بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


به نام خداوند رحمتگر مهربان



حضرت آدم(ع) مسجود فرشتگان درقرآن سوره ۱۷:
الإسراء


إِذْ قُلْنَا لِلْمَلآئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إَلاَّ إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا

 ﴿۶۱﴾


و هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم براى آدم سجده كنيد پس [همه] جز


ابليس سجده كردند گفت آيا براى كسى كه از گل آفريدى سجده كنم﴿۶۱﴾



قَالَ أَرَأَيْتَكَ هَذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لأَحْتَنِكَنَّ



ذُرِّيَّتَهُ إَلاَّ قَلِيلًا﴿۶۲﴾



(سپس) گفت اين كسي را كه بر من ترجيح داده‏اي اگر تا روز قيامت مرا زنده


بگذاري همه فرزندانش را جز عده كمي گمراه و ريشه كن خواهم ساخت!﴿۶۲﴾



قَالَ اذْهَبْ فَمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَآؤُكُمْ جَزَاء مَّوْفُورًا ﴿۶۳﴾



خداوند فرمود: برو! هر كس از آنان از تو تبعيت كند جهنم


كيفرآنهااست،كيفري است فراوان! ﴿۶۳﴾




وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِم بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَ



شَارِكْهُمْ فِي الأَمْوَالِ وَالأَوْلادِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا ﴿۶۴﴾



هر كدام از آنها را مي‏تواني با صداي خودت تحريك كن، و لشكر سواره و


پياده‏ات را بر آنهاگسيل دار،و در ثروت و فرزندانشان شركت جوي، و آنها


را با وعده‏ها سرگرم كن ولي شيطان جز فريب و دروغ وعده‏اي نمي‏دهد.

﴿۶۴﴾




إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ وَكَفَى بِرَبِّكَ وَكِيلًا ﴿۶۵﴾



در حقيقت تو را بر بندگان من تسلطى نيست و حمايتگرى [چون]


پروردگارت بس است﴿۶۵﴾

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم شهریور ۱۳۹۰ساعت 18:58  توسط محمد ضیغم تبار  | 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


به نام خداوند رحمتگر مهربان


وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿۲۶﴾


و در حقيقت انسان را از گلى خشك از گلى سياه و بدبو آفريديم (26)



وَالْجَآنَّ خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ ﴿27﴾


و جن را پيش از آن از آتش گرم و سوزان خلق كرديم. (۲۷)



وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿۲۸﴾


و [ياد كن] هنگامى را كه پروردگار تو به فرشتگان گفت من بشرى را از

گلى خشك از گلى سياه و بدبو خواهم آفريد (28)



فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِينَ ﴿29﴾


پس وقتى آن را درست كردم و از روح خود در آن دميدم پيش او به سجده درافتيد (29)



فَسَجَدَ الْمَلآئِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿30﴾



پس فرشتگان همگى يكسره سجده كردند (30)



إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿31﴾


جز ابليس كه خوددارى كرد از اينكه با سجده‏كنندگان باشد (31)



قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلاَّ تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿32﴾


فرمود اى ابليس تو را چه شده است كه با سجده‏كنندگان نيستى (32)



قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿33﴾


گفت من آن نيستم كه براى بشرى كه او را از گلى خشك از گلى سياه و بدبو آفريده‏اى سجده كنم (33)



قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ ﴿34﴾



فرمود از اين [مقام] بيرون شو كه تو رانده‏شده‏اى (34)



وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ ﴿35﴾



و تا روز جزا بر تو لعنت باشد (35)



قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿36﴾


گفت پروردگارا پس مرا تا روزى كه برانگيخته خواهند شد مهلت ده (36)



قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ ﴿37﴾


فرمود تو از مهلت‏يافتگانى (37)



إِلَى يَومِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿38﴾



تا روز [و] وقت معلوم (38)



قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿39﴾


گفت پروردگارا! بخاطر اينكه مرا گمراه ساختي من نعمتهاي مادي را در

 زمين در نظر آنها تزيين مي‏دهم و همگي را گمراه خواهم ساخت! (۳۹)


إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ﴿40﴾


مگر بندگان خالص تو از ميان آنان را (40)



قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ ﴿41﴾


فرمود اين راهى است راست [كه] به سوى من [منتهى مى‏شود] (41)



إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ ﴿42﴾


در حقيقت تو را بر بندگان من تسلطى نيست مگر كسانى از گمراهان كه تو را پيروى كنند (42)



وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿43﴾


و قطعا وعده‏گاه همه آنان دوزخ است (43)



لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِّكُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُومٌ ﴿44﴾


[دوزخى] كه براى آن هفت در است و از هر درى بخشى معين از آنان [وارد مى‏شوند] (44)

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم شهریور ۱۳۹۰ساعت 17:59  توسط محمد ضیغم تبار  | 
 

سوره 7: الأعراف  جزء۹

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

خلقت حضرت آدم در قرآن

وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلآئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ ﴿11﴾

و در حقيقت‏شما را خلق كرديم سپس به صورتگرى شما پرداختيم آنگاه به فرشتگان گفتيم براى آدم سجده كنيد پس [همه] سجده كردند جز ابليس كه از سجده‏كنندگان نبود (11)

 

قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ ﴿12﴾

فرمود چون تو را به سجده امر كردم چه چيز تو را باز داشت از اينكه سجده كنى گفت من از او بهترم مرا از آتشى آفريدى و او را از گل آفريدى (12)

 

قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ ﴿13﴾

 

فرمود از آن [مقام] فرو شو تو را نرسد كه در آن [جايگاه] تكبر نمايى پس بيرون شو كه تو از خوارشدگانى (13)

قَالَ أَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿14﴾

گفت مرا تا روزى كه [مردم] برانگيخته خواهند شد مهلت ده (14)

 

قَالَ إِنَّكَ مِنَ المُنظَرِينَ ﴿15﴾

فرمود تو از مهلت‏يافتگانى (15)

 

قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿16﴾

 

گفت پس به سبب آنكه مرا به بيراهه افكندى من هم براى [فريفتن] آنان حتما بر سر راه راست تو خواهم نشست (16)

 

ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَآئِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ ﴿17﴾

 

آنگاه از پيش رو و از پشت‏سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مى‏تازم و بيشترشان را شكرگزار نخواهى يافت (17)

قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْؤُومًا مَّدْحُورًا لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿18﴾

 

فرمود نكوهيده و رانده از آن [مقام] بيرون شو كه قطعا هر كه از آنان از تو پيروى كند جهنم را از همه شما پر خواهم كرد (18)

 

وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلاَ مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿19﴾

 

و اى آدم تو با جفت‏خويش در آن باغ سكونت گير و از هر جا كه خواهيد بخوريد و[لى] به اين درخت نزديك مشويد كه از ستمكاران خواهيد شد (19)

 

فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِن سَوْءَاتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ ﴿20﴾

 

پس شيطان آن دو را وسوسه كرد تا آنچه را از عورتهايشان برايشان پوشيده مانده بود براى آنان نمايان گرداند و گفت پروردگارتان شما را از اين درخت منع نكرد جز [براى] آنكه [مبادا] دو فرشته گرديد يا از [زمره] جاودانان شويد (20)

 

وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ ﴿21﴾

 

و براى آن دو سوگند ياد كرد كه من قطعا از خيرخواهان شما هستم (21)

 

فَدَلاَّهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَاتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَا إِنَّ الشَّيْطَآنَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿22﴾

 

پس آن دو را با فريب به سقوط كشانيد پس چون آن دو از [ميوه] آن درخت [ممنوع] چشيدند برهنگى‏هايشان بر آنان آشكار شد و به چسبانيدن برگ[هاى درختان] بهشت بر خود آغاز كردند و پروردگارشان بر آن دو بانگ بر زد مگر شما را از اين درخت منع نكردم و به شما نگفتم كه در حقيقت‏شيطان براى شما دشمنى آشكار است (22)

 

قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿23﴾

 

گفتند پروردگارا ما بر خويشتن ستم كرديم و اگر بر ما نبخشايى و به ما رحم نكنى مسلما از زيانكاران خواهيم بود (23)

 

قَالَ اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ ﴿24﴾

 

فرمود فرود آييد كه بعضى از شما دشمن بعضى [ديگر]يد و براى شما در زمين تا هنگامى [معين] قرارگاه و برخوردارى است (24)

 

قَالَ فِيهَا تَحْيَوْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَجُونَ ﴿25﴾

 

فرمود در آن زندگى مى‏كنيد و در آن مى‏ميريد و از آن برانگيخته خواهيد شد (25)

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم شهریور ۱۳۹۰ساعت 16:20  توسط محمد ضیغم تبار  |