمد نصرت‌آبادی: آقای بابویهی راستی جوابی دادید که به کلی اشکال مرا برطرف نمود، و انگشت روی موضوعی گذاردید که کم‌تر افراد به آن توجه پیدا می‌کنند، زیرا (همان‌طوری که فرمودید) هیچ فرقه‌ای از فرق مسلمین جهان نیست مگر آن‌که درباره قرآن ثناء جمیلی نموده، و در تألیفات خود به آیات قرآن استدلال کرده و دانشمندان هر فرقه‌ای تفسیرهایی از برای قرآن نوشته‌اند، و با آن‌که جمیع آن فرقه‌ها خویشتن را از متمسکین به قرآن می‌دانند، ولی با یک‌دیگر مخاصمه می‌نمایند، و هم‌دیگر را لعنت می‌کنند، بلکه برخی از آن فِرَق خون فرقه دیگر را حلال می‌دانند.

در نتیجه هر عاقل بی‌غرضی از این جوّی که مسلمین را گریبان‌گیر شده، و از این وضعی که مسلمانان جهان را احاطه کرده مطمئن می‌شود بلکه یقین پیدا می‌کند که قرآن کریم نتوانسته اختلافات مسلمین را ریشه‌کن کند، و جمیع ایشان را در یک صراط مستقیم نگاه بدارد!

 

[20]. چنان‌که در کتاب کریم است « نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الاَْمِینُ عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِینَ» الشعراء: 193 و 194.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر ۱۳۹۵ساعت 22:57  توسط محمد ضیغم تبار  | 

لَّا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِّن نَّجْوَاهُمْ

 

إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ

 

أَوْ إِصْلَاحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَمَن

 

يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ

 

فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا  

مکارم: در بسیاری از سخنانِ درِگوشی (و جلسات محرمانه) آنها، خیر و سودی نیست؛ مگر کسی که (به این وسیله،) امر به کمک به دیگران، یا کار نیک، یا اصلاح در میان مردم کند؛ و هر کس برای خشنودی پروردگار چنین کند، پاداش بزرگی به او خواهیم داد.

 

 
 
 

أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ

 

سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ وَأَنَّ اللَّهَ

 

عَلَّامُ الْغُيُوبِ  

مکارم: آیا نمی‌دانستند که خداوند، اسرار و سخنان درگوشی آنها را می‌داند؛ و خداوند دانای همه غیبها (و امور پنهانی) است؟!

 

 

أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لَا نَسْمَعُ

 

سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُم بَلَى وَرُسُلُنَا

 

لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ  

مکارم: آیا آنان می‌پندارند که ما اسرار نهانی و سخنان درگوشی آنان را نمی‌شنویم؟ آری، رسولان (و فرشتگان) ما نزد آنها هستند و می‌نویسند!

 

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ

 

الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ

 

نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَلِكَ خَيْرٌ لَّكُمْ

 

 

وَأَطْهَرُ فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فَإِنَّ

 

 

اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ  

مکارم: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که می‌خواهید با رسول خدا نجوا کنید (و سخنان درگوشی بگویید)، قبل از آن صدقه‌ای (در راه خدا) بدهید؛ این برای شما بهتر و پاکیزه‌تر است و اگر توانایی نداشته باشید، خداوند غفور و رحیم است!

 

 
 

أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ

 

يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ

 

 

تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ

 

فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ

 

وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاللَّهُ

 

خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ  

مکارم: آیا ترسیدید فقیر شوید که از دادن صدقات قبل از نجوا خودداری کردید؟! اکنون که این کار را نکردید و خداوند توبه شما را پذیرفت، نماز را برپا دارید و زکات را ادا کنید و خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید و (بدانید) خداوند از آنچه انجام می‌دهید با خبر است!

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر ۱۳۹۵ساعت 22:47  توسط محمد ضیغم تبار  |